۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۶
کد مطلب: ۲۵٬۲۴۸

عقلانیت چرتکه‌ای

غرب‌زدگی «تب» است

مونا عادلی نیک ـ آگاه مسائل سیاسی

جناب آل‌احمد، شما ۶ دهه پیش نوشتید که کسانی که «خود» را باخته‌اند و به ماشین و مد و میز مدیریتی غربی دل بسته‌اند، بیمار هستند اما امروز اگر زنده بودید، شاید با تعجب می‌دیدید که صورت تب عوض شده؛ دیگر کمتر کسی برای یک یخچال خارجی جان می‌کند، اما نسل تازه‌ای از غرب‌زدگی در استخوان تصمیم‌گیری کشور نشسته است. غرب‌زدگی امروز را باید در دفتر برخی مدیران جست، نه در ویترین فروشگاه‌ها.

غرب‌زدگی «تب» است

آگاه: من آن را «عقلانیت چرتکه‌ای» می‌نامم. منطقی که هر چیزی را با عدد و سود و زیان آنی می‌سنجد و قدرت ملی را یک «بار اضافه» بر دوش اقتصاد می‌انگارد. شما در «غرب‌زدگی» از «آدم هرهری‌مآب» نوشتید که همه‌چیز را به قیمت خرید و فروش آن می‌بیند. امروز آن آدم، کت‌وشلوار مشاوره‌ای به تن کرده و پشت تریبون می‌گوید: «چرا باید در منطقه هزینه کنیم؟»، «چرا باید موشک گران بسازیم وقتی با مذاکره ارزان‌تر تمام می‌شود؟» و «تحریم‌ها را با امتیاز عزت، معاوضه کنیم.» این، همان خودباختگی پنهان است؛ نه از سر عشق به غرب، بلکه از سر تنبلی فکری برای باور توان خودی.
عجیب‌تر اینکه این نگاه، لباس «واقع‌بینی» و «مصلحت» پوشیده است. به‌نام کارشناسی، اراده جمعی را سست می‌کنند و ایستادگی را به «شعار احساساتی» تقلیل می‌دهند. شما می‌گفتید غرب‌زدگی یعنی «نداشتن مبنا». امروز مبنا را گم کرده‌ایم در محاسبات غلط؛ غافل از اینکه غرب امروز، کشوری را که عزت خود را با چرتکه می‌سنجد، از پیش باخته می‌بیند. مگر نه اینکه اقتدار موشکی ما، همان چیزی است که غرب را پای میز مذاکره کشانده؟ اما بعضی هنوز با معیار غربی، قدرت ملی را «ناکارآمد» ارزیابی می‌کنند. این، ریشه بی‌اعتمادی مردم به نخبگان است؛ وقتی می‌بینند کسی که باید سکان‌دار استقلال باشد، خودش به کارایی آن باور ندارد.
اما جای تاسف دارد که این آفت، فقط در لایه‌های بالای حکمرانی نیست. در زیست روزمره هم، غرب‌زدگی جدید یعنی واگذاری الگوریتم زندگی به شبکه‌های اجتماعی خارجی؛ جایی که حیای عمومی در برابر هنجارشکنی مبتذل عقب‌نشینی می‌کند و هر اختلاف ساده، به جنگ درونی «هموطن علیه هموطن» بدل می‌شود. غرب امروز، نیازی به لشکرکشی ندارد؛ کافی است در «اکسپلور» اینستاگرام، مرزهای شرم ما را جابه‌جا کند و نخبگان ما هم بگویند «این، خواست جامعه است!»
اینجا، حلقه غرب‌زدگی کامل می‌شود: از پایین، هویت را تخریب می‌کند، از بالا، اراده دفاع از آن را به تمسخر می‌گیرد. پس اگر امروز قرار است شما را بازخوانی کنیم، نقد را باید معطوف به همان جایی کنیم که «فروش عزت به قیمت دلار» در آن توجیه می‌شود. راه برون‌رفت، نه در بستن فضای مجازی و نه در شعار انتزاعی، که در بازتعریف عقلانیت است؛ عقلانیتی که هزینه «حیثیت ملی» را هم در ترازوی خود دارد. شما در آن سال‌ها گفتید که نجات، در «نه شرقی، نه غربی» است. امروز یعنی «نه به چرتکه غربی، نه به انفعال شرقی»؛ یعنی باور به اینکه «ما می‌توانیم» فقط یک شعار نیست، بلکه دقیق‌ترین محاسبه راهبردی ممکن است.
شما نگران «ماشین» بودید، ما نگران «نرم‌افزار ذهن» هستیم. اگر ماشین، تو را از خودت بیگانه می‌کرد، امروز الگوریتم و تحلیل غرب‌زده، «اراده‌ات» را می‌گیرد و وقتی اراده رفت، دیگر هیچ چیز باقی نمی‌ماند که بتوان آن را به نام «غیرت ملی» دفاع کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.