آگاه: مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان در حاشیه نشست بریکس در هند با ولیعهد امارات متحده عربی دیدار کرد و در این دیدار تاکید کرد که دو کشور ایران و امارات باید گذشته را کنار بگذارند و به آینده نگاه کنند. قطعاً همانطور که مدنظر رئیسجمهور محترم کشورمان است تجدید روابط با امارات میتواند برای ما مزیت داشته باشد و در حوزه مسائل اقتصادی و مالی برای ایران، آورده داشته باشد؛ اما در این میان چند سوال را باید پاسخ گفت؛ نخستین سوال آن است که آیا امارات حاضر است تعهد دهد که دیگر از پایگاههای نظامیاش توسط آمریکا به مردم ایران حمله نمیشود؟ آیا امارات تعهد میدهد که دیگر چشم طمع به جزایر سهگانه ایرانی نداشته باشد؟ ایا امارات تعهد میدهد که ایستگاههای موساد را در سرزمینش تعطیل کند؟ آیا امارات تعهد میدهد که دیگر به عناصر تروریستی و تکفیری در جنوب شرق ایران، کمک مالی و لجستیکی نکند؟
خیانت، فراموش نمیشود
بدون تردید، تقویت دیپلماسی منطقهای فینفسه امری عاقلانه و مقتضای عزت سیاسی است، اما نباید فراموش کرد که همین کشورهایی که امروز بر سر میز مذاکره با آنان مینشینیم، در جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، حریم هوایی و بنادر و خاک خود را در اختیار دشمن صهیونیستی و آمریکایی قرار دادند و آتش تجاوز را داغتر کردند. دوستی با همسایه نباید به قیمت فراموشی خیانت باشد.
سیاست همسایگی، اصل درست و راهبردی است؛ اما همسایگی معنا و سلسلهمراتب دارد. وقتی کشوری چون امارات پایگاه هوایی بزرگترین دشمن ملت ما را در خاک خود جا داده است، یعنی در جنگ ترکیبی، خط مقدم و خط دیپلماسی در یک جغرافیا جمع شدهاند و ما نباید غفلت کنیم که درگیری، وجودی است، نه صرفاً دیپلماتیک.
تجدید روابط با ابوظبی را نه میتوان نفی کرد و نه باید تعلیق کرد؛ اما آینهای که تاریخ ۴۰ روز جنگ به ما نشان داد، روشن است: آنان در تحریمهای بانکی و انتقال تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی از ارتش متجاوز آمریکا، سهم چشمگیری داشتند. روابط را میتوان گرم کرد، اما هوشیاری راهبردی را هرگز نباید سرد گذاشت.
اصل حسن همجواری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، اصل ثابت و برخاسته از فقه سیاسی و عقلانیت انقلابی است؛ لکن این اصل بدان معنا نیست که خیانتهای ثبتشده در پرونده دو جنگ تحمیلی اخیر به بایگانی سپرده شود. وحدت منطقهای مطلوب است، اما وحدتی که بر پایه فراموشی خون شهدا شکل بگیرد، وحدت نیست؛ تسلیم است.
ابهامات تجدید روابط با امارات
نگاه به آینده و عبور از گذشته، شعاری جذاب در دیپلماسی است، به شرط آنکه طرف مقابل دست از سیاستهای مخرب خود بردارد. وقتی از توسعه مناسبات با کشورهای حاشیه خلیج فارس سخن میگوییم، آیا این پرسش طرح شده است که چه پاسخی برای ادعاهای واهی علیه حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سهگانه وجود دارد؟ آیا امارات حاضر است رسماً خط قرمز خود را در برابر حضور سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در خاکش تعریف کند یا تنها به لبخندهای دیپلماتیک و توافقات روی کاغذ اکتفا خواهد کرد؟
پذیرش ضرورت تعامل اقتصادی با همسایگان هرگز نباید به معنای چشمپوشی از واقعیتهای راهبردی میدان باشد. رئیسجمهور محترم بر آیندهنگری تأکید دارند؛ اما آینده بدون تضمینهای سفتوسخت امنیتی، تکرار خسارتهای گذشته است. آیا ابوظبی تضمین میدهد که پناهگاه امن شبکههای پولشویی و اخلالگران ارزی علیه شبکه مالی ایران نباشد؟ آیا میتوان دست دوستی را فشرد در حالی که زیرساختهای اقتصادی و بندری آن کشور همچنان بستر تحریمپذیری و فشار بر معیشت ملت ماست؟
دیدار در حاشیه نشستهای بینالمللی نظیر بریکس و تمرکز بر همکاریهای تجاری، روی کاغذ یک گام رو به جلوست؛ اما دیپلماسی تجاری نمیتواند و نباید سایه سنگین تهدیدات نظامی را نادیده بگیرد. سوال راهبردی اینجاست: آیا همسایگان جنوبی ما حاضرند هزینههای گزاف امنیتیسازی خلیج فارس و حضور نظامی بیگانگان در منطقه را متوقف کنند؟ آیا تضمینی وجود دارد که دلارهای نفتی این کشورها بار دیگر در خدمت پروژههای امنیتیسازی علیه امنیت ملی ایران قرار نگیرد؟ تجارت مهم است، اما امنیت ملی معاملهبردار نیست.
ضرورت گشایشهای اقتصادی و تنشزدایی با همسایگان امری انکارناپذیر است، اما نباید به بهانه توسعه روابط، چشمان خود را بر روی کارتهای بازی دشمن ببندیم. وقتی سخن از ورق زدن صفحه گذشته با امارات به میان میآید، باید توجه داشت که این کشور دارای پرونده باز دخالتهای منطقهای در یمن و خلیج فارس است؛ قطعاً نمیتوان از امنیت پایدار سخن گفت در حالی که حریم هوایی و بندری کشورهایی نظیر امارات در بحرانهای گذشته به پایگاه لجستیکی فشار بر ضدایران تبدیل شده بود. نگاه به آینده نیازمند صداقت در عمل است، نه فقط تکرار تعارفات دیپلماتیک.
بانک اهداف خود را محدود نکنیم
ما برای ارتقای بازدارندگی خود، یک وظیفه مشخص داریم؛ ما باید اهرمهای قدرت خود را حفظ کنیم؛ تنگه هرمز، اهرم قدرت ماست. باید توانایی و قابلیت خود را در انسداد تنگه هرمز و حتی بابالمندب حفظ کنیم. باید قابلیت و توانایی خود را در هدف قرار دادن امارات و سایر کشورکهای همپیمان با رژیم صهیونیستی در منطقه حفظ کنیم. نباید بیجهت و تحت تاثیر دیپلماسی لبخند، وارد فاز تنشزدایی با اعراب حاشیه خلیج فارس شویم؛ باید توجه کنیم که ترتیبات امنیتی و معادلات راهبردی منطقه غرب آسیا دیگر به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ بازنمیگردد. اگر وارد فاز تنشزدایی بیجهت و پیمانهای مضحک منطقهای شویم، آنگاه در صورت تجاوز احتمالی مجدد آمریکا و اسرائیل به کشورمان، بانک اهدافمان محدود میشود و در زدن کشورکهای حاشیهای خلیج فارس، محدودیت و محذوریت و معذوریت خواهیم داشت. تغییر در ژئوپولیتیک شیعه، عقیمسازی حزبالله، تضعیف بازدارندگی شبکهای ایران و در نهایت تمهید برای دور بعدی حملات گسترده به خاک ایران، تصمیم قطعی اسرائیل و آمریکا است. نتانیاهو و ترامپ با محاسبه مهار کامل تهران در منطقه خلیج فارس، بهخصوص تنشزدایی نادرست با امارات و تحدید بانک اهداف، خود را در جنگ زیرساختی دارای دست برتر کامل میدانند و براساس این محاسبه بهشکلی سیستماتیک، آهسته و پیوسته، اقدامات شیطانی خود را به پیش میبرند. ما برای خنثی کردن این توطئه باید نشان دهیم که بانک اهدافمان در خلیج فارس خصوصا در قطر و امارات به هیچ عنوان محدود نشده است و گزینه انسداد کامل بابالمندب و تهدید خطوط لوله انتقال نفت ینبع عربستان و فجیره امارات واقعی است.
نظر شما