آگاه: «دفاع مقدس» در ادبیات جمهوری اسلامی، پیش از آنکه نامی برای یک دوره جنگی باشد، بیانگر موضع یک ملت در برابر تجاوز است. از اینرو، دفاعی بودن یک جنگ الزاما به معنای انفعال در میدان نبرد نیست. ممکن است آغاز جنگ از سوی دشمن باشد؛ اما شیوه دفاع، از همان لحظه میتواند فعال، مبتکرانه و حتی تهاجمی باشد. تجربه جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی هشتساله و دو جنگ اخیر نیز از همین منظر قابل فهم است. بنابراین، استفاده از عنوان «دفاع» برای جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، تعارف سیاسی نیست؛ ناظر به این واقعیت است که جمهوری اسلامی آغازگر حمله نبوده و اقدامات نظامی آن در پاسخ به تجاوز صورت گرفته است. در جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ حمله به ایران را آغاز کرد و در جنگ ۴۰ روزه نیز آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند ۱۴۰۴ حملات هماهنگ خود را علیه ایران آغاز کردند.
اما مسئله مهمتر، تفاوت میان ماهیت دفاع و راهبرد دفاعی است. دفاع ممکن است از حیث آغاز درگیری، واکنشی باشد؛ اما از حیث راهبردی، منفعل نباشد. دفاع منفعل در نهایت میکوشد حمله را دفع کند؛ ولی دفاع فعال علاوه بر دفع حمله، در پی آن است که ابتکار عمل را از مهاجم بگیرد، هزینه تجاوز را افزایش و محاسبات آینده او را تغییر دهد. همین نقطه، محل پیوند مفهوم دفاع با بازدارندگی است.
مبنای قرآنی این رویکرد را میتوان در آیه ۶۰ سوره انفال مشاهده کرد: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ...»؛ یعنی پیش از آنکه سخن از درگیری به میان آید، فرمان به آمادگی و فراهم کردن قدرت داده میشود. ترتیب آیه معنادار است: اعداد (تهیه کردن) مقدمه ارهاب (ترساندن) است؛ یعنی قدرت باید به اندازهای باشد که دشمن را از اقدام بازدارد. خود آیه نیز در ادامه، آمادگی را وسیلهای برای ایجاد هراس در دشمن معرفی میکند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل این آیه، ضرورت آمادگی را با واقعیت تعارض میان جوامع انسانی مرتبط میداند و توضیح میدهد که اختلاف منافع و روشهای اجتماعی میتواند به نزاع و جنگ منتهی شود؛ بنابراین جامعه اسلامی باید خود را برای چنین احتمالی آماده کند (المیزان، جلد ۹، صفحه ۱۵۰). بر این اساس، دستور اعداد ناظر به جنگطلبی نیست؛ ناظر به واقعبینی درباره امکان تهدید و ضرورت برخورداری از قدرت برای حفظ امنیت جامعه است.
«رِبَاطِ الْخَیْل» نیز در این چارچوب نباید در مصداق تاریخی آن متوقف شود. اسبهای آماده، ابزار نظامی متناسب با زمان نزول بودند و آیه با تعبیر عام «مِن قُوَّةٍ» اصل آمادگی را به توان موجود و قابل تحصیل پیوند میدهد. روایت نبوی «ألا إن القوة الرمی» نیز در منابع تفسیری ذیل آیه نقل شده است (البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۷۰۷)؛ یعنی «قوه» در یک مصداق مهم به توانایی رزم و تیراندازی تفسیر شده است. بنابراین، آنچه از آیه برای زمان حاضر قابل استفاده است، اصل برخورداری از قدرت متناسب با شرایط زمان است، نه تکرار شکل تاریخی ابزار جنگی.
تجربه دفاع مقدس هشتساله نمونه روشنی از این تحول است. جنگ با تجاوز عراق آغاز شد؛ اما راهبرد ایران به تدریج از صرف دفع حملات به انجام عملیاتهای گسترده و بازپسگیری مناطق اشغالی تغییر کرد. عملیاتهایی مانند فتحالمبین و بیتالمقدس نشان دادند که دفاع موفق میتواند با گرفتن ابتکار عمل از دشمن همراه شود. در مراحل بعد نیز عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵ نشان دادند که توان دفاعی زمانی به بازدارندگی نزدیک میشود که دشمن بداند حمله به ایران صرفا با مقاومت در خط مقدم پاسخ داده نمیشود و میتواند با واکنش عملیاتی گسترده مواجه شود. همین منطق در جنگ ۱۲ روزه نیز اهمیت پیدا کرد. حمله اولیه، تلاش برای وارد کردن ضربه سنگین به توان نظامی و فرماندهی ایران بود؛ اما پاسخ جمهوری اسلامی، در چارچوب همان جنگ، صرفا به دفع حملات محدود نماند و با حملات موشکی به اهدافی در سرزمینهای اشغالی همراه شد. معنای راهبردی چنین پاسخی آن است که مهاجم نمیتواند جنگ را با هزینهای که خود تعیین میکند آغاز و مدیریت کند.
جنگ ۴۰ روزه نیز همین منطق را در مقیاسی گستردهتر آشکار کرد. این جنگ با حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و پس از بیش از یک ماه، با توافق بر سر آتشبس موقت متوقف شد. در طول درگیری، ایران نیز به حملات نظامی پاسخ داد و حتی در حوزههایی مانند تنگه هرمز از ظرفیتهای خود برای اعمال فشار متقابل استفاده کرد. فارغ از ارزیابی سیاسی نتایج این جنگ، از منظر راهبردی یک نکته روشن است: پاسخ به تجاوز، بخشی از سازوکار دفاع محسوب میشود و دفاع زمانی بازدارنده است که دشمن نتواند میان آغاز جنگ و تعیین هزینههای جنگ تفکیک ایجاد کند.
در اینجا تفاوت تهاجم با بازدارندگی تهاجمی نیز روشن میشود. تهاجم به معنای آغاز تعرض و تحمیل جنگ است؛ اما اقدام تهاجمی در چارچوب دفاع میتواند به معنای استفاده از ظرفیت نظامی برای دفع تجاوز، تحمیل هزینه به مهاجم و تغییر محاسبات او باشد. بنابراین، تحول راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی را دقیقتر است که حرکت از دفاع صرفا واکنشی به دفاع فعال و بازدارندگی مبتنی بر قدرت بنامیم.
آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ» دقیقا همین منطق را پیش روی جامعه اسلامی قرار میدهد: قدرت برای آغاز جنگ نیست؛ برای آن است که دشمن امکان و انگیزه تعرض را از دست بدهد. اگر با وجود این آمادگی، تجاوز رخ داد، همان قدرت باید امکان پاسخ موثر و تغییر محاسبات مهاجم را فراهم کند. از این منظر، دفاع مقدس در هر سه تجربه جنگی جمهوری اسلامی، با مفهوم بازدارندگی در تعارض نیست؛ دفاع در نقطه آغاز، واکنش به تجاوز است؛ اما در سطح راهبردی میتواند فعال، مبتکرانه و برخوردار از ظرفیت اقدام متقابل باشد. «رِباطِ الْخَیْل» در روزگار ما، نماد همین آمادگی دائمی است؛ آمادگیای که هدف نهایی آن، پیشگیری از جنگ از طریق ایجاد قدرتی است که دشمن را از آزمودن آن منصرف کند.
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۸
کد مطلب: ۲۵٬۴۲۴
نظر شما