۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۳
کد مطلب: ۲۵٬۴۲۵

تحول راهبردی ایران در سه تجربه جنگ تحمیلی

تهاجم برای بازدارندگی

حسین انجدانی ـ پژوهشگر و آگاه مسائل اندیشه‌ای

در ادبیات سیاسی و نظامی، «دفاع» غالبا به معنای عقب‌نشینی، پناه گرفتن در پشت حصارهای امنیتی و انتظار برای پایان تهاجم دشمن تلقی می‌شود. اما در تجربه ایران قوی، واژه «دفاع مقدس» هرگز به معنای این انفعال ایستا و ساکن نبوده است. بازخوانی سه تجربه جنگ تحمیلی (جنگ هشت‌ساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه) نشان می‌دهد که ما با یک «تحول راهبردی» روبه‌رو هستیم؛ تحولی که در آن، مفهوم دفاع از یک «رویکرد واکنشی»، به یک «بازدارندگی فعال و پیش‌دستانه» تبدیل شده است. این تحول، یک «جهش در پارادایم قدرت» است که ریشه در مبانی قرآنی و اندیشه استراتژیک امامین انقلاب رضوان‌الله‌ علیهما دارد.

آگاه: در جنگ اول، یعنی دفاع مقدس هشت‌ساله، ما با مفهومی از دفاع روبه‌رو بودیم که هدفش ابتدا «توقف پیشروی دشمن» و سپس «پاکسازی خاک» بود. در آن مقطع، امام راحل با استراتژی «دفاع همه‌جانبه» و بسیج بی‌سابقه نیروهای انسانی، ثابت کردند که اراده ایمانی می‌تواند خلأهای تجهیزاتی را جبران کند. اما حتی در آن دوران، جرقه‌های «راهبرد تهاجمی» در عملیات‌هایی چون «فاو» و «کربلا» دیده می‌شد؛ جایی که دفاع، با هدف «نابود کردن توان تهاجمی دشمن» به تهاجم تبدیل می‌شد. در واقع، دفاع مقدس در اندیشه امام راحل، دفاعی بود که برای رسیدن به صلح پایدار، باید «قدرت دشمن را در مرکز ثقلش» هدف قرار می‌داد.

تهاجم برای بازدارندگی
اما اگر در جنگ اول، «ایمان» پیشران اصلی برای جبران کمبودها بود، در تجربه‌های اخیر، جمهوری اسلامی توانست ایمان را با «دانش پیشرفته» و «تکنولوژی بومی» پیوند بزند. بازدارندگی فعال امروز، نه تنها بر پایه شجاعت، بلکه بر پایه «دقت»، «سرعت» و «عمق» استوار است. این تلاقی باعث شده است که دشمن دیگر نتواند با محاسبات قدیمی خود به ایران بنگرد؛ زیرا اکنون «قدرت تهاجمی در لباس دفاع»، از طریق موشک‌های نقطه‌زن و پهپادهای هوشمند، بازوی بازدارنده را به چنان ترازی رسانده است که هرگونه خطای محاسباتی دشمن، به بهای نابودی زیرساخت‌هایش تمام شود.  با گذشت زمان و ورود به تجربه‌های اخیر (جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه)، این منطق تکامل یافت و به «بازدارندگی فعال» تبدیل شد. در جنگ‌های جدید، ما دیگر تنها منتظر حمله دشمن نیستیم تا واکنش نشان دهیم، بلکه با تغییر «زمین بازی»، مفهوم دفاع را بازتعریف کردیم. «دفاع متحرک» در این دو جنگ، به این معنا بود که دشمن پیش از آنکه بتواند ضربه نهایی را وارد کند، با ضرباتی پیش‌دستانه و در عمق خاک خود، متوجه شود که هزینه تجاوز، به مراتب بیشتر از سود احتمالی آن است. این همان «بازدارندگی فعال» است؛ وضعیتی که در آن قدرت نظامی نه برای جنگ، بلکه برای «جلوگیری از جنگ» از طریق «ارعاب عقلانی دشمن» به کار گرفته می‌شود.
مبنای این تحول، در آیات کریمه قرآن نهفته است. قرآن کریم در حالی که در آیه ۱۹۰ سوره بقره، دستور به مقابله با کسانی می‌دهد که با مومنان می‌جنگند («وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ»)، در جای دیگر، منطق «آمادگی دائمی» را به عنوان شرط بقا معرفی می‌کند: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (انفال/۶۰). مفهوم «رِبَاطِ الْخَیْل» در قرآن، دقیقا به معنای ایجاد یک «حصار بازدارنده» است تا دشمن حتی تصور تجاوز را نکند. از این منظر، راهبرد جمهوری اسلامی در گذار از دفاع ایستا به بازدارندگی فعال، در واقع عملیاتی کردن منطق الهی «دفع فساد» است؛ همان‌طور که در آیه ۲۵۱ سوره بقره آمده است: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ». دفاع در اینجا، یعنی دفع فعالانه فساد برای برقراری نظم و عدالت جهانی.
کلیدی‌ترین بعد این تحول، در اندیشه رهبر شهید انقلاب (اعلی‌الله‌ مقامه) متجلی شده است. آقای شهید با درک دقیق از ماهیت دشمن، راهبرد ایران را نه در «تسلیم» و نه در «جنگ متقارن»، بلکه در «بازدارندگی فعال و پیش‌دستانه» تعریف کردند. ایشان مفهوم دفاع را از «واکنش به حمله» به «مدیریت تهدید» ارتقا دادند. در این مدل، «قوی ‌شدن» دیگر یک هدف نظامی نیست، بلکه یک «ضرورت شرعی و ملی» است. بازدارندگی فعال یعنی ایجاد وضعیتی که در آن دشمن بداند هرگونه تجاوز، پاسخی «سریع، شدید و در عمق» در پی خواهد داشت. این همان تغییری است که باعث شد در جنگ‌های اخیر، دشمن نتواند به اهداف استراتژیک خود برسد، زیرا با «دیواری از قدرت» روبه‌رو شد که پیش از برخورد، لرزه بر اندامش انداخته بود.
«بازدارندگی فعال» کوتاه‌ترین مسیر برای دستیابی به «صلح پایدار» است. تاریخ ثابت کرده است که صلح با متجاوزان، تنها زمانی برقرار می‌شود که دشمن به «ناپایداری پیروزی» خود پی ببرد. بازدارندگی فعال در واقع «زبان مشترک با طاغوت» است؛ زبانی که در آن، قدرت تهاجمی متمرکز، مانع هرگونه جسارت دشمن برای آغاز جنگ می‌شود. بنابراین، هرچه بازوی بازدارندگی فعال ما سخت‌تر و دقیق‌تر شود، احتمال وقوع جنگ‌های تحمیلی کاهش می‌یابد؛ زیرا دشمن در برابر اراده‌ای که «قدرت تهاجمی» را در خدمت «آرمان دفاع» گمارده است، دچار فلج تحلیلی می‌شود.
بنابراین، استفاده از واژه «دفاع» در هر سه جنگ، به دلیل «مشروعیت» است. در فقه اسلامی، مشروعیت جنگ تنها در حالت «دفع» است. اما «دفع» در تراز جمهوری اسلامی، به معنای انفعال نیست؛ بلکه دفاعی است که در خود «تهاجم برای بازدارندگی» را جای داده است. تعبیر «دفاع» بدان علت است که ما هرگز آغازگر جنگ نبوده‌ایم و لذا از «تهاجم فعال» سخن می‌گوییم چون می‌دانیم در برابر طاغوتی که عطش تجاوز دارد، تنها «قدرت بازدارنده» است که صلح را تضمین می‌کند. امروز، دفاع مقدس ما، دفاعی است که با «تخصص، ایمان و فناوری»، بازوی قدرت را به گونه‌ای فعال کرده است که هرگونه تفکری برای تجاوز، در همان ابتدای مسیر، شکست بخورد. این معنای حقیقی «عزت» در میدان نبرد است؛ اینکه دفاع کنیم، اما چنان قدرتمند، که دشمن هرگز جرات تهاجم را نیابد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.