آگاه: عراقچی تاکید کرد: امنیت پایدار در منطقه از مسیر گفتوگو، اعتمادسازی، همکاری و احترام متقابل میان کشورهای منطقه میگذرد، نه از حضور نظامی قدرتهای خارجی و تحمیل اراده آنان. او همچنین خواستار تغییر مسیر جهان از نظامیگری به توسعه پایدار، از مداخلهگرایی به احترام به حاکمیت ملی و از جنگهای بیپایان به سمت صلح پایدار شد. این سخنان یک پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی منطقه قرار میدهد: اگر حضور نظامی قدرتهای خارجی قرار است امنیت بیاورد، چرا منطقهای که سالها شاهد چنین حضوری بوده، همچنان با بحران، جنگ، ناامنی و رقابتهای فرسایشی مواجه است؟
واقعیت این است که میان قدرت دفاعی و نظامیگری تفاوتی اساسی وجود دارد. هیچ کشوری نمیتواند بدون برخورداری از توان دفاع از مرزها و منافع ملی خود، انتظار امنیت پایدار داشته باشد. اما تبدیل قدرت نظامی به ابزار دائمی برای تنظیم مناسبات سیاسی، معادله متفاوتی است؛ معادلهای که میتواند به جای پایان دادن به ناامنی، چرخهای از تهدید، واکنش و تهدید متقابل ایجاد کند.
مسئله مهمتر، جایگاه مردم در این معادلات است. در ادبیات سیاسی و امنیتی، گاهی جنگ با واژههایی مانند «موازنه»، «بازدارندگی» و «معادلات ژئوپلیتیک» توصیف میشود؛ اما پشت این واژهها انسانهایی قرار دارند که خانه، خانواده، امنیت و آینده خود را از دست میدهند. عراقچی نیز در سخنان خود تاکید کرد هزینه اصلی جنگ را مردم عادی با جان، خون، خانه و آینده خود میپردازند.
اشاره او به فاجعه میناب نیز از همین منظر اهمیت دارد. در این نگاه، قربانیان جنگ صرفا اعداد یک گزارش نیستند؛ هر قربانی یک خانواده، یک زندگی و آیندهای است که دیگر فرصت تحقق پیدا نمیکند. همینجاست که مفهوم امنیت باید از سطح محاسبات نظامی فراتر برود و دوباره به معنای واقعی خود، یعنی حفاظت از جان و آرامش مردم، بازگردد.
از سوی دیگر، سخنان عراقچی متوجه یک مسئله مهم در ساختار بینالمللی نیز بود: اجرای گزینشی قواعد. اگر حقوق بینالملل در برابر برخی اقدامات با قدرت واکنش نشان دهد و در برابر برخی دیگر سکوت کند، طبیعی است که اعتماد کشورها به این سازوکارها آسیب ببیند. وزیر امور خارجه ایران با اشاره به همین موضوع، بر ضرورت عدالت جهانشمول و احیای اعتبار حقوق بینالملل تاکید کرد.
این مسئله در غرب آسیا اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ منطقهای که تجربه جنگهای متعدد، مداخلات خارجی و بحرانهای طولانیمدت را پشت سر گذاشته است. امنیت این منطقه را نمیتوان برای همیشه به بازیگران بیرونی سپرد. کشورهای منطقه، با همه اختلافات و رقابتهایشان، ناگزیرند درباره آینده امنیتی خود گفتوگو کنند و سازوکاری برای کاهش سوءتفاهم، مدیریت اختلافات و جلوگیری از تبدیل بحرانهای سیاسی به درگیری نظامی پیدا کنند.
البته رسیدن به چنین نظمی ساده نیست. بیاعتمادیهای انباشته، اختلافات سیاسی و امنیتی و رقابت قدرتهای منطقهای در چند دهه شکل گرفتهاند و نمیتوان با یک سخنرانی آنها را کنار گذاشت. اما تغییر نگاه به مسئله، میتواند نقطه آغاز باشد.
پیام اصلی سخنان عراقچی را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: امنیتی که از بیرون منطقه تحمیل شود، لزوما امنیت پایدار نیست. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که کشورهای منطقه بتوانند بدون قیمومیت خارجی، درباره آینده خود گفتوگو کنند و در کنار قدرت دفاعی، دیپلماسی، همکاری اقتصادی و احترام متقابل را نیز به ابزارهای اصلی تامین امنیت تبدیل کنند.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین چرخشی نیاز دارد؛ چرخشی که در آن قدرت نظامی وسیلهای برای جلوگیری از تجاوز باشد، نه جایگزین سیاست و امنیت، پیش از آنکه به معنای حضور بیشتر سلاح و نیرو باشد، به معنای زندگی امنتر مردم تعریف شود. این همان نقطهای است که سخن از «چرخش جهانی» را از یک شعار دیپلماتیک، به یک مطالبه جدی تبدیل میکند.
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۱
کد مطلب: ۲۵٬۴۷۴
سخنرانی اخیر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، در کنفرانس «فراخوانی برای یک چرخش جهانی» را نمیتوان صرفا یک موضعگیری دیپلماتیک در یک نشست بینالمللی دانست. آنچه در این سخنان برجسته بود، تلاش برای بازتعریف یکی از بنیادیترین مسائل سیاست خارجی ایران بود؛ مسئلهای که دهههاست بخش مهمی از تحولات غرب آسیا را تحت تاثیر قرار داده است: امنیت و اینکه چه کسی باید آن را تامین کند.
نظر شما