آگاه: این رویارویی هوشمندانه، بستری زنده برای پیوند ابزارهای نوین رایانهای با نبوغ اصیل هنرمندان ایرانی فراهم ساخته است. گنجاندن این بخش در کنار قالبهای نامآشنایی همچون داستانی، مستند و پویانمایی، پاسخی خردمندانه به نیازهای جهان امروز و کوششی امیدبخش برای پیوند زدن تخیل بومی با زبان فناوری نوپدید است؛ حرکتی که پنجرههایی تازه به روی دنیای تصویر میگشاید.
تاریخ هنر همواره در کشاکش میان «سنتهای پابرجا» و «دگرگونیهای پیشبینیناپذیر» نفس کشیده است. در اواخر سده نوزدهم، هنگامی که جعبه جادویی عکاسی متولد شد، گروهی از نقاشان با نگرانی از مرگ هنر سخن گفتند؛ سالها بعد، با جان گرفتن صدای بازیگران در سالنهای تاریک، تابیدن رنگ بر پرده نقرهای و راه یافتن نگارههای رایانهای، باز هم همان نگرانیها تکرار شد. با وجود تمام این هراسها، گذشت زمان ثابت کرد که فناوری نهتنها روح آفرینش هنری را کمرنگ نکرده، بلکه دایره پرواز اندیشه و خیال انسان را گستردهتر ساخته است. امروز سینمای ما پیش روی جهش بزرگ دیگری ایستاده است؛ سامانههای هوشمند پردازش تصویر و داده که سازوکار صحنهپردازی، طراحی نماها، ساخت جلوههای بصری و حتی شکلگیری درام را زیرورو کردهاند. رویکرد ستودنی جشنواره فیلم ۱۰۰ و جشنواره بینالمللی کودکان و نوجوانان نشان داد که سینمای کشور سودای بستن چشمها بر این موج خروشان را ندارد و اسیر نگرانیهای بیجا نشده است. به رسمیت شناختن این ابزارها در بخش مسابقه، گامی پیشدستانه و دوراندیشانه است که فیلمسازان نسل تازه را به آزمودن راههای نرفته، رهایی از ساختارهای کهنه و دستیابی به زبان بصری بدیع فرامیخواند.
همگانی شدن ساخت تصویر و شکستن سد هزینههای سنگین
یکی از دستاندازهای همیشگی پیش پای فیلمسازان جوان و سازندگان فیلمهای کوتاه، هزینههای سرسامآور ساخت صحنه، سفرهای پرخرج برای یافتن لوکیشن، تجهیزات پیچیده و جلوههای سنگین بصری بوده است. هوش مصنوعی نقشی تاریخی در همگانی کردن امکان آفرینش هنری بازی میکند و بار هزینههای گزاف را از دوش هنرمند برمیدارد. امروز یک فیلمساز خلاق و باانگیزه میتواند پشت یک رایانه، گوشههایی از تاریخ کهن، چشماندازهای شگفتانگیز و فضاهای رویایی دستنیافتنی خلق کند؛ تصاویری که در گذشته به بودجههای کلان و استودیوهای عریضوطویل نیاز داشتند. این همان درک روشنی است که جشنواره ۱۰۰ و جشنواره کودک و نوجوان به درستی به آن رسیدهاند. با گشودن این میدان، دست جوانانی باز میشود که گنجینهای از ایدههای تازه در سر دارند، اما توان مالی برای ساخت پروداکشنهای بزرگ را ندارند. هوش مصنوعی فرصتی برابر پیش پای هنرمندان شهرهای گوناگون و حاشیهای قرار میدهد؛ اکنون نبوغ در خلق مفاهیم، مهندسی کلمات در راهنمایی سامانهها و هوشمندی زیباییشناختی سرنوشت اثر را رقم میزند، نه سنگینی جیب سرمایهگذاران.
رستاخیز ایجاز در قاب ۱۰۰ ثانیهای
جشنواره بینالمللی فیلم ۱۰۰ اساسا بر فشردگی پیام، ضرباهنگ تند و ضربه کوبنده نهایی استوار است. آوردن ابزارهای هوش مصنوعی به سه میدان رقابتی این دوره یعنی «بینالملل؛ نبرد برای کودکان جهان»، «ملی؛ نبرد برای آینده» و «ویژه؛ نبرد برای وطن»، آزمونی درخشان برای آشتی دادن ابزارهای محاسباتی با موضوعات انسانی و میهنی بود.
نگاهی به فهرست نامزدهای این دوره، روشنگر گوناگونی چشمگیر نگاهها و موضوعات است:
در بخش بینالملل با محوریت «نبرد برای کودکان جهان»، آثاری مانند «زخمه» به کارگردانی سیدمحسن مهاجری، «قول بابا» ساخته امیرحسین ملکزاده و اثر تحسینشده خارجی «O Peso de Não Existir» از گابریل اولیویرا، نمایانگر آن بودند که این سامانهها میتوانند رنج، مظلومیت و امید کودکان در بند جنگ را با زبان تصویری پرکشش و احساسی عمیق پیش چشم بنشانند.
در بخش ملی با شعار «نبرد برای آینده»، آثاری همچون «خاک، دریا، پرچم» از محمد مهرجو و «خط قرمز» از محمدرضا دهقان به مرحله پایانی رسیدند؛ آثاری که توانستند قدرت شبیهسازی بصری را در خدمت مفاهیم همبستگی، هویت و پاسداری از مرزهای کشور به کار گیرند.
در بخش ویژه با عنوان «نبرد برای وطن»، نام فیلمهای «پیروزی به سبک یانکیها» از مجید رستگار، «پیش از سپیده» به کارگردانی فاطمه سیاره و دو اثر دیدنی «خالیوود» و «خون سرخ» از روحالله مهدوی به چشم میخورد. این آثار شاهدی زنده بر این حقیقتاند که حتی روایتهای مقاومت و تاریخ حماسی کشور نیز مجبور به ماندن در الگوهای قدیمی نیستند و میتوان با زبان بصری مدرن، با مخاطب نسل نو پیوندی استوار برقرار کرد. این ترکیب هوشمندانه میان پیام و روش ساخت نشان داد که این پدیده تازه، صرفا اسباب سرگرمی یا تفنن نیست، بلکه بستری قدرتمند برای بازگویی آرمانها و هویت ایرانی است.
بال گشودن تخیل در کهنشهر اصفهان
در سوی دیگر ماجرا، در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در دیار اصفهان، نیاز به تخیل رها و بیمرز از هر جای دیگری پررنگتر است. دنیای ذهن کودک امروز آکنده از کشف، پویایی و رنگهای ناشناخته است. راهیابی ۲۶ اثر از میان نزدیک به ۳۰۰ اثر رسیده به بخش رقابت پویانمایی کوتاه و هوشمصنوعی، نویدبخش تولد جریانی پویا در ساخت انیمیشن در ایران است.
حضور پررنگ آثار دارای نشان هوش مصنوعی در فهرست پذیرفتهشدگان، چشماندازی تازه را نمایان ساخت:
«بستنی شور» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیهکنندگی میثم نورانی
«پنجرههای آفتابی» به کارگردانی و تهیهکنندگی گلاره رنجبر
«خال خالی» ساخته پدرام بهرامی و تهیهکنندگی عطا پناهی
«زومپیا» به کارگردانی کاوه کنعانی و تهیهکنندگی میثم نورانی
«ماهیها گریه نمیکنند» اثر فرشاد فرهنگ
«نقطه» ساخته امیرارسلان حسینزاده
«یجور دیگه ادامه میدیم» به کارگردانی علی عبیری
کودکان این روزگار پیش از آموختن الفبا، سرگرم کار با گوشیها و صفحههای لمسی بودهاند؛ بنابراین برانگیختن شگفتی آنها با شیوههای کند و تکراری گذشته کاری دشوار است. بهرهگیری از این سامانهها در آثاری چون «زومپیا»، «خال خالی» یا «بستنی شور»، دست سازندگان را برای پردازش شخصیتهای خیالی تازه، فضاسازیهای پرتحرک و روایتهای شیرین کودکانه باز گذاشته است. همراهی بنیاد سینمایی فارابی و شهرداری اصفهان در این مسیر، پایهگذار بستری ارزشمند برای صنعتیتر شدن ساخت پویانمایی با تکیه بر فناوریهای نوین است.
هوش مصنوعی دستیار است، نه جانشین روح هنرمند
همواره در محافل هنری این دغدغه مطرح میشود که مبادا سرایت ماشینها به وادی هنر، احساس ناب انسانی را بخشکاند و آثار را به خروجیهایی سرد و بیروح فروکاهد. اما تأمل در آثاری که توانستهاند به این دو رویداد راه یابند، پرده از جایگاه بیجانشین انسان برمیدارد. هیچ برنامهای بهخودیخود داستانی تاثیرگذار خلق نمیکند؛ این چشم بینا، قلب حساس و ذوق کارگردان و نویسنده است که به تصاویر تولیدشده جهت، ریتم و عاطفه میبخشد.
در واقع، این پدیده جدید قرار نیست جایگزین فیلمساز شود، بلکه همچون قلممویی بسیار تواناتر، پهنه وسیعتری برای رنگآمیزی در اختیارش میگذارد. آثار حاضر در میدان رقابت نشان دادند که درونمایههایی چون مهر مادری، وفاداری، ایثار، غم هجران و عدالتخواهی، ریشه در جان انسان دارند و این ابزارها تنها آینهای نو برای بازتاب دادن این گوهرها به شمار میروند.
چشمانداز فردا؛ پیشگامی به جای واپس ماندن
شجاعت متولیان برگزاری این دو رویداد معتبر سینمایی در پذیرش این جریان، نباید حرکتی مقطعی باقی بماند، بلکه باید به سرآغاز تحولی بنیادین در دانشگاهها، هنرستانها و انجمنهای سینمایی سراسر کشور بدل شود. استقبال از دگرگونیهای تازه همواره نیازمند گذر از محافظهکاریهای دستوپاگیر و تکیه بر ذوق نسل جوان است. همراه شدن سینمای ما با تحولات امروز دنیا ثابت کرد که چرخ این هنر در کشور ما به گذشته قفل نشده است. با هدایت درست این موج و درآمیختن آن با فرهنگ غنی و داستانهای اصیل ایرانی، نهتنها از چرخه پیشرفت جهانی عقب نخواهیم ماند، بلکه میتوانیم در صف نخست پیشگامان سینمای خلاق فردا بایستیم. این اقدام بهموقع، آغاز فصلی نویدبخش در سینمای ایران است؛ فصلی که در آن ذوق هنرمند و توان پردازش رایانه شانه به شانه هم، پردههای سینما را روشن میکنند.
نظر شما