آگاه: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سخنرانی خود در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بار دیگر با ترکیبی از خودستایی افراطی، آمارهای ساختگی و تهدیدهای آشکار علیه جمهوری اسلامی ایران، تلاش کرد ناکامیهای سیاست خارجی واشنگتن را زیر لایهای از لافزنی پنهان کند. او در حالی که از قدرتمندترین ارتش جهان و زنده شدن آمریکا دم میزد، بخش قابل توجهی از وقت خود را به حملات بیپایه علیه ایران اختصاص داد و حتی از گزینه نابودی جمهوری اسلامی سخن گفت؛ ادعاهایی که نه تنها با واقعیتهای میدانی در تناقض است، بلکه نشاندهنده استیصال واشنگتن در برابر مقاومت ایران است.
ترامپ در بخشی از سخنانش که آشکارا رنگ و بوی انتخاباتی داشت، مدعی شد ایران با تولید موشکهایی با قابلیت رسیدن به اروپا، توانمندیهای منطقه را تهدید کرده و حالا دیگر قلدر خاورمیانه نیست. او سپس با لحنی حماسی اما کاملا بیاساس، از عملیاتی به نام خشم حماسی سخن گفت که طی آن همه کشتیهای نیروی دریایی ایران را غرق کردیم، نیروی هوایی و رادارها را نابود کردیم، تاسیسات پدافندی را از بین بردیم و قابلیتهای تولید موشک و پهپاد را تقریبا نابود ساختیم. این ادعاها در حالی مطرح میشود که نه تنها هیچ شواهد مستقلی از وقوع چنین عملیات گستردهای وجود ندارد، بلکه نیروی دریایی و توان دفاعی ایران همچنان به عنوان یکی از عوامل بازدارنده مهم در منطقه شناخته میشود. طرح چنین ادعاهایی در مجمع عمومی سازمان ملل، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت باشد، بیانگر تلاش مذبوحانه برای ساختن روایت پیروزی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است.
رئیسجمهور آمریکا در ادامه، اقتصاد ایران را نابودشده توصیف کرد و مدعی شد تنها چیزی که باقی مانده، تورم بالای ۳۰۰ درصدی است که کشور را نابود میکند. این در حالی است که گزارشهای متعدد نهادهای بینالمللی و حتی برخی تحلیلهای غربی، از تابآوری اقتصاد ایران در برابر فشارهای حداکثری و تنوعبخشی به شرکای تجاری سخن میگویند. ترامپ همچنین ادعا کرد پس از توافق آتشبس برای گفتوگوهای هستهای، ایران همچنان به اقدامات علیه کشتیهای غیرنظامی ادامه داده است. او سپس دو راه پیش روی خود گذاشت: یا توافقی که اجازه دهد ایران یکی از بهترین کشورهای خاورمیانه یا حتی جهان شود، یا نابودی جمهوری اسلامی با سرعتی که فرصت واکنش ندهد. این دوگانهسازی آشکار، نه تنها با اصول منشور ملل متحد در تضاد است، بلکه نشان میدهد واشنگتن هنوز درگیر توهم قدرت مطلق است و از درک واقعیت بازدارندگی ایران عاجز مانده.
ترامپ در بخش دیگری از سخنانش، بدون ارائه هیچ سند معتبری، مدعی شد حکومت ایران همین امسال بیش از ۷۲ هزار نفر از شهروندان خود را صرفا به خاطر اعتراض کشته است. این رقم گزاف و متناقض با تمام گزارشهای میدانی و بینالمللی، بخشی از همان پروپاگاندای قدیمی است که سالهاست برای سیاهنمایی علیه ایران به کار گرفته میشود. او همچنین از شورای امنیت به خاطر قطعنامهای علیه اقدامات ایران قدردانی کرد و مدعی شد حامیان آن بیشتر از هر قطعنامه دیگری در تاریخ این شورا بوده است؛ ادعایی که با توجه به ترکیب شورای امنیت و وتوهای مکرر قدرتهای بزرگ، بیش از اندازه اغراقآمیز به نظر میرسد.
در حالی که ترامپ از اسکورت میلیونها بشکه نفت از تنگه هرمز و دعوت کشورها به انزوای کامل اقتصادی ایران سخن میگفت، واقعیتهای بازار انرژی چیز دیگری نشان میدهد. تلاش او برای پایین نگه داشتن قیمت نفت از طریق ابزارهای تبلیغاتی، بیش از آنکه موفق باشد، بیانگر نگرانی واشنگتن از تاثیر هرگونه تنش واقعی در منطقه بر اقتصاد جهانی است. ادعای او مبنی بر اینکه ایران میخواست در پشت سپر سلاحهای متعارف به سلاح هستهای دست یابد، نیز در تضاد کامل با مواضع رسمی تهران و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد که بارها بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران تاکید کردهاند.
سخنرانی ترامپ در مجموع، ترکیبی بود از خودشیفتگی، دروغهای آماری درباره وضعیت داخلی آمریکا و تهدیدهای تکراری علیه ایران. او در حالی از زنده شدن آمریکا و نرخ فقر پایین سخن میگفت که آمارهای رسمی جرم و جنایت و نابرابریهای اقتصادی در ایالات متحده همچنان چالشبرانگیز است. تمرکز ویژه او بر ایران و طرح گزینه نابودی، بیش از هر چیز نشاندهنده آن است که سیاست فشار حداکثری و ماجراجویی نظامی، نه تنها به نتیجه مطلوب واشنگتن نرسیده، بلکه هزینههای سنگینی برای اعتبار بینالمللی آمریکا به همراه داشته است.
ایران اما بر اساس تجربه دهههای گذشته، نشان داده که نه با تهدید نابود میشود و نه با ادعاهای مضحک درباره غرق شدن ناوگانش از مسیر استقلال و مقاومت دست میکشد.
۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۱
کد مطلب: ۲۵٬۵۷۸
نظر شما