آگاه: دفاع مقدس را نمیتوان تنها در چارچوب یک جنگ هشت ساله میان ایران و عراق تحلیل کرد؛ این دوره، نقطه عطفی در شکلگیری بخشی از ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی ایران درباره امنیت، استقلال و بازدارندگی بود. در این میان، رهبر شهید حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، که در دوران جنگ مسئولیتهای سیاسی و نظامی متعددی بر عهده داشت، بر ضرورت اتکای کشور به ظرفیتهای داخلی، افزایش توان دفاعی و پرهیز از وابستگی به قدرتهای خارجی تاکید میکرد. این تجربه بعدها در تحلیل ایشان از مناسبات قدرت جهانی و آینده آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز انعکاس یافت.
از سنگرهای دفاع مقدس تا میدان بازدارندگی؛ شکلگیری یک راهبرد
یکی از واقعیتهای مهم دفاع مقدس، فاصله قابل توجه ایران در آغاز جنگ با بسیاری از امکانات و ظرفیتهای نظامی مورد نیاز بود. در چنین شرایطی، یکی از پاسخهای راهبردی جمهوری اسلامی، حرکت به سمت خوداتکایی، سازماندهی نیروهای داخلی، تقویت صنایع دفاعی و استفاده از ظرفیت دانشگاهها، مراکز علمی و نیروهای متخصص بود. رهبر شهید در سالهای جنگ، بارها بر ضرورت تقویت بنیه دفاعی و افزایش توان کشور تاکید داشت. تجربه جنگ نشان داد که امنیت پایدار صرفا از طریق اتکا به تضمینهای خارجی حاصل نمیشود، بلکه نیازمند تولید قدرت ملی است.
از این منظر، دفاع مقدس را میتوان یکی از زمینههای شکلگیری مفهوم «بازدارندگی بومی» در جمهوری اسلامی دانست؛ مفهومی که بعدها در ادبیات سیاسی و امنیتی ایران گسترش یافت. نمونه عینی آن، تحول تدریجی توان دفاعی کشور در طول جنگ و پس از آن بود. مهمتر از دستاوردهای صرفا فنی، شکلگیری این باور بود که فشار خارجی الزاما به تسلیم منجر نمیشود و میتواند انگیزهای برای توسعه ظرفیتهای داخلی ایجاد کند.
این تجربه تاریخی در سالهای بعد با نوعی پیشبینی راهبردی درباره آینده نظم بینالملل همراه شد. رهبر شهید در سخنرانیها و بیانات مختلف، از افول تدریجی قدرت آمریکا، ناکارآمدی سیاستهای مداخلهگرایانه آن و آسیبپذیری ساختار قدرت اسرائیل سخن گفته است. یکی از مشهورترین نمونهها، سخنرانی سال ۱۳۹۴ درباره ۲۵ سال آینده رژیم صهیونیستی است که در آن، بقای این رژیم در افق زمانی مورد اشاره، محل تردید جدی قرار گرفت. این گزاره را باید در چارچوب یک تحلیل سیاسی درباره روندهای منطقهای و مقاومت فلسطینی و نه به عنوان پیشبینی علمی با تاریخ قطعی فهم کرد. در مورد آمریکا نیز محور استدلال ایشان بیشتر بر فرسایش تدریجی قدرت هژمونیک، افزایش هزینههای مداخلات خارجی و ظهور بازیگران جدید در نظام بینالملل استوار بوده است. از منظر نظریه روابط بینالملل، این تحلیل را میتوان با بحث «گذار قدرت» و نظریههای مربوط به افول هژمونی مقایسه کرد؛ نظریاتی که معتقدند هیچ نظم قدرتی برای همیشه ثابت نمیماند و تغییر توزیع قدرت اقتصادی، سیاسی و فناورانه میتواند ساختار نظام بینالملل را دگرگون کند. البته این مقایسه به معنای یکسان بودن مبانی نظری این دیدگاهها نیست.
نمونه دیگر، تعبیر «سیلی» به آمریکا پس از حمله به پایگاه عینالاسد در ژانویه ۲۰۲۰ است. رهبر شهید در واکنش به حمله موشکی ایران، آن اقدام را «سیلی» به آمریکا توصیف کرد. فارغ از ارزیابی سیاسی این رخداد، اصل واقعه نشان داد که ایران تلاش کرده است تهدید به پاسخ را با اقدام عملی پیوند بزند. در سالهای بعد نیز عملیات نظامی مستقیم ایران علیه اسرائیل، از جمله عملیات «وعده صادق» در سال ۱۴۰۳، این الگوی اعلام موضع، تهدید و سپس اقدام را برجستهتر کرد. درباره تعبیر «تحقق پیشبینیها» باید میان وقوع یک رخداد و اثبات قطعی یک پیشبینی تفاوت گذاشت؛ زیرا تحقق کامل پیش بینیهای راهبردی تنها با گذشت زمان و بررسی مجموعهای از شاخصها قابل سنجش است.
از این منظر، اهمیت تجربه دفاع مقدس در پیوند میان «تصویر آینده» و «ظرفیتسازی» نهفته است. اگر پیشبینی راهبردی بدون تولید قدرت باشد، به گزارهای سیاسی محدود میشود؛ اما هنگامی که با تقویت ظرفیتهای اقتصادی، فناورانه، دفاعی و دیپلماتیک همراه شود، میتواند به بخشی از راهبرد ملی تبدیل شود.
بهره سخن
دفاع مقدس را میتوان یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری نگرش راهبردی رهبر شهید دانست؛ نگرشی که بر خوداتکایی، افزایش قدرت ملی، مقاومت در برابر فشار خارجی و توجه به تحولات بلند مدت نظام بینالملل تاکید دارد. از این منظر، سخنان بعدی ایشان درباره افول آمریکا، آینده رژیم صهیونیستی و ضرورت پاسخ به اقدامات نظامی دشمن، ادامه همان تجربه تاریخی است. با این حال، تحلیل علمی این پیشبینیها مستلزم تفکیک میان «گزاره سیاسی»، «برآورد راهبردی» و «پیشبینی قابل آزمون» است. اهمیت میراث دفاع مقدس نیز دقیقا در همین نقطه قرار دارد؛ تبدیل تجربه تهدید به ظرفیت و تبدیل اعتماد به نفس سیاسی به قدرت ملی.
نظر شما