۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۵
کد مطلب: ۲۵٬۶۷۷

هادی رضایی، دبیر گروه سیاسی: در شرایطی که تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و برخی اقدامات امنیتی واشنگتن، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را افزایش داده است، تهران با ارسال پیام‌های صریح و بدون ابهام، اعلام کرده است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای هر سناریویی آماده‌اند و هرگونه خطای محاسباتی دشمن با پاسخی متفاوت و گسترده مواجه خواهد شد.

هشدار سخت ایران به دشمن

آگاه: بازگشت زودهنگام دونالد ترامپ از کمپ‌دیوید، انتشار تصاویری از پرواز بمب‌افکن‌های آمریکایی از پایگاه‌های این کشور در اروپا، افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و صدور هشدارهای امنیتی برای شهروندان آمریکایی در غرب آسیا، از جمله عواملی بوده‌اند که در رسانه‌ها به‌عنوان نشانه‌های احتمالی افزایش سطح تنش مورد توجه قرار گرفته‌اند.
با این حال، هیچ‌یک از این تحرکات به‌تنهایی نمی‌تواند وقوع یک حمله نظامی قریب‌الوقوع را اثبات کند. در چنین شرایطی، تفکیک میان «آمادگی نظامی»، «بازدارندگی»، «اعمال فشار سیاسی» و «تصمیم قطعی برای آغاز عملیات نظامی» اهمیت اساسی دارد. اما در سوی دیگر میدان، جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها غافلگیر نشده، بلکه آن‌گونه که مواضع رسمی نیروهای مسلح نشان می‌دهد، خود را برای مواجهه با سناریوهای مختلف آماده کرده است.

پیام روشن تهران به واشنگتن
در بیانیه قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص)، درباره احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران هشدار داده شده است چنانچه آمریکا علیه ایران اسلامی خطایی مرتکب شود، تمامی مراکز استقراری و منافع آن کشور در منطقه، بدون هیچ‌گونه محدودیت و ملاحظه‌ای، هدف حملات مستمر، موثر و دردناک قرار خواهد گرفت.
اهمیت این موضع‌گیری در آن است که تهران برخلاف برخی محاسبات جریان‌های جنگ‌طلب، تهدید نظامی آمریکا را صرفا در سطح «دفاع از مرزهای ایران» تعریف نمی‌کند؛ بلکه در چارچوب دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی، هرگونه حمله می‌تواند با پاسخ در نقاطی مواجه شود که برای مهاجم از اهمیت راهبردی برخوردار است. به بیان روشن‌تر، پیام ایران این است که آغاز جنگ ممکن است در اختیار دشمن باشد، اما تعیین‌کننده دامنه و هزینه‌های آن الزاما واشنگتن نخواهد بود. سوال اساسی اینجاست که اگر گزینه نظامی تا این اندازه پرهزینه است، چرا واشنگتن بار دیگر سطح تهدید علیه ایران را افزایش داده است؟
یکی از پاسخ‌ها را باید در تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت بازدارندگی خود در منطقه جست‌وجو کرد. واشنگتن طی سال‌های گذشته تلاش کرده است با ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات نظامی، تحریم و تهدید، تهران را به پذیرش ترتیبات امنیتی و سیاسی مورد نظر خود وادار کند. با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که فشار نظامی لزوما به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. اکنون نیز آمریکا با معادله‌ای پیچیده مواجه است: از یک سو می‌خواهد قدرت و ابتکار عمل خود را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر باید هزینه‌های احتمالی رویارویی با ایران و گسترش جنگ در منطقه را محاسبه کند.
گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که سطح تنش میان دو کشور به شکل محسوسی افزایش یافته و همزمان تحولات یمن، عربستان، دریای سرخ و تنگه هرمز بر پیچیدگی معادله افزوده است.

هرمز؛ نقطه‌ای که معادله را تغییر می‌دهد
تنگه هرمز در این میان جایگاهی کاملا متفاوت دارد. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه بی‌ثباتی جدی در آن می‌تواند آثار اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای ایجاد کند.
تجربه ماه‌های اخیر نیز نشان داده که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس به یکی از محورهای اصلی مناقشه ایران و آمریکا تبدیل شده است. در گذشته نیز واشنگتن تلاش کرده بود با ایجاد ترتیبات اسکورت دریایی، عبور کشتی‌ها از هرمز را تحت تاثیر قرار دهد؛ اقدامی که خود نشان‌دهنده حساسیت فوق‌العاده این آبراه در معادلات دو طرف است.
از نگاه تهران، هرگونه تلاش برای استفاده نظامی از هرمز می‌تواند به منزله ورود مستقیم به یکی از حساس‌ترین خطوط قرمز امنیتی منطقه تلقی شود. بنابراین، هرمز صرفا یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی در معادله بازدارندگی منطقه‌ای است.

گزینه‌ای که برای آمریکا آسان نیست
یکی از سناریوهایی که در محافل تحلیلی مطرح می‌شود، تلاش آمریکا برای اجرای یک عملیات مجدد محدود و سپس اعلام دستیابی به هدف و پایان سریع عملیات است. اما چنین سناریویی با یک پرسش اساسی مواجه است: اگر ایران تصمیم بگیرد پاسخ خود را محدود به همان نقطه حملهT نکند، آمریکا چگونه می‌تواند دامنه درگیری را کنترل کند؟ همان‌گونه که در درگیری‌های اخیر به خوبی این عزم راسخ را نشان داد. این پرسش دقیقا همان جایی است که محاسبات نظامی با واقعیت سیاسی برخورد می‌کند.
ممکن است واشنگتن توانایی وارد کردن ضربه سنگین به برخی اهداف را داشته باشد؛ اما پیروزی در یک عملیات هوایی با دستیابی به اهداف سیاسی جنگ دو مقوله متفاوت است همان‌گونه که در جنگ‌های اخیر ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و همچنین تحولات اخیر در تنگه هرمز به ‌خوبی مشخص شد که ایران پاسخ متناسب و پشیمان‌کننده به اشتباه دشمن می‌دهد و اینکه حمله نظامی لزوما به معنای پایان مقاومت طرف مقابل نیست و در بسیاری از موارد می‌تواند به باز شدن جبهه‌های جدید منجر شود.

بازدارندگی ایران؛ از تهدید تا توان عملیاتی
قدرت بازدارندگی ایران بر یک مولفه واحد متکی نیست. توان موشکی و پهپادی، سامانه‌های پدافندی، ظرفیت‌های دریایی، عمق جغرافیایی و شبکه روابط منطقه‌ای، مجموعه‌ای از قابلیت‌ها را شکل می‌دهند که در صورت اوج‌گیری جنگ می‌توانند در سطوح مختلف مورد استفاده قرار گیرند. مسئله اصلی این نیست که کدام طرف صرفا «قدرت بیشتری» دارد؛ مسئله اصلی آن است که کدام طرف می‌تواند هزینه‌های یک جنگ فرسایشی و چندلایه را بهتر مدیریت کند و تا چه اندازه قادر است اهداف سیاسی خود را از طریق قدرت نظامی محقق سازد.
در شرایط فعلی، شاید خطرناک‌ترین سناریو نه تصمیم آگاهانه برای آغاز یک جنگ تمام‌عیار، بلکه یک خطای محاسباتی باشد. اگر واشنگتن تصور کند که می‌تواند با یک ضربه محدود، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند و تهران نیز چنین حمله‌ای را آغاز یک پروژه گسترده‌تر برای تضعیف جمهوری اسلامی تلقی کند، چرخه‌ای از اقدام و واکنش شکل خواهد گرفت که کنترل آن دشوار است. به همین دلیل، هشدارهای تهران را باید در چارچوب سیاست بازدارندگی جمهوری اسلامی فهم کرد: ایران می‌خواهد به دشمن بفهماند که هزینه تجاوز، از پیش محاسبه‌شده و قابل مدیریت برای واشنگتن نخواهد بود.

پیام آخر؛ ایران غافلگیر نخواهد شد
اکنون منطقه در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد. از یک سو، تحرکات نظامی آمریکا و افزایش سطح هشدارها، احتمال تشدید را مطرح کرده و از سوی دیگر، کانال‌های سیاسی و میانجی‌گری همچنان فعال هستند.
در چنین شرایطی، ایران تلاش دارد دو پیام را همزمان منتقل کند: نخست اینکه مسیر دیپلماسی و حل سیاسی اختلافات به‌طور کامل کنار گذاشته نشده است و دوم اینکه هیچ مذاکره‌ای زیر سایه تهدید نظامی و هیچ توافقی با پذیرش تجاوز همراه نخواهد بود. هشدار صریح قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (ص) نیز دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است، هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران، با پاسخ مواجه خواهد شد و این پاسخ لزوما در همان نقطه‌ای که حمله آغاز شده، متوقف نخواهد ماند.
اکنون توپ در زمین واشنگتن است. اگر هدف آمریکا اعمال فشار برای دستیابی به امتیازات سیاسی است، ابزارهای دیپلماتیک همچنان وجود دارد؛ اما اگر کاخ سفید بار دیگر گزینه نظامی را روی میز بگذارد، باید این واقعیت را نیز بپذیرد که ایران امروز کشوری نیست که بتوان با محاسبات جنگ‌های محدود و ضربات یک‌طرفه، آن را وادار به تسلیم کرد همان‌گونه که در جنگ‌ها و درگیری‌های اخیر به خوبی این مهم اثبات شده است.
در نهایت، آنچه می‌تواند محاسبات هر مهاجمی را تغییر دهد، نه شعار، بلکه ترکیب توان دفاعی، آمادگی عملیاتی و اراده پاسخ است؛ مولفه‌هایی که جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته تلاش کرده است همزمان تقویت کند و بعد از جنگ‌های اخیر به خوبی آن را به نمایش گذاشته است. جنگ را ایران آغاز نمی‌کند، اما اگر دشمن آن را تحمیل کند، ایران برای دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود آماده است و پاسخ به تجاوز را در سطحی تعیین خواهد کرد که هزینه محاسبات غلط برای طرف مقابل روشن باشد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.