آگاه: محمد میرشکرایی در شب یلدای ۱۳۲۱ در تفرش دیده به جهان گشود؛ خاکی ادیبپرور که ریشههای تعلق او به هویت بومی را آبیاری کرد. او پس از پایان تحصیلات مقدماتی و عزیمت به تهران، در رشته فرهنگ و زبانهای باستانی به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد پرداخت و سالها بعد دوره دکترا را در تاجیکستان به پایان رساند. پیوند دانش زبانهای باستانی با پژوهشهای مردمشناختی به میرشکرایی افقی چندبعدی بخشید؛ او واژهها، مثلها و کهنالگوها را همچون جریانهایی زنده در بطن زیست روزمره اقوام ایرانی تماشا میکرد. ورود او به «مرکز مردمشناسی ایران» در سال ۱۳۵۲، نقطه عطفی در زندگی علمیاش بود. این نهاد در آن سالها پرچمدار ثبت نظاممند مردمنگاری ایران بود و میرشکرایی جوان در کنار بزرگان آن نسل، پای به راهها و روستاهایی گذاشت که صدای ترانهها و آیینهایشان تا پیش از آن بر هیچ کاغذی ثبت نشده بود.
دو دهه هدایت کشتی مردمشناسی ایران
پس از تحولات انقلاب و عبور کشور از گردنه سالهای دفاع مقدس، بخش مهمی از پژوهشهای حوزه علوم اجتماعی دچار بلاتکلیفی بود. میرشکرایی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۶ سکان هدایت «پژوهشکده مردمشناسی» سازمان میراث فرهنگی را به دست گرفت. مدیریت نزدیک به دو دههای او یکی از پربارترین و پایدارترین دورههای تاریخ مطالعات میدانی در کشور به شمار میرود. او با تکیه بر انضباط علمی و درکی عمیق از جغرافیای فرهنگی فلات ایران، پروژههای فراگیری همچون «طرح اطلس مردمنگاری ایران»، بررسی پوشاک سنتی اقوام، بازشناسی آیینهای سوگواری و شبیهخوانی و شناخت فنون سنتی آب و کاریز را سامان داد. در دورانی که امکانات دیجیتال و سامانههای نوین وجود نداشت، اعزام صدها تیم مردمنگار به کورهراههای این سرزمین و گردآوری پروندههای جامع مردمشناختی حاصل پشتکار خستگیناپذیر و تعهد اخلاقی او به حفاظت از مستندات میراث زیسته بود.
معمار ثبت جهانی نوروز؛ دیپلماسی در مدار فرهنگ
بزرگترین و درخشانترین ردپای ماندگار محمد میرشکرایی در سپهر میراث جهانی، نقش محوری او در شکلگیری و هدایت پرونده چندملیتی «ثبت جهانی نوروز» در یونسکو بود. هنگامی که مفهوم میراث فرهنگی ناملموس به ادبیات رسمی جهان راه یافت، او از نخستین کارشناسانی بود که ظرفیت بیبدیل نوروز را به عنوان زبان مشترک ملل منطقه شناخت. میرشکرایی با تسلط بر ابعاد مردمشناختی آیینهای بهاری و ظرافتهای اسطورهای نوروز، توانست همگرایی دشواری میان بیش از ۱۰ کشور منطقه پدید آورد تا نوروز نه به عنوان نماد مرزبندیهای سیاسی، بلکه به مثابه پلی از همبستگی، صلح و ستایش طبیعت در فهرست میراث بشری ثبت شود. این تلاش تاریخی باعث شد تا در سال ۱۳۹۷ در آیینی رسمی، «نشان نوروز» به پاس سالها خدمات ارزنده به وی اعطا شود.
بازخوانی پیوند انسان، زیستبوم و آیین
رویکرد پژوهشی میرشکرایی تنها گردآوری دادهها یا توصیفهای خام نبود؛ او رفتارها و مناسک آیینی را برآمده از رابطه بنیادین انسان با اقلیم و طبیعت تحلیل میکرد. پژوهشهای ماندگار او در آثاری نظیر «چای در ایران»، «مردمشناسی موزهها»، «انسان و آب در ایران»، بررسی اساطیر بازمانده در سنتهای شفاهی و ریشهیابی آیینهای بومی، نگاهی ساختاریافته به فلسفه بقا در فلات خشک ایران ارائه میداد. وفاداری او به فرهنگ بومی در عمل نیز متجلی شد. در سال ۱۳۹۵، خانه پدری و تاریخیاش در زادگاهش تفرش را به موزه مردمشناسی بدل کرد تا ابزارها، علمهای کهن عاشورایی و اشیای خانگی زیست کهن دیارش در پناه امن تاریخ باقی بمانند. او معتقد بود موزه نباید فقط ویترین اشیای خاکخورده باشد، بلکه باید آینهای باشد که انسان امروز در آن تداوم پیوندهای خود با نیاکانش را به تماشا بنشیند. محمد میرشکرایی در تمام سالهای طولانی زیست علمیاش، اهل جنجال و نمایشهای پرهیاهو نبود. او در آرامی متانتبار دانشمندان سنتی ایران میزیست؛ با لبخندی مهربان، بیانی گرم و ذهنی سرشار از قصهها و حکمتهای ایرانی.
امروز اگرچه راوی خستگیناپذیر آیینها آرام گرفته است اما اثر انگشت او بر گوشهگوشه میراث معنوی ایران هویداست.
نظر شما