مسعود پزشکیان در راستای تحقق مدل «مدیریت مشارکتی»، دیدارهای متعددی را با احزاب اصولگرا، اصلاح‌طلب و اعتدالی داشت. محور اصلی این نشست‌ها، جایگزینی «مدیریت تک‌جناحی» با خرد جمعی است، به گونه‌ای که تصمیمات مهم دولت مانند سخنرانی در سازمان ملل حاصل مشورت و همگرایی طیف‌های مختلف سیاسی بود. دولت چهاردهم از زمان روی کار آمدن در سال ۱۴۰۳ راهبرد مشارکت احزاب، نهادها و اصناف در بدنه دولت را در پیش گرفته تا با تبدیل احزاب به بازوان حمایتی، ثبات داخلی را به عنوان پیش‌شرط موفقیت در عرصه‌های ملی و بین‌المللی تقویت کند.

دولت چهاردهم و مدیریت مشارکتی احزاب

آگاه: رئیس دستگاه اجرا شامگاه سه‌شنبه، هفتم مهر ۱۴۰۵ در دیدار و گفت‌وگو با جمعی از فعالان و کنشگران سیاسی، اجتماعی احزاب اصلاح‌طلب، با اشاره به سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، گفت: سخنرانی انجام‌شده در مجمع عمومی سازمان ملل، حاصل خرد جمعی احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا بود. مجموعه پیشنهاداتی که عزیزان به اینجانب منتقل کرده بودند را با سخنان خودم تلفیق کردم و بر اساس باور و اعتقادی که داشتم، با قاطعیت از حقوق حقه ملت ایران سخن گفتم. پزشکیان با اشاره به ترکیب اعضای حاضر در جلسه و در تبیین راهبرد اساسی اصلاحات، خاطرنشان کرد: اساس و پایه اصلاح‌طلبی، انعطاف‌پذیری در خود است، نه طرف مقابل؛ لذا تا جای ممکن ضرورت دارد میان تمام ظرفیت‌های سیاسی موجود در کشور، همدلی را افزایش داد و هماهنگی و انسجام ایجاد و آن را تقویت کرد، زیرا چنددستگی باعث ضعف جامعه می‌شود.
رئیس‌جمهور در توصیه به ایفای نقش کنشگران و فعالان احزاب سیاسی اصلاح‌طلب و تقویت فرهنگ گفت‌وگو، افزود: پیرامون مسائل جاری کشور و به‌طور خاص موضوع مذاکرات و روند آن، طبیعتا باید با جامعه گفت‌وگو و از ضرورت مذاکرات دفاع کرد. بیان مزایا و دستاوردهای مذاکرات، نشانه آن نیست که ما در مقابل دشمنان سر خم می‌کنیم، بلکه نمودی از شفاف‌سازی است. نکته قابل توجه در روند گفت‌وگوهای اجتماعی، پرهیز از دعوا، ایجاد اختلاف و شکاف اجتماعی است.
پزشکیان تقویت رفاه، افزایش همدلی و گسترش همراهی‌های اجتماعی را پیش‌نیاز اقداماتی برشمرد که فعالان احزاب اصلاح‌طلب می‌توانند در سطح جامعه نسبت به آن اقدام کنند و یادآور شد: چنانچه به گونه‌ای عمل کنیم که جامعه دچار چنددستگی و اختلاف شود، در مسیر دشمنان گام برداشته‌ایم، زیرا دشمن به دنبال فروپاشی اجتماعی مملکت ما است. فهم چگونگی آگاه‌سازی و اقناع جامعه در مسائل جاری سیاسی و اجتماعی، مهارتی است که متناسب با نیازهای مخاطبان باید به آن پاسخ داد. وی نقش‌آفرینی جمعی را الزامی اساسی برای عزت ‌بخشیدن به میهن برشمرد و خاطرنشان کرد: همه باید کمک کنیم تا امور مملکت با عزت به پیش برود. حق را بیان کنیم و با استدلال و برهان از مزایا و دستاوردهای توافق و مذاکرات بگوییم. در توافقی که انجام شده است، هیچ عزتی از میان نرفته است، بلکه آمریکا ملزم به تعهداتی بوده است که باید مرحله‌به‌مرحله پیش می‌رفت. در هیچ‌یک از بندهای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از اصول خود عقب ننشسته‌ایم و تا جایی که از دستمان برمی‌آمد، تلاش کردیم تا از سربلندی ملت ایران بر اساس اصول حکمت، عزت و مصلحت دفاع کنیم.
دیدار اخیر رئیس‌جمهور با فعالان و احزاب اصلاح‌طلب، حامل پیام‌های سیاسی است. دولت همواره خواهان دریافت ایده‌ها و نظرات حزبی‌ها پیرامون مسائل جاری روز و ارائه برنامه برای حل مشکلات موجود است، از این رو محوریت این دیدارها بر مفهوم خرد جمعی استوار است؛ مفهومی که در آن خروجی‌های کلیدی دولت مانند سخنرانی عالی‌ترین مقام اجرایی در سازمان ملل با حاصل مشورت جمع تهیه شد. از سوی دیگر در تحلیل سخنان رئیس‌جمهور، دو نکته بسیار حائز اهمیت است. نخست، بازتعریف مفهوم اصلاح‌طلبی به عنوان انعطاف‌پذیری درونی. آنچه مسلم است، دولت قصد دارد فضای سیاسی را به سمت پویایی در روش‌ها سوق دهد تا بتواند در سپهر سیاست، بیشترین بهره‌وری را داشته باشد. عامل دوم به موضع‌گیری او (رئیس قوه مجریه) به مذاکرات و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اختصاص پیدا می‌کند. رئیس دولت وفاق می‌خواهد بگوید، بیان نقاط مثبت مذاکرات، نشانه ضعف نیست؛ باید از منظر آگاهی دادن به مردم و مشروعیت بخشیدن به مسیر دیپلماسی نگریست. به عبارت دیگر ما مذاکره می‌کنیم اما هیچگاه تسلیم نمی‌شویم. این رویکرد پاسخی به منتقدان مذاکرات و دلواپسان هم تفسیر می‌شود. حال پرسش مطرح شده این است: چرا رئیس دولت چهاردهم با وجود اینکه یک چهره حزبی و تشکیلاتی نیست همواره بر ارتباط و تعامل با فعالان حزبی تاکید دارد؟
اما باید به این نکته اشاره کرد که دولت به خوبی درک کرده بدون حمایت احزاب ـ به عنوان بازوان اجتماعی و سیاسی ـ هرگونه تصمیم با ترکش‌ها ـ بخوانید نقدهای تند و تیزی  روبه‌رو می‌شود که به سمت او خواهد آمد. به همین جهت تاکید رئیس‌جمهور بر پرهیز از دعوا، یک هشدار و در عین حال دعوت از سیاسیون است؛ دعوتی برای آنکه احزاب به جای تبدیل شدن به کانون‌های تقابل، به تکمیل‌کننده‌های سیاست‌ها و برنامه‌های دولت تبدیل شوند. دولت در اینجا نقش «تسهیلگر» را ایفا می‌کند تا با کاهش تنش‌های جناحی، فضای لازم برای پیشبرد برنامه‌های اجرایی را فراهم آورد.
با نگاهی به زنجیره نشست‌های رئیس‌جمهور با طیف‌های مختلف، می‌توان اذعان کرد، در نشست‌های اصولگرایان تاکید بر حفظ اصول انقلاب و امنیت ملی مطرح می‌شد تا اعتماد این طیف جلب و فضای تخریب کاهش یابد. در دیدار با اصلاح‌طلبان، محوریت بر مفاهیمی چون عدالت و حقوق شهروندی بیان می‌شد و در نشست با اعتدالی‌ها، تمرکز بر تعاملات خارجی، رفع تحریم‌ها و مدیریت اقتصادی بود. مطالبات احزاب از دولت عمدتا حول محور حمایت از احزاب و ایجاد فضایی برای شنیدن نظرات و دیدگاه‌های آنان و بهبود معیشت مردمی می‌چرخد. اما پاسخ دولت در تمام این نشست‌ها یکسان بوده است: همکاری در برابر حمایت. پزشکیان می‌خواهد به احزاب بفهماند که دولت آماده شنیدن است، اما به شرطی که احزاب نیز مسئولیت‌پذیر باشند و به جای ایجاد تضاد، در مسیر «خرد جمعی» همراه شوند.
در مجموع، رویکرد رئیس‌جمهور نشان‌دهنده گذار از «مدیریت دستوری» به «مدیریت مشارکتی» است. تلاش برای اینکه خروجی‌های دولت، حاصل مشورت با اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و اعتدالی‌ها باشد، استراتژی هوشمندانه‌ای برای توزیع مسئولیت است. به این معنا که اگر تصمیمی درست باشد، همه در موفقیت آن سهیم‌اند و اگر چالشی پیش آمد، دولت تنها نیست و پاسخگویی در برابر ملت، به‌صورت جمعی خواهد بود. این مدل اگر با موفقیت اجرا شود، می‌تواند منجر به کاهش دوقطبی‌های سیاسی شود. باید دید پزشکیان و دولت او به چه اندازه‌ای می‌توانند نقش احزاب را در ساختار سیاسی کشورمان که نظام حزبی در آن تقویت نشده، پر و بال دهند و در عمل شاهد بهره‌برداری از ایده‌های احزاب در بدنه اجرایی کشور باشیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.