۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد مطلب: ۲۵٬۸۱۲

وقتی مسئله فقط هوش مصنوعی نیست

آموزش در عصر شناخت

نفیسه محمدی _ آگاه مسائل فرهنگی

هر نسلی در جهانی متفاوت از نسل پیش ‌از خود آموزش می‌بیند. مدرسه‌ای که زمانی برای جهان کتاب، تخته و رسانه‌های یک‌سویه طراحی شده بود، امروز با دانش‌آموزی روبه‌روست که قبل‌از ورود به کلاس، ساعت‌ها در معرض تصویر، ویدیو، شبکه‌های اجتماعی، جست‌وجوی اینترنتی، توصیه‌های الگوریتمی و پاسخ‌های تولیدشده به‌وسیله ماشین قرار گرفته است. این تغییر فقط ابزارهای یادگیری را عوض نکرده؛ محیطی را تغییر داده که در آن توجه می‌کنیم، اطلاعات به‌دست می‌آوریم، به‌یاد می‌سپاریم و درباره امور تصمیم می‌گیریم.

آموزش در عصر شناخت

آگاه: به‌همین‌دلیل، مسئله آموزش‌وپرورش دیگر فقط این نیست که چه دانشی را به دانش‌آموز منتقل کند. پرسش مهم‌تر این است که در محیطی که فناوری در شکل‌گیری توجه و انتخاب اطلاعات دخالت دارد، چه انسانی باید تربیت شود و مدرسه چگونه می‌تواند استقلال فکری او را حفظ کند.
از این منظر، تاکید بر «دانایی و توانایی» را می‌توان فراتر از توصیه‌ای برای افزایش محفوظات فهم کرد. دانایی در جهان امروز صرفا انباشتن اطلاعات نیست. دانش‌آموز باید بتواند میان یک ادعای جذاب و یک ادعای معتبر تفاوت بگذارد، منبعی را ارزیابی کند، شواهد را کنار هم بگذارد، پرسش مناسبی طرح کند و در نهایت مسئولیت قضاوت خود را بپذیرد. این توانایی‌ها، بیش‌ از آنکه به مقدار اطلاعات موجود در ذهن وابسته باشند، به کیفیت فرآیندهای شناختی وابسته‌اند.
ورود هوش مصنوعی به آموزش در نگاه نخست مسئله‌ای فناورانه به نظر می‌رسد: آیا مدرسه به ابزارهای هوشمند دسترسی دارد؟ آیا معلم می‌تواند با کمک این ابزارها محتوای درسی تولید کند یا برای دانش‌آموز تمرین طراحی کند؟ این پرسش‌ها مهم‌اند، اما مسئله اصلی یک مرحله عقب‌تر قرار دارد. فناوری‌های دیجیتال فقط ابزارهایی بیرون از ذهن ما نیستند؛ آنها بخشی از محیطی شده‌اند که در آن ذهن ما کار می‌کند. یک دانش‌آموز امروز ممکن است در فاصله چند دقیقه از یک تکلیف مدرسه به پاسخی که هوش مصنوعی برای همان تکلیف تولید کرده است برسد. در چنین محیطی، توجه دائما در معرض جابه‌جایی است.
علوم شناختی سال‌هاست بر محدودیت ظرفیت توجه و حافظه کاری انسان تاکید می‌کند. ما نمی‌توانیم همزمان حجم نامحدودی از اطلاعات را پردازش کنیم و یادگیری پایدار نیز صرفا با قرار گرفتن در معرض اطلاعات بیشتر اتفاق نمی‌افتد. اطلاعات باید انتخاب، سازماندهی و با دانسته‌های قبلی پیوند داده شوند تا به یادگیری تبدیل شوند. این نکته در مدرسه‌ای که دانش‌آموز دائما با انبوهی از محرک‌های دیجیتال مواجه است، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. بنابراین یکی از وظایف مدرسه آینده، آموزش مدیریت توجه است؛ به‌معنای آموختن اینکه چه زمانی باید تمرکز کرد، چه زمانی باید مکث کرد، چگونه میان اطلاعات مهم و حاشیه‌ای تمایز گذاشت و چرا چند دقیقه جست‌وجوی بیشتر ،برابر با یادگیری بیشتر نیست. مدرسه باید به‌جای تربیت انسانی هراسان از فناوری، انسانی تربیت کند که بتواند در چنین محیطی آگاهانه حرکت کند؛ کسی که اگر محتوایی او را خشمگین، هیجان‌زده یا مطمئن کرد، بتواند یک قدم عقب برود و بپرسد: چرا این محتوا را دیدم؟ منبع آن چیست؟ چه شواهدی دارد؟ چه اطلاعاتی در آن غایب است؟
هوش مصنوعی دقیقا از همین نقطه به مسئله‌ای تربیتی تبدیل می‌شود. وقتی دانش‌آموز می‌تواند در چند ثانیه خلاصه یک کتاب، پاسخ یک پرسش یا پیش‌نویس یک مقاله را دریافت کند، بخشی از فعالیت‌هایی که مدرسه پیشتر برای انجام آنها زمان می‌گذاشت، به ماشین سپرده می‌شود. این تغییر الزاما تهدید نیست. در بسیاری از موارد، هوش مصنوعی می‌تواند به معلم و دانش‌آموز کمک کند؛ از توضیح دوباره یک مفهوم گرفته تا پیشنهاد تمرین‌های متنوع یا فراهم کردن بازخورد اولیه. مسئله زمانی آغاز می‌شود که ابزار، جای فرآیند یادگیری را بگیرد.
اگر دانش‌آموز بدون درگیر شدن با یک مسئله، پاسخ آماده دریافت کند، ممکن است تکلیف را تحویل داده باشد، اما الزاما چیزی یاد نگرفته باشد. از این رو، پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی باید موضوع بررسی دانش‌آموز باشد، نه پایان بررسی. دانش‌آموز می‌تواند از ماشین بخواهد یک مسئله را توضیح دهد، سپس منابع دیگر را ببیند، خطاهای احتمالی پاسخ را پیدا کند و درباره تفاوت میان دو پاسخ استدلال کند. در چنین مدلی، فناوری به‌جای حذف فعالیت ذهنی، بهانه‌ای برای فعالیت ذهنی بیشتر می‌شود.
یکی از مشکلات قدیمی آموزش، فاصله میان دانستن و توانستن است. دانش‌آموز ممکن است فرمولی را درست حفظ کرده باشد، اما نداند در یک مسئله واقعی چه زمانی باید از آن استفاده کند. ممکن است تعریف «مغالطه» را بداند، اما هنگام خواندن یک متن نتواند مغالطه را تشخیص دهد. ممکن است اطلاعات زیادی درباره یک موضوع داشته باشد، اما نتواند میان دو ادعای متعارض داوری کند. این فاصله در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، چون ماشین در بازیابی و ترکیب اطلاعات به‌سرعت پیش می‌رود. بنابراین مدرسه باید بیش از گذشته روی قابلیت‌هایی تمرکز کند که به فهم و قضاوت انسانی وابسته‌اند: تعریف مسئله، استدلال، تفسیر، خلاقیت، گفت‌وگو، همکاری و مسئولیت‌پذیری.
این تغییر، ناگزیر به شیوه ارزشیابی هم می‌رسد. پروژه، حل مسئله، تحلیل منابع، گفت‌وگوی کلاسی و ارائه استدلال می‌توانند بخشی از این تغییر را ممکن کنند. البته هیچ‌کدام جای امتحان و سنجش دانش پایه را به‌طور کامل نمی‌گیرند. مسئله، حذف یک روش و جایگزینی کامل آن با روشی دیگر نیست؛ مسئله این است که ارزیابی آموزشی تصویری واقعی‌تر از فهم و توانایی دانش‌آموز ارائه دهد. آینده آموزش را نمی‌توان فقط با تعداد رایانه‌ها، کیفیت اینترنت یا دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی اندازه گرفت. پرسش مهم‌تر این است که این امکانات چه نوع انسانی می‌سازند. مدرسه قرار نیست با ماشین در سرعت محاسبه یا تولید متن رقابت کند. چنین رقابتی از ابتدا تعریف درستی از مسئله نیست. ارزش مدرسه در جایی آشکار می‌شود که انسان باید مسئله را بفهمد، میان گزینه‌ها انتخاب کند، درباره پیامد انتخاب خود پاسخگو باشد و با انسان‌های دیگر وارد گفت‌وگو شود.
اگر دانش‌آموز یاد بگیرد که هر پاسخ سریعی را نپذیرد، هر تصویری را باور نکند، هر توصیه الگوریتمی را خواسته واقعی خود نداند و حتی پاسخ یک سامانه هوشمند را هم قابل پرسش بداند، بخشی از مهم‌ترین آموزش عصر جدید را دریافت کرده است. «دانایی و توانایی» در چنین نگاهی فقط یک عبارت درباره موفقیت تحصیلی نیست. دانایی یعنی توانایی فهمیدن و سنجیدن؛ توانایی یعنی به کار بستن این فهم در موقعیت واقعی و پذیرفتن مسئولیت انتخاب. شاید یکی از مهم‌ترین وظایف آموزش‌وپرورش در سال‌های آینده همین باشد: کمک به نسلی که در محاصره اطلاعات رشد می‌کند تا میان «دسترسی به پاسخ» و «فهمیدن» تفاوت بگذارد. هوش مصنوعی می‌تواند بسیاری از کارهای ذهنی را سریع‌تر انجام دهد، اما مدرسه باید همچنان جایی باشد که انسان یاد می‌گیرد چرا باید بپرسد، چگونه باید بیندیشد و در نهایت، درباره چه چیزی باید تصمیم بگیرد.
مدرسه اگر این رابطه را جدی بگیرد، نه در برابر فناوری قرار می‌گیرد و نه تسلیم آن می‌شود؛ فناوری را به خدمت یادگیری می‌گیرد و در عین حال، چیزی را که بیش از هر ابزار دیگری اهمیت دارد حفظ می‌کند: توان انسان برای فهمیدن، انتخاب کردن و مسئولانه زیستن.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.