آگاه: پیام رهبر انقلاب در آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵، از همین زاویه قابل تامل است. تاکید بر «علم و تقوا»، «امید و اخلاق» و «دانایی و توانایی» نشان میدهد که مطلوب، صرفا دانشآموزی باسواد نیست؛ بلکه نسلی است که علم را با ایمان، توانایی را با مسئولیت و پیشرفت را با فضیلت همراه کند. این نگاه، اگر درست فهم شود، میتواند نقطه عزیمت مهمی برای بازخوانی فلسفه آموزشوپرورش باشد.
در اینجا اندیشه آیتالله صفاییحائری، با وجود تفاوت در جایگاه و ادبیات، افق قابل توجهی پیش روی ما میگذارد. ایشان در مسئولیت و سازندگی، تربیت را در پیوند با رشد استعدادهای انسان و جهت دادن به آنها تحلیل میکند. در این نگاه، انسان مجموعهای از استعدادهاست که باید آنها را شناخت، رشد داد و در مسیر صحیح به کار گرفت. تربیت، بنابراین، انباشتن ذهن از اطلاعات نیست؛ کمک به انسان برای رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. این تلقی، یک پرسش جدی درباره مدرسه امروز ایجاد میکند: آیا نظام آموزشی ما بیشتر درگیر «پر کردن ذهن» است یا «ساختن انسان»؟
دانشآموزی که دهها مفهوم علمی را حفظ میکند، اما قدرت انتخاب ندارد؛ مسئله را تشخیص نمیدهد؛ مسئولیت تصمیم خود را نمیپذیرد؛ در برابر شبههها قدرت تحلیل ندارد و نسبت به جامعه و سرنوشت دیگران احساس مسئولیت نمیکند، از منظر تربیتی هنوز به مقصد نرسیده است. ممکن است دانا باشد، اما الزاما «رشدیافته» نیست.
در اندیشه آیتالله صفاییحائری، مسئله فقط استعداد نیست؛ جهت استعداد نیز اهمیت دارد. انسان اگر تواناییهایش را در مسیری نادرست به کار گیرد، افزایش توانایی لزوما به معنای کمال او نیست. از همین رو، پیوند «علم و تقوا» در پیام رهبری را میتوان از منظر تربیتی بسیار معنادار دانست: علم باید در کنار یک نظام ارزشی قرار گیرد تا قدرت، به جای آنکه صرفا بر توانایی انسان بیفزاید، در خدمت تعالی او قرار گیرد. این نکته در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. نسلی که با چند فرمان میتواند به انبوهی از اطلاعات دسترسی پیدا کند، بیش از گذشته به قدرت تشخیص، انتخاب و مسئولیت نیاز دارد. مدرسه آینده اگر تنها به دانشآموز بیاموزد «چه بداند»، از پاسخ به بخش مهمتری از نیاز او بازمانده است؛ باید به او بیاموزد «چگونه انتخاب کند» و مهمتر از آن، «برای چه زندگی کند.»
اینجاست که مفهوم «مسئولیت» در اندیشه آیتالله صفاییحائری اهمیت پیدا میکند. تربیت مطلوب، انسانی منفعل و وابسته تولید نمیکند؛ انسان را به نقطهای میرساند که بتواند استعدادها و امکانات خود را بشناسد و نسبت به آنها احساس وظیفه کند. انسان تربیتیافته کسی است که امکانات وجودی خود را صرفا برای خود مصرف نمیکند، بلکه آنها را در مسیر مسئولیت و رشد به کار میگیرد.
اگر این نگاه را وارد آموزشوپرورش کنیم، آنگاه عدالت آموزشی نیز معنای عمیقتری پیدا میکند. عدالت فقط این نیست که همه دانشآموزان کتاب یکسان یا ساعت آموزشی یکسان داشته باشند؛ بلکه باید امکان شناخت و شکوفایی استعدادهای متفاوت برای آنان فراهم شود. دانشآموز روستایی، عشایری، شهری، کمبرخوردار یا برخوردار، هرکدام سرمایههای وجودی و شرایط متفاوتی دارند و نظام تربیتی باید بتواند این تفاوتها را ببیند، نه اینکه همه را با یک خطکش بسنجد.
از همین منظر، معلم نیز صرفا انتقالدهنده محتوای کتاب درسی نیست. معلم در منطق تربیت اسلامی، «مربی» است؛ یعنی کسی که باید موقعیت رشد متربی را بشناسد و متناسب با نیازها و ویژگیهای او عمل کند. در اندیشه آیتالله صفاییحائری، مربی باید شرایط و ظرفیتهای متربی را بشناسد و به جای تحمیل، زمینه رشد و حرکت او را فراهم کند. چنین نگاهی میتواند آموزشوپرورش را از الگوی یکسانساز و حافظهمحور به سمت تربیتی متناسب با تفاوتهای انسانی سوق دهد.
بنابراین، تحول واقعی آموزشوپرورش را نمیتوان تنها با تغییر کتابهای درسی، شیوه امتحان یا افزودن فناوری محقق کرد. فناوری میتواند ابزار تربیت را قدرتمندتر کند، اما هدف تربیت را تعیین نمیکند. هوش مصنوعی میتواند پاسخ بدهد، اما نمیتواند به جای انسان، مسئولیت انتخاب پاسخ را بر عهده بگیرد. مدرسه آینده باید از فناوری استفاده کند، اما همزمان باید انسانی تربیت کند که در برابر فناوری، اسیر و منفعل نباشد.
شاید یکی از مهمترین نکات پیام آغاز سال تحصیلی نیز همین باشد: «دانایی» هنگامی ارزشمند است که به «توانایی» تبدیل شود و توانایی هنگامی به کمال نزدیک میشود که با «تقوا و اخلاق» همراه باشد. در این صورت، ماموریت آموزشوپرورش فقط تربیت نیروی متخصص برای بازار کار نیست؛ بلکه تربیت انسانی است که بتواند استعدادهای خود را بشناسد، آزادانه انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و در مسیر خیر و تعالی حرکت کند. از این منظر، سخن گفتن از «تحول آموزشوپرورش» در واقع سخن گفتن از بازتعریف انسان مطلوب است. تا ندانیم چه انسانی میخواهیم تربیت کنیم، درباره کتاب، مدرسه، کنکور، فناوری و حتی هوش مصنوعی نیز به پاسخ دقیقی نخواهیم رسید.
شاید مدرسه مطلوب آینده را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: مدرسهای که از دانشآموز، فقط «داننده» نسازد؛ بلکه او را به انسانی «دانا، توانا، مومن و مسئول» تبدیل کند. این همان نقطهای است که آموزش از انتقال اطلاعات عبور میکند و به تربیت میرسد و یکی از مهمترین درسهای اندیشه تربیتی آیتالله صفاییحائری برای امروز ما همین است که مقصد تربیت، پر کردن انسان نیست؛ به حرکت درآوردن انسان در مسیر رشد و مسئولیت است.
۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۷
کد مطلب: ۲۵٬۸۱۸
بازخوانی پیام رهبری در پرتو اندیشه تربیتی آیتالله صفاییحائری
از دانستن تا شدن؛ مدرسهای که انسان میسازد
شادی ورشوچی _ دکترای کلام اسلامی
بازگشایی مدارس معمولا با زنگی آغاز میشود که صدای آن، بازگشت میلیونها دانشآموز به کلاس درس را اعلام میکند؛ اما مسئله اصلی آموزشوپرورش، بازگشت دانشآموز به مدرسه نیست، بلکه این است که مدرسه قرار است او را به چه انسانی تبدیل کند؟ اگر این پرسش را جدی نگیریم، ممکن است سالها مدرسه داشته باشیم، کتابهای درسی را تغییر دهیم، فناوریهای نو وارد کلاس کنیم و حتی از هوش مصنوعی سخن بگوییم، اما همچنان از «تربیت» فاصله داشته باشیم.
نظر شما