آگاه: بر خلاف نسلهای گذشته که فناوری را ابزاری بیرونی برای تسهیل امور میدیدند، زیست نسل جدید در درون ساختارهای دیجیتال تنیده شده است؛ وضعیتی که در جامعهشناسی ارتباطات از آن به عنوان شکلگیری «موقعیت نسلی متمایز» یاد میشود. در این فضا، پلتفرمهای تعاملی نقشی بنیادین در صورتبندی زیستبوم ادراکی، الگوهای معنابخشی و حافظه جمعی نو ایفا میکنند. بر همین اساس، تمایز میاننسلی امروز دیگر فقط ناشی از شکاف تقویمی یا اختلاف سنی متداول نیست، بلکه از دگرگونی در کدهای فرهنگی، شیوه بازنمایی هویت و ساختار تعاملات اجتماعی سرچشمه میگیرد. شناخت دقیق این دگردیسی ساختاری، پیششرط بنیادین گذر از رویکردهای آسیبشناختی تقلیلگرایانه، طراحی سیاستگذاریهای واقعگرایانه فرهنگی و ایجاد مفاهمه میاننسلی در جامعه شبکه به شمار میرود.
در همین چارچوب، «دومین همایش ملی فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» با مجوز پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) و به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ۱۴ مهر ۱۴۰۵ در سالن تمدن این پژوهشگاه برگزار میشود. این رویداد ملی با محورهای سهگانه «رسانه، نسل و جهان ایرانی»، «رسانه، نسل و دانش و فناوری» و «رسانه، نسل و سیاستگذاری» به بررسی دگرگونیهای مصرف رسانهای، رد پای الگوریتمها و هوش مصنوعی، سیاستگذاری فضای مجازی و مرجعیت رسانهای نسلها میپردازد.
دکترمعصومه تقی زادگان، دبیر علمی این همایش در گفتوگو با خبرنگار روزنامه «آگاه»، ضمن تشریح ضرورتهای پرداختن به این مسئله، بر این نکته تاکید کرد که تحولات نسلی را نمیتوان بدون شناخت دگرگونیهای رسانهای و تجربه زیسته در فضای مجازی تحلیل کرد، چرا که مرز میان جهان واقعی و جهان مجازی برای نسل جدید سیال شده است. وی معتقد است ریشه فاصله میاننسلی کنونی، در پیوند با «شکاف رسانهای» شکل گرفته و مسئله اصلی نه خود فناوری، بلکه ناتوانی ساختارها و والدین در برقراری گفتوگو در بستر جدید است؛ لذا در صورت گذر از نگاه نظارتی یا مصرفی، رسانه میتواند به پلی برای پیوند میاننسلی بدل شود.
در ادامه، گفتوگوی «آگاه» با دبیر علمی همایش را میخوانید:

چه ضرورتی باعث شد دومین دوره همایش را به موضوع «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی: از جهان واقعی تا جهان مجازی» اختصاص دهید و در جامعه امروز ما چه تغییری رخ داده که پرداختن به این مسئله تا این حد حیاتی شده است؟
واقعیت این است که دیگر نمیتوان تحولات نسلی را فقط بر اساس تفاوتهای سنی یا تجربیات مشترک یک نسل توضیح داد. چون رسانههای جدید و بهویژه فضای مجازی، به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده هویت، سبک زندگی، ارزشها، روابط اجتماعی و حتی شیوه فهم ما از جهان تبدیل شدهاند. تحولات نسلی را باید در بستر تحولات رسانه و تجربههای جدید فضای مجازی شناخت.
نکته دیگر اینکه بخش زیادی از زندگی اجتماعی ما به فضای مجازی منتقل شده است. نسلهای جدید در شرایطی رشد میکنند که مرز میان جهان واقعی و جهان مجازی برای آنها بسیار سیال است. آنها همزمان در خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه و نیز در شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال و اجتماعات مجازی هویت و تجربه اجتماعی خود را شکل میدهند. بنابراین، اگر بخواهیم تحولات فرهنگی و نسلی جامعه را بشناسیم، دیگر نمیتوانیم جهان مجازی را به عنوان یک حوزه فرعی یا حاشیهای در نظر بگیریم بلکه باید محور مطالعه و شناخت باشد. ضرورت برگزاری این همایش برآمده از این مسائل بود.
امروز بسیاری از والدین احساس میکنند رسانهها و شبکههای اجتماعی فاصله زبانی و ارزشی عمیقی میان آنها و فرزندانشان ایجاد کردهاند؛ رسانهها چقدر در ایجاد این غریبگی بیننسلی نقش داشتهاند و چطور میتوانند به جای گسست، به ابزاری برای گفتوگو و درک متقابل تبدیل شوند؟
بله رسانههای جدید رابطه نسلها را تغییر داده است. شیوه گفتوگو، انتقال ارزشها، اقتدار والدین و نهادهای سنتی، الگوهای یادگیری تغییر کرده است. لذا بخشی از آنچه به عنوان «شکاف نسلی» میشناسیم، اکنون در پیوند با «شکاف رسانهای» و تفاوت در تجربه زیسته نسلها از رسانه معنا پیدا میکند. اما نباید والدین فضای رسانهای جدید را صرفا تهدید ببینند و فرزندان نیز تجربه و ارزشهای نسل والدین را صرفا متعلق به گذشته تلقی کنند.
مسئله اصلی در اینجا، خود فناوری نیست بلکه مسئله، ناتوانی ما در ایجاد گفتوگو در شرایط جدید است. رسانه اتفاقا میتواند مانند یک پل بین نسلی باشد. به شرطی که از نگاه صرفا مصرفی یا نظارتی به رسانه عبور کنیم و آن را به بستری برای مشارکت و گفتوگو تبدیل کنیم. مثلا والدین اگر به جای آنکه فقط درباره مدت استفاده فرزند از شبکههای اجتماعی سوال کنند، درباره اینکه چه محتوایی میبیند، چرا برایش جذاب است، چه کسانی را دنبال میکند و چه برداشتی از آن دارد با او گفتوگو کنند، عملا وارد جهان ذهنی فرزند خود میشوند.
زیست مداوم در بستر شبکههای اجتماعی و فناوریهای نوین، چطور نگاه نسل جدید به زندگی، روابط انسانی و الگوهای مصرف را نسبت به نسلهای پیش از خود متحول کرده است؟
در حوزه روابط انسانی، یکی از مهمترین تغییرات، سرعت و گستره ارتباطات است. نسل جدید میتواند همزمان با افرادی در فاصلههای بسیار دور ارتباط برقرار کند، اجتماعاتی را تجربه کند که لزوما بر جغرافیا استوار نیستند و بخشی از هویت و روابط اجتماعی خود را در فضای مجازی شکل دهد. در نتیجه، مفهوم دوستی، حضور، حریم خصوصی و حتی تعلق اجتماعی برای این نسل تا حدی معنای متفاوتی دارد.
نکته دیگر آنکه نسل جدید بیش از گذشته در معرض روایتها و سبکهای زندگی متنوع قرار دارد. با یک تلفن همراه، فرد میتواند با شیوههای مختلف زندگی، فرهنگها، الگوهای موفقیت و انتخابهای متفاوت مواجه شود. لذا مقایسه اجتماعی، تصور فرد از موفقیت و حتی انتظارات او از زندگی دیگر فقط از محیط نزدیکش شکل نمیگیرد بلکه متاثر از جهانی بسیار گستردهتر مجازی است.
در حوزه مصرف هم تحولات نسلی بسیار محسوس است. مصرف برای نسل جدید فقط پاسخ به نیاز نیست؛ در بسیاری از موارد با هویت، سبک زندگی و نوعی ابراز خود نیز پیوند خورده است. شبکههای اجتماعی با معرفی مداوم کالاها، تجربهها و سبکهای زندگی، مرز میان «محتوا»، «تبلیغ» و «مصرف» را کمرنگتر کردهاند. امروز ممکن است فرد پیش از آنکه احساس نیاز کند، از طریق یک محتوا یا توصیه یک چهره رسانهای با یک محصول یا سبک زندگی مواجه شود و سپس احساس نیاز در او شکل بگیرد.
در تحلیل نسلها نباید به دام کلیشههایی مانند «نسل جدید سطحیتر شده» یا «نسلهای گذشته عمیقتر بودند» بیفتیم. هر نسل محصول شرایط تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژیک زمانه خود است. آنچه اهمیت دارد این است که فناوریهای جدید، محیطی متفاوت برای رشد و انتخاب نسل جدید ایجاد کردهاند و ما بایــــد منـــطق این مـــــحیـــــط را بشنــاسیم.
نظر شما