سایمون کوپر، روزنامه‌نگار و ستون‌نویس بریتانیایی در گزارشی تازه در فایننشال تایمز به بررسی تاریخچه جایزه نوبل ادبیات، یکی از معتبرترین جوایز ادبی جهان، پرداخته و روند انتخاب برندگان این جایزه را در طول بیش از یک قرن مورد توجه قرار داده است.

جنجال‌های بی‌پایان، به نوبل ادبیات اعتبار بخشیده‌اند

آگاه: این روزنامه‌نگار با اشاره به جنجال‌های همیشگی پیرامون این جایزه از آغاز آن در سال ۱۹۰۱ تا کنون می‌نویسد: آلفرد نوبل، صنعتگر و مخترع سوئدی دینامیت، نویسنده‌ای پرشور اما معمولی بود که نمایشنامه‌ای با صحنه شکنجه‌ای طولانی در کارنامه داشت. وصیت‌نامه دست‌نویس او در سال ۱۸۹۵، برخلاف میل بستگان چشم‌به‌راه ارث، بنیان پنج جایزه از جمله ادبیات را گذاشت. نوبل خواسته بود این جایزه به اثری در «جهتی آرمان‌گرایانه» برسد؛ عبارتی مبهم که آکادمی سوئد دهه‌ها برای فهمیدنش کلنجار رفت و سرانجام کنارش گذاشت. هرساله در اوایل اکتبر، در تالار طلاکاری‌شده استکهلم گشوده می‌شود و دبیر دائم آکادمی برنده را معرفی می‌کند؛ رویدادی که پس از درخشش لاسلو کراسناهورکای، رمان‌نویس مجارستانی، بازارهای پیش‌بینی را برای چهره‌هایی چون آمیتو قوش هندی، چان شوئه چینی و توماس پینچن آمریکایی داغ کرده است، هرچند تحلیلگران معمولا حدس‌های درستی نمی‌زنند.

داوری‌های استکهلم همیشه زیر تیغ نقد
نوبل همواره هدف طعنه و انتقاد بوده است. چینوئیزو ایبکوه، شاعر و منتقد نیجریه‌ای، قضاوت داوران سوئدی درباره تعالی فکری جهان را نشانه خودبزرگ‌بینی می‌دانست. تیم پارکس، رمان‌نویس و مترجم بریتانیایی، نیز این پرسش را پیش کشید که چگونه داوران سوئدی شاعری از اندونزی را با رمان‌نویسی از کامرون مقایسه می‌کنند، در حالی که آثار هر دو را تنها در ترجمه خوانده‌اند. با این حال، به گفته دانیل مدین، استاد ادبیات تطبیقی، نوبل بی‌رقیب‌ترین جایزه ادبی جهان است؛ سنتی دیرپا که کل کارنامه نویسنده را می‌سنجد و سلیقه ادبی دنیا را شکل می‌دهد.
شکوه نوبل همواره با نگاه محدود داوران در تضاد بوده است. اعضای مادام‌العمر آکادمی سوئد (هجده‌نفر) ادیبانی هستند که گاهی خارج از سوئد شناخته‌شده نیستند و تا سال‌ها زنان سهمی میان‌شان نداشتند. مایکل سولمان، مدیر اجرایی پیشین بنیاد نوبل، خطر «نوبل‌زدگی» را یادآوری می‌کند؛ وضعیتی که داوران بزرگی جایزه را با بزرگی خود اشتباه می‌گیرند. جالب آنکه سوئد هشت بار نوبل برده؛ رقمی فراتر از سهم قاره‌های آسیا، آفریقا یا آمریکای لاتین.

نادیده گرفتن چندباره غول‌های ادبیات جهان
نخستین دوره در سال ۱۹۰۱ با نادیده گرفتن لئو تولستوی، رمان‌نویس نامدار روس و انتخاب سولی پرودوم، شاعر فرانسوی، پر از جنجال شد. در حالی که غول‌هایی چون جیمز جویس ایرلندی، فرانتس کافکای چک، ویرجینیا وولف بریتانیایی، مارسل پروست فرانسوی و کنستانتین کاوافی یونانی هرگز نوبل نگرفتند، دبیرانی مانند کارل دیوید آف ویرسن، شاعر و دبیر دائم آکادمی، وظیفه خود را فقط ستایش بزرگان اروپا می‌دانستند؛ نگاهی که حضور رابیندرانات تاگور، ادیب هندی، را در سال ۱۹۱۳ تنها به‌خاطر ترجمه انگلیسی اشعارش پذیرفت.
نوبل با سینکلر لوئیس، رمان‌نویس آمریکایی، برای نخستین بار به آمریکا رفت؛ هرچند گزینش پرل باک، رمان‌نویس آمریکایی، چندان موفق نبود و چهره‌هایی چون رودولف اویکن، فیلسوف آلمانی و پاول فون هایزه، نویسنده آلمانی، از یادها رفتند؛ امری که به باور دانیل مدین گریزناپذیر است، چراکه بیشتر نویسندگان در گذر زمان کمرنگ می‌شوند.

سایه سنگین سیاست بر انتخاب‌ها
به روایت شل اسپمارک، پژوهشگر و رئیس پیشین کمیته نوبل، آکادمی دوره‌های متفاوتی را پشت سر گذاشت؛ از درخشش پس از جنگ با انتخاب هرمان هسه (نویسنده آلمانی)، آندره ژید (رمان‌نویس فرانسوی)، تی. اس. الیوت (شاعر بریتانیایی) و ویلیام فاکنر (رمان‌نویس آمریکایی)، تا چالش‌های سیاسی. در حالی که لوئیجی پیراندلو، نمایشنامه‌نویس ایتالیایی، جایزه برد، مواضع ازرا پاوند، شاعر آمریکایی، مانع دریافت نوبل شد. در جنگ سرد، گزینش نویسندگان شوروی مانند بوریس پاسترناک (شاعر روس)، الکساندر سولژنیتسین (نویسنده معترض روس) و جوزف برودسکی (شاعر روس-آمریکایی) تنش‌های دیپلماتیک ساخت؛ پاسترناک جایزه را پس زد و ژان پل سارتر، فیلسوف فرانسوی، نیز آن را رد کرد.
از دهه ۱۹۸۰، سازوکار انتخاب‌ها دقیق‌تر شد. زبان انگلیسی در این مسیر اهمیت زیادی یافت و ترجمه نقشی تعیین‌کننده پیدا کرد؛ چنان‌که مترجمان نلی زاکس، شاعر آلمانی‌زبان، پابلو نرودا، شاعر شیلیایی و مویان، رمان‌نویس چینی، همگی عضو آکادمی بودند. رسوایی سال ۲۰۱۷ نیز این نهاد را لرزاند و پس از تعطیلی یک‌ساله، آکادمی با حضور بیشتر زنان احیا شد که اهدای جایزه به اولگا توکارچوک، رمان‌نویس لهستانی، آغازگر این تحول بود.

اعلام برنده، بازار جهانی کتاب را دگرگون می‌کند
روایت‌های برندگان نیز شنیدنی است؛ جان اشتاین‌بک، رمان‌نویس آمریکایی، خود را شایسته ندانست، ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس ایرلندی، پنهان شد، دوریس لسینگ، رمان‌نویس بریتانیایی، با بی‌حوصلگی خبر را شنید، پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی، پیشتر خواهان لغو جایزه شده بود و باب دیلن، ترانه‌سرای آمریکایی، هفته‌ها اعتنایی نکرد. با همه اینها، «اثر نوبل» فروش کتاب‌ها را هزاران درصد افزایش می‌دهد و ناشران مستقل را سرپا نگه می‌دارد. در روزگار افول نقد ادبی، اعلام برنده نوبل همچنان چراغ ادبیات را در جهان روشن نگه می‌دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.