۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۸
کد مطلب: ۲۶٬۰۰۷

واکاوی دکترین قدرت اول جهان در محاسبات الهی

فراتر از رئالیسم مادی

حسین انجدانی ـ پژوهشگر و آگاه مسائل اندیشه‌ای

در تاریخ اندیشه سیاسی بشر، «قدرت» همواره با متغیرهای مادی سنجیده شده است؛ از تعداد لشکرهای خشکی و نیروی دریایی در دوران باستان تا تولید ناخالص ملی، تسلیحات هسته‌ای و سلطه بر جریان‌های مالی در عصر مدرن.

فراتر از رئالیسم مادی

آگاه: تمام نظریات روابط بین‌الملل، از «رئالیسم» تهاجمی گرفته تا «سازه‌انگاری»، قدرت را در قالب «توازن»، «هژمونی» یا «نفوذ» تعریف کرده‌اند. اما پیام اخیر حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله، با طرح مفهومی تکان‌دهنده، یک «انقلاب پارادایمی» در فهم قدرت ایجاد کرد. معظم‌له با تفکیک میان «محاسبات دنیایی» و «محاسبات الهی»، اعلام کردند: «کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره می‌داند... خود را قدرت اول جهان می‌داند.» این جمله، تبیین یک «حقیقت هستی‌شناختی» است که معیار سنجش قدرت را از «داشتن» به «بودن» و از «سلطه» به «اتصال» تغییر می‌دهد.  برای درک این دکترین، ابتدا باید تفاوت بنیادین میان دو نوع محاسبه را درک کنیم. «محاسبات دنیایی» بر پایه «کمیت» و «ترس» استوار است؛ جایی که قدرت، ابزاری برای تحمیل اراده بر دیگری است. اما «محاسبات الهی»، بر پایه «کیفیت»، «عزت» و «حق» استوار است. در این پارادایم، قدرت اول جهان کسی نیست که بیشترین بمب را در اختیار داشته باشد، بلکه کسی است که «بیشترین اتصال را به منبع قدرت مطلق (خالق)» داشته باشد و این اتصال را از مسیر «عترت طاهره سلام‌الله‌ علیها» تجربه کند. در واقع، «قدرت اولی» در محاسبات الهی، قدرتی است که از «ترس خدا» به دست آمده و لذا «ترس از غیر» را در دل صاحبش می‌کشد. این همان قدرتی است که «اقامه حق» را هدف قرار می‌دهد و نه «اقامه سلطه.»

فراتر از رئالیسم مادی
جایگاه معرفتی گوینده این پیام، به این «قول» اقتدار می‌بخشد. این سخن از زبان ولی‌ فقیه صادر شده است؛ مقامی که در نظام معرفتی شیعه، امتداد بصیرت امام معصوم و تجلی‌گاه ولایت است. لذا این اعلام، یک «اظهارنظر سیاسی» برای جلب حمایت یا رقابت با قدرت‌های جهانی نیست، بلکه یک «شهادت معرفتی» است. تفاوت میان «قدرت هژمون» و «قدرت قدسی» در همین‌جاست؛ هژمون می‌خواهد دنیا را به معیارهای خود بسنجاند، اما قدرت قدسی، خود معیار سنجش حق و باطل است و نیازی به تایید یا پذیرش رقبای دنیوی ندارد. این قدرت، از همان لحظه اعلام، مشروعیت خود را از آسمان می‌گیرد و زمین را به دنبال پذیرش آن می‌فرستد.
اما این قدرت انتزاعی، چگونه در میدان عمل متجلی می‌شود؟ پاسخ در پیوند میان «سخت‌افزار نظامی» و «نرم‌افزار اعتقادی» است. پدیده بی‌سابقه‌ای چون آمادگی ۳۰ میلیون نفر برای جانفشانی و تکمیل ظرفیت ۵۰۰ هزار نفری در ۱۰۰ دقیقه، در هیچ کتابی از نظریات علوم سیاسی و جامعه‌شناسی غرب قابل تبیین نیست. این یک «جهش تمدنی» است. وقتی مردمان یک کشور، فراتر از ملیت و قومیت، دلبستگی عمیقی به «والامقامان عترت» پیدا می‌کنند، در واقع از «شهروندان یک دولت» به «سربازان یک تمدن» تبدیل می‌شوند. در این نقطه، مرگ برای آنها نه یک پایان، بلکه «وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت مطلق» است. دشمنی که با منطق «ترس از مرگ» حکومت می‌کند، در برابر ملتی که «عاشق شهادت» است، عملا فلج می‌شود؛ زیرا در برابر کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، هیچ ابزار فشار دنیوی کارساز نیست.
این قدرت، تمدنی است که بر پایه «عترت طاهره» بنا شده است؛ تمدنی که در آن «بانوان» نیز در عرصه‌های حضور دلیرانه، از مردان سبقت می‌گیرند. این پدیده نشان می‌دهد که در این دکترین، قدرت را نه در «جنسیت» یا «جایگاه اجتماعی»، بلکه در «میزان بندگی» می‌جویند. انسجام ملی اقوام متنوع ایران در کنار این باور، «حیاط‌خلوت قدرت‌های جهانی» را به «میدان نبرد حق و باطل» تبدیل کرده است. ما دیگر در حاشیه تاریخ نیستیم، بلکه در مرکز یک «تحول هویتی» قرار داریم که در آن، هویت ملی در سایه هویت ولایی، به قدرتی تبدیل شده که لرزه بر اندام استکبار می‌اندازد.
افق این قدرت، فراملی و امت‌محور است. شهید سیدحسن نصرالله و جبهه مقاومت، بازوان اجرایی این دکترین در جغرافیای منطقه بودند. آنها ثابت کردند که «قدرت اول جهان» نه یک ادعای ملی برای یک کشور، بلکه یک «پروژه تمدنی» برای تمامی آزادگان جهان است. از «عظمت بلند لبنان» تا «سایه پرواز بر سرزمین‌های دشمن»، همه نشانه‌هایی از یک حقیقت است: گذار از نظم تک‌قطبی متکی بر دلار و تفنگ، به یک نظم نوین متکی بر «حق و عدالت». این قدرت، با مفهوم «امت واحده» پیوند خورده است و هر ملتی را که بخواهد از زنجیرهای استعمار رها شود، تحت حمایت این «قدرت قدسی» می‌بیند. در این میان، باید به تفاوتی بنیادین میان قدرت ابزاری و قدرت معنایی اشاره کرد. قدرت‌های مادی جهان، اسیر ابزارهای خویش‌اند؛ آنها برای حفظ سلطه، مدام نیازمند تولید ترس و ایجاد بحران هستند، زیرا مشروعیت آنها بر پایه سلب اختیار از دیگران استوار است. اما قدرت اول جهان در محاسبات الهی، قدرتی معنابخش است. تفاوت در اینجاست که قدرت ابزاری، انسان را به شیء تبدیل می‌کند تا قابل کنترل باشد، اما قدرت قدسی، انسان را به فاعل تبدیل می‌کند تا در مسیر حق، جان‌فدا شود. از این رو، استکبار هرگز نتوانست رمز گشایش این قدرت را درک کند؛ زیرا آنها قدرت را در تراکم ماده می‌بینند، درحالی که این قدرت در خلوت روح و عشق بی‌قید و شرط به عترت ریشه دارد. لذا استعاره «ققنوس» برای توصیف این مسیر، بسیار دقیق است. تمدنی که بر پایه عترت استوار است، هرگز با بحران‌ها نمی‌میرد، بلکه از خاکستر هر مصیبت، قوی‌تر و باشکوه‌تر برمی‌خیزد. هر تروری، هر تحریمی و هر جنگی، تنها باعث شد تا «اتصال مردم به منبع قدرت» عمیق‌تر شود. تاکید رهبری بر اینکه «روزهای آینده به‌مراتب شکوهمندتر خواهد بود»، یک «قانون الهی» است؛ زیرا هرگاه حق در برابر باطل ایستاد، نصرت در نهایت از آن حق است.
وظیفه نسل جوان و نخبگان امروز، این است که این «قدرت الهی» را با «توانمندی‌های زمینی» پیوند بزنند. فتح قله‌های پیشرفت و شکستن مرزهای دانش، نباید در خدمت رقابت با غرب باشد، بلکه باید ابزاری باشد برای «اقامه حق» در جهان. ما باید ثابت کنیم که «قدرت اول جهان» بودن، به معنای داشتن پیشرفته‌ترین تکنولوژی برای تخریب نیست، بلکه به معنای داشتن والاترین معرفت برای نجات بشر است. این همان «سایه پرواز» حقیقتی است که اکنون بر سر جهان سایه افکنده و روز به روز، زمین را برای ظهور خورشید عدالت آماده‌تر می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.