آگاه: سالنهای پردیس سینمایی چهارباغ و سیتیسنتر اصفهان در روزهای برگزاری پر از هلهله و تکاپوی تماشاگرانی بود که صندلیها را تا آخرین ردیف پر کرده بودند. فراتر از سالنهای مجهز شهری، طرح «زنگ سینما» مدارس و اعزام ناوگان «سینما سیار» توانست فیلمها را به بیش از ۱۴۰۰ دانشآموز در مناطق فاقد سالن سینما در پهنه استان اصفهان و حتی شهرستان میناب برساند؛ حضوری فراگیر که نشان داد تشنه بودن چشمهای کودکان برای دیدن تصویر و خیال، مرز جغرافیایی نمیشناسد.
تجدید دیدار با ستارههای تلویزیون
در جدول نمایش فیلمهای این دوره، چرخش محسوسی از ملودرامهای تلخ و گزنده سالهای گذشته به سمت تولیدات شاداب، موزیکال و متکی بر فانتزی به چشم میآمد؛ رویکردی که مشخصا با هدف آشتی دادن خانوادهها با گیشه سینمای کودک در پیش گرفته شده بود. برجستهترین نماد این جهتگیری، فیلم ماجراجویانه «شوتینگا» به کارگردانی آرش معیریان و نویسندگی محمد مسلمی بود. این اثر پس از ۱۴ سال دوری عموهای فیتیلهای یعنی محمد مسلمی، علی فروتن و حمید گلی را در کنار بازیگرانی چون میرطاهر مظلومی، شهره سلطانی، سروش جمشیدی، مریم خدارحمی و هلیا امامی روبهروی دوربین قرار داد تا ماجرای سفر فانتزی چند همسفر به جزیرهای ناشناخته و پر از چالشهای شگفتانگیز برای نجات دختری به نام پریناز را با محوریت عاطفه مادر و فرزند تصویر کند. سالنهای نمایش این فیلم شاهد دست زدنها و خندههای کودکانی بود که با دکورهای رنگارنگ و موقعیتهای شاد اثر همراه شدند.
در سمت دیگر، فیلم «عموی بچهها» به کارگردانی احمد درویشعلیپور و تهیهکنندگی علی قائممقامی توانست سالنها را به سانسهای فوقالعاده برساند. داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) در این فیلم برای نخستین بار در قامت بازیگر سینما حاضر شد و همراه با نعیمه نظامدوست، هومن برقنورد، ایمان صفا، رامین ناصرنصیر و نادر سلیمانی داستانی نیمهزندگینامهای با محوریت کانون خانواده را به نمایش گذاشت. بهرهگیری از هوش مصنوعی برای بازآفرینی چهره مادر درگذشته فرضیایی، بار احساسی عمیقی به اثر بخشید که اشک و تشویق تماشاگران را توامان به همراه داشت. افزون بر این آثار سرگرمکننده، اکران آثاری نظیر «من جاسوزنی نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی با بازی علیرضا خمسه، یکتا ناصر و فرزند این کارگردان سوفیا هادی، ویترین نامهای شناخته شده سینمای تجاری را در اصفهان تکمیل کرد.
صراحت لهجه خبرنگاران نوجوان
یکی از جذابیتهای محسوس این جشنواره با تمام جشنوارههای سینمایی، استقلال نظر و لحن نقادانه کودکان و نوجوانانی بود که در جایگاه داور و خبرنگار در جشنواره فعالیت میکردند. نشستهای خبری تنها به جلسات تعارف و تشکر بدل نشد، بلکه نوجوانان در جلساتی پرحرارت، سازندگان آثار را با پرسشهای بیپروا غافلگیر کردند. در نشست فیلم «من جاسوزنی نیستم»، پرسشهای صریح یک خبرنگار نوجوان درباره دلیل کلیشهسازی از شخصیت کودک و افت کیفیت ساختار، چالشهایی جدی میان سازندگان و منتقدان نسل جدید رقم زد که بازتاب گستردهای در رسانهها یافت. این اتفاق نشان داد نسل نو دیگر مصرفکننده منفعل تصاویر نیست و سادهانگاریهای رایج فیلمسازان بزرگسال را نمیپذیرد.
نقطه عطف پیوند با ذائقه مدرن این نسل را میشد در استقبال پرشور از پویانمایی سینمایی «ورکانا» به نویسندگی و کارگردانی سیدمیثم سجادی مشاهده کرد. این اثر نوآورانه که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی خلق شد، با قصهای نامتعارف از ورود گیو پهلوان شاهنامه به ایران معاصر و تقابلش با نقابدار گاتهام در دل جنگلهای هیرکانی، زبان بصری تازهای را به نمایش گذاشت و در نهایت هم توانست عنوان بهترین فیلم از نگاه مردمی و جایزه ویژه داوران کودک و نوجوان را نصیب خود کند.
پیام صریح هیات داوران با خالی گذاشتن صندلی زرین فیلمنامه
حضور چهرههای شاخص سینما و ادبیات کودک از جمله گیتی خامنه، ایرج طهماسب، مریم سعادت، شبنم مقدمی، محمود کلاری، میثم مولایی و بابک خواجهپاشا در ترکیب داوران بخش مسابقه فیلمهای بلند داستانی، نوید قضاوتی موشکافانه را میداد. مهمترین بیانیه تخصصی این هیات، نه در جوایز اهداشده، بلکه در جایزهای بود که به هیچ اثری نرسید؛ داوران با تصمیمی قاطع، پروانه زرین بهترین فیلمنامه را به دلیل ضعفهای ساختاری و فقدان متن درخشان به هیچ اثری اهدا نکردند تا زنگ خطری جدی را برای سینمای ایران به صدا درآورند. صحبتهای گیتی خامنه مبنی بر اینکه برای خنداندن کودکان نباید ساختار دراماتیک و کیفیت هنری قربانی شود، این رویکرد داوری را شفافتر کرد.
با این وجود، پروانههای زرین در سایر بخشها میان آثار برتر تقسیم شد. تندیس پروانه زرین بهترین فیلم کودک به امیر رحیمزاده برای فیلم فانتزی «شوتینگا» تعلق گرفت و آرش معیریان نیز پروانه زرین بهترین کارگردانی را برای هدایت همین فیلم به خانه برد. شوتینگا در ابعاد فنی نیز درخشید و پروانه زرین بهترین دستاورد فنی جلوههای بصری را برای امیر ولیخانی و رضا محمودیان و دیپلم افتخار تدوین را برای حسن ایوبی به ارمغان آورد. از سوی دیگر، پروانه زرین بهترین فیلم نوجوان به فریدون نجفی برای ساخت اثر ریشهدار و بومی «عروس چشمه» رسید؛ فیلمی که با بازی الناز شاکردوست و دانیال جعفری روی پرده رفت و پروانه زرین بهترین بازیگر نوجوان را نیز نصیب دانیال جعفری کرد.
در ادامه این جوایز، عنوان بهترین بازیگر کودک به امیررضا محمدیسلیمانی برای نقشآفرینی در فیلم «کوچ» ساخته محمد اسفندیاری رسید؛ فیلمی که قابهای چشمنوازش پروانه زرین دستاورد هنری در فیلمبرداری را برای داوود رحمانی ثبت کرد و پروانه زرین جایزه صلح شهید بهنام محمدی را هم به اسفندیاری اهدا کرد تا تصویرگر مسئولیتپذیری یک نوجوان روستایی در برابر بحران خانواده باشد. در عرصه پویانمایی، پروانه زرین بهترین اثر سینمایی به «نگهبانان خورشید» به کارگردانی مشترک عماد رحمانی و مهرداد محرابی و تهیهکنندگی مهدی جعفریجوزانی اعطا شد. هیات داوران کودک و نوجوان، پروانه خود را به احمد درویشعلیپور برای کارگردانی «عموی بچهها» بخشیدند. در بخشهای موضوعی نیز جایزه آینه سینمای کودک برای پویانمایی «یوز» به سازمان سینمایی سوره و صداوسیما رسید و تندیس جایزه ویژه میناب با تمرکز بر آسیبهای جنگ بر کودکان به سیدجواد هاشمی و محمدرضا منصوری برای فیلم «یکی میاد دنبالم» اعطا شد.
سرنوشت این رویاها در صف اکران عمومی چه خواهد شد؟
با پایان یافتن آیین پایانی و فروکش کردن هیاهوی تالارهای اصفهان، پرسش اساسی و همیشگی سینمای کودک دوباره پیش روی اهالی فرهنگ قد علم میکند؛ آیا این فیلمها در اکران عمومی دوام خواهند آورد؟ گیشه سینمای ایران که سالهاست زیر سایه سنگین کمدیهای تجاری بزرگسالان نفس میکشد، بهندرت مجالی عادلانه برای درخشش آثار کودک باقی میگذارد.
فیلمهایی مانند «شوتینگا» و «عموی بچهها» با اتکا به کاراکترهای شناخته شده تلویزیونی احتمالا مخاطبان خود را به سالنها میکشانند و از بحران فروش عبور میکنند، اما آثار اقلیمی، عمیق و شریفی همچون «کوچ» یا پویانماییهای نوآورانه در صورت نبود حمایتهای ویژه آموزشی، اکران مستمر مدارس و برنامهریزی دبیرخانه دائمی در اصفهان، در گرداب سانسهای صبحگاهی و کممخاطب غرق خواهند شد. جشنواره سیوهشتم نشان داد که سینماگران قدم اول را برای تزریق شادابی، فانتزی و تخیل به جهان کودکان برداشتهاند؛ اما نجات واقعی این سینما زمانی رقم میخورد که بچهها تنها مخاطبان چند روزه سالنهای جشنواره نباشند، بلکه در تمامی روزهای سال بتوانند سهم رویاها، پرسشها و قهرمانان ایرانیشان را روی پرده نقرهای ببینند.
نظر شما