جبهه دشمن مدام در حال ارسال پالس حمله است؛ ما نیز در جبهه داخل، خود را برای ساعت صفر جنگ آماده کرده‌ایم. جنگ با دشمن نابکار قطعی است و ایران اسلامی عزتمندانه و مقتدرانه با متجاوزین خواهد جنگید. در این میان، آنچه اهمیت و تمایز دارد، واکنش ما در مقام دفاع است؛ ایران در جنگ پیش ‌رو، همانطور که رهبر انقلاب فرمودند جبهه‌های جدیدی را خواهد گشود و دردناک‌ترین ضربات را بر پیکره متجاوزین آمریکایی و صهیونیستی فرود خواهد آورد.

ایران «برگ‌برنده» رو می‌کند

آگاه: ایران طالب جنگ نیست اما در دفاع آفندی تردید ندارد. مشخصات و ممیزات دفاع آفندی ما در نبرد حتمی پیش‌ رو بسیار شگرف و اعجاب‌انگیز است. صاعقه انتقام ایران اسلامی این بار نه فقط در سطح منطقه، بلکه در عمیق‌ترین لایه‌های امنیتی و اقتصادی هژمونی رو به زوال آمریکا و سگ زنجیری‌اش یعنی رژیم اسرائیل فرود خواهد آمد و معادلات استراتژیک جهان را دگرگون خواهد ساخت.
اولین مشخصه از دفاع آفندی ما و جبهه جدید ما در نبردی که قرار است تحمیل شود، عنصر ناشناختگی و ابهام است؛ دشمن نمی‌داند و قرار نیست که بداند به کجایش ضربه می‌زنیم. همین گیجی و گنگی برای دشمن دردآور است. در همین حد باقی می‌گذاریم که ایران اسلامی، غافلگیری و شگفتانه عجیبی را برای دشمن در نبرد پیش‌ رو تدارک دیده است. شگفتانه‌ای که شاید به تعبیر انگلیسی‌ها، گیم‌چنجر باشد و معادلات امنیتی و نظامی جهانی را برای همیشه تغییر دهد.

شگفتانه‌ای که در مخیله نمی‌گنجد
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که آن اقدام غافلگیرکننده و شگفتانه، به هیچ وجه به ذهن دشمن و امپراتوری رسانه‌ای‌اش خطور نکرده است؛ به عبارت دیگر، این گمانه‌زنی‌ها در فضای رسانه‌ای که ایران در صورت آغاز جنگ جدید، کابل‌های اینترنت را قطع می‌کند یا به کاخ فلان حاکم مرتجع عرب حمله می‌کند یا پایگاه آمریکا در قلب اروپا را زیر ضربه می‌برد، هیچ‌کدام‌شان، آن شگفتانه ایران نیستند؛ شگفتانه ایران اگر به وقوع بپیوندد، همه این مصادیق مذکور، در برابرش شوخی و طنز است!
رسانه‌های غربی و اتاق‌های فکر استکبار روز و شب در حال تحلیل سناریوهای ایران برای پاسخ، نظیر بستن شریان‌های انرژی، حملات سایبری به زیرساخت‌ها یا موشکباران پایگاه‌های پیرامونی و فرامنطقه‌ای هستند؛ غافل از اینکه این تحلیل‌ها، سطح نازلی از محاسبات ماست. شگفتانه حقیقی ایران در لایه‌ای از اسرار پنهان و مکتوم است که حتی پیشرفته‌ترین الگوریتم‌های اطلاعاتی پنتاگون نیز قادر به رمزگشایی از آن نیستند؛ ضربه‌ای از جنس دیگر، در ابعادی که ذهن هیچ تئوری‌پرداز نظامی به آن قد نمی‌دهد. آنچه دشمن در معادلات کاغذی خود به‌عنوان سناریوی تهدید ایران، روی میز گذاشته، مشق شب کودکانه‌ای بیش نیست. ابهام راهبردی ما نه صرفا در ابزار، بلکه در مبدأ، ماهیت و زمان ضربه‌ای است که خواب را از چشمان فرماندهان ارشد ارتش تروریستی آمریکا و صهیونیست‌ها خواهد ربود؛ آنها منتظر یک پاسخ متعارف و تکراری‌اند، در حالی که ما قاعده بازی را از اساس و به گونه‌ای محوکننده تغییر خواهیم داد. تحلیلگران غربی و عربی و صهیونیستی ده‌ها مقاله درباره احتمال ناامن‌سازی مسیرهای تجاری یا اقدامات بازدارنده سنتی از ناحیه ایران می‌نویسند؛ اما اینها صرفا سرگرم‌سازی‌های رسانه‌ای است تا ذهن دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن از فاجعه اصلی منحرف بماند. شگفتانه راهبردی ایران، نقطه‌زنی در ساختارهایی است که دشمن اساسا تصور آسیب‌پذیری آنها را هم نمی‌کرد؛ واکنشی که تمام دکترین‌های دفاعی غرب را به تمسخر خواهد گرفت.
دشمن در توهمات خود فکر می‌کند با رصد کردن تحرکات متعارف ما، به انتهای پازل پاسخ رسیده است؛ حال آنکه ما در نقطه‌ای کور از محاسبات آنها ایستاده‌ایم که هرگونه واکنش دفاعی‌شان را بی‌اثر می‌کند. آن بازیگری که فکر می‌کند بازی با چند مهره پیرامونی او را نجات می‌دهد، به زودی درخواهد یافت که طوفان شگفتانه‌های ایران، کل صفحه شطرنج استکبار را یکجا جارو خواهد کرد.

رسیدن به بازدارندگی مطلق
اما از عنصر غافلگیری که بگذریم، به چند مصداق ملموس نیز خواهیم رسید. در واقع یک وجه از راهبرد دفاع آفندی ما و گشودن جبهه‌های جدید توسط ما در نبرد پیش ‌رو، واجد خصیصه پنهان و مکتوم بودن است؛ وجوه دیگر قابل حدس و پیش‌بینی است.
اولین مولفه‌ای که به ذهن می‌آید، تغییر دکترین اتمی و رسیدن ایران اسلامی به بازدارندگی مطلق و تمام‌عیار است. طی روزها و هفته‌های اخیر، مطالبه بمب اتم در محافل سیاسی، رسانه‌ای و اجتماعی قوت گرفته است. بنابراین دور از ذهن نخواهد بود که وقتی اولین پرتابه دشمن به سمت ایران برسد، همزمان نخستین تست اتمی ما نیز محقق شود. آنگاه ما می‌مانیم و انتقامی ناب از دشمنی که عمر نحسش به ۸۰ رسیده و طبق سنت تاریخی باید از روی زمین محو شود. اشاره مستقیم ما به نفرین دهه هشتم است؛ تاریخ شهادت می‌دهد که هیچ دولت یهودی از سه هزار سال پیش تاکنون، بیش از ۸۰ سال عمر نکرده است؛ رژیم نامشروع صهیونیستی نیز از این سنت تاریخی، گریزی ندارد. شاید آلت و ابزار تاریخ برای تحقق امر محتومش، بمب اتم ایرانی باشد.
نقطه عطف تاریخ معاصر در غرب آسیا یا همان خاورمیانه، گذار ایران از بازدارندگی منعطف به بازدارندگی هسته‌ای خواهد بود؛ لحظه‌ای که معادلات قدرت با ورود عنصر اتمی به بازی، برای همیشه از حالت تعادل خارج شده و وزن جدیدی به اراده مقاومت خواهد بخشید. بلوغ استراتژیک ایران در آستانه یک چرخش بزرگ است؛ چرخشی که در آن، قدرت پاسخگویی ما از سطح تسلیحات کلاسیک به سطح بازدارندگی هسته‌ای ارتقا می‌یابد و این تنها راه برای خنثی‌سازی تهدیدات بنیادین دشمن خواهد بود.
اگر دشمن مجدد به خاک ما تجاوز کند، آنگاه ما در آستانه عبور از خطوط قرمز مرسوم قرار می‌گیریم؛ لحظه‌ای که پاسخ اتمی ایران، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت تاریخی برای بازگرداندن ثبات به منطقه از طریق اعمال فشار حداکثری بر اراده متجاوز خواهد بود.
تاریخ، جریانی است که از مسیر سنت‌های خود باز نمی‌گردد؛ همان‌گونه که رژیم صهیونیستی در لبه پرتگاه عمر خود ایستاده، ایران نیز با ابزاری نو، پایان این دوره سیاه را رقم خواهد زد؛ چرا که عمر این موجود نامشروع، به دهه هشتم خود و آن نفرین دوست‌داشتنی نزدیک شده است. مرگ‌ومیر رژیم صهیونیستی، یک واقعیت تاریخی است که با گذشت زمان به تکامل می‌رسد؛ ما شاید صرفا تماشاگر سقوط رژیم طاعونی صهیون نباشیم و تاریخ، ماموریت تسهیلگری این سقوط را به ما داده باشد. در این مسیر، آن مطالبه تغییر دکترین اتمی، صرفا یک وسیله خواهد بود. مخلص کلام آنکه، وقتی تغییر دکترین اتمی ایران به مرحله عملیاتی برسد، دیگر بحث بر سر تهدید نخواهد بود، بلکه بحث بر سر اجرای حکم تاریخ خواهد بود؛ لحظه‌ای که قدرت هسته‌ای ما، با عمر رو به زوال صهیونیسم، تلاقی می‌کند تا فصل پایانی این رژیم بی‌ریشه و نکبت را رقم بزند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.