خاطرات و روایت‌های دفاع از حرم همواره سرشار از ابعاد ناگفته، لطیف و در عین حال حماسی است. کتاب «آن دوازده نفر» حاصل یک مسیر پژوهشی عمیق و پیگیری‌های مداوم است تا یکی از خاص‌ترین گروه‌های رفاقتی مدافعان حرم به تصویر کشیده شود.

آگاه: محمدمهدی احمدیان، محقق کتاب «آن دوازده نفر»، درباره نقطه شروع این پژوهش گفت: «ورود من به این حوزه با آشنایی با نخستین شهید مدافع حرم مشهدی، شهید حسن قاسمی‌دانا، در سال ۱۳۹۲ کلید خورد. شهادت حسن این حس را میان رفقایش ایجاد کرد که بابی جدید برای نوکری و خدمت به اهل ‌بیت (ع) و دفاع از انقلاب اسلامی گشوده شده است. زمانی که داشتم با دوستان حسن مصاحبه می‌گرفتم، به یک خط مشترک میان آنها رسیدم؛ اینکه بسیاری از این بچه‌ها از مسجدی در نبش بلوار ۱۷ وکیل‌آباد مشهد، یعنی مسجد امام حسن مجتبی (ع) دور هم جمع شده بودند و کارهای جدی فرهنگی و اجتماعی انجام می‌دادند.» او افزود: «با جدی‌تر شدن اعزام‌ها به سوریه و شهادت حسن، این غلیان در میان بچه‌های مسجد امام حسن مجتبی (ع) پررنگ‌تر شد. هرچه جلوتر رفتیم و روایت‌ها را دنبال کردیم، این جمع محدودتر شد تا اینکه به گروه ۱۲ نفره رسیدیم؛ افرادی که به واسطه مرتضی عطایی‌ـ که تجربه حضور قبلی در سوریه و عملیات‌های موفق داشت‌ـ مسیر تازه‌ای را پیش روی خود دیدند.»
احمدیان درباره نحوه گردآوری اطلاعات و حجم پژوهش‌های صورت‌گرفته توضیح داد: «برخلاف تصور اولیه، من برای این کتاب از ابتدا به دنبال یک مصاحبه واحد و متمرکز ۱۲ نفره نبودم. ما در ابتدا برای شهدای مختلف مصاحبه‌های مجزا و اختصاصی می‌گرفتیم تا بتوانیم کتاب‌های جیبی کوچکی تولید کنیم. اما هرچه جلوتر می‌رفتیم، خط مشترک و جذاب این ۱۲ نفر خودنمایی کرد.»
محقق اثر با اشاره به تنوع اصالت این گروه و وسعت کار پژوهشی گفت: «نکته جالب اینجاست که از این جمع ۱۲ ‌نفره، ۱۰ نفر مشهدی بودند و دو نفر اهل شمال و تهران. حجم مصاحبه‌های گرفته‌شده برای تک‌تک این افراد بسیار بیشتر از محتوای نهایی کتاب است، اما فقط بخش مرتبط با تلاش این گروه ۱۲ نفره را در کتاب بازتاب دادیم.»

چالش کشف حقیقت در میان روایت‌های چندضلعی
احمدیان درباره سخت‌ترین مرحله این پژوهش و پیوند زدن روایت‌ها به یکدیگر بیان کرد: «سخت‌ترین بخش مستندسازی، جمع ‌کردن و به هم وصل کردن این روایت‌ها بود. این یک روایت جمعی بزرگ بود و هر کسی ماجرا را از منظر خودش تعریف می‌کرد و متصل کردن اینها با یکدیگر کار آسانی نبود. با این حال، جذاب‌ترین و شیرین‌ترین قسمت تاریخ شفاهی برای ما همین‌جا بود؛ اینکه بنویسی و کشف کنی درست همان نقطه‌ای است که دیگری به آن اشاره کرده و روایت‌های مختلف، پازل ذهنی تو را کامل‌تر و مسیر داستان را دقیق‌تر می‌کنند.» او خاطرنشان کرد: «در مقدمه کتاب هم اشاره کردیم؛ با توجه به اینکه این اثر بخش‌های کوچکی از روایت این آدم‌های بزرگ را دربر می‌گیرد، حجم کتاب و موضوع این ۱۲ نفر ظرفیت پرداختن به همه وجوه شخصیتی آنها را نداشت و ناچار بودیم با انتخاب‌های دقیق، روایت را پیش ببریم.»
محمدمهدی احمدیان با اشاره به چالش‌ها در حوزه ادبیات پایداری گفت: «یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در حوزه ادبیات مقاومت و نگارش خاطرات شهدا، عبور از کلیشه‌ها و ترسیم واقعی و ملموس ابعاد انسانی آنهاست. من گمان می‌کردم که برخی از روایت‌هایی که در کتاب آوردیم، توسط ارزیابان حذف شود، اما به شکل عجیبی حذف نشد.»
او درباره واکنش مخاطبان به این چهره‌های ملموس و غیرتخیلی از شهدا افزود: «شهدا آن‌قدر که ما تصور می‌کنیم عجیب‌وغریب و دست‌نیافتنی نیستند، بلکه تقدس‌شان جنس دیگری دارد و با یک حرکت و تصمیم درست به این جایگاه رسیده‌اند. واکنش‌ها به این موضوع بسیار جالب است؛ مثلا لحظه‌ای که روایت شوخی‌ها یا شیطنت‌های بچه‌ها در پادگان پازوکی و کل‌کل‌های‌شان را تعریف می‌کنم، چشمان مخاطب از تعجب گرد می‌شود.»

داستانی از شوخ‌طبعی تا مرز شهادت
احمدیان با اشاره به خاطرات و شیطنت‌های درون این گروه تاکید کرد: «ما از شهدای این مجموعه مصاحبه‌های مفصلی داشتیم؛ مثلا در مصاحبه‌ای نزدیک به دو ساعت با یکی از دوستان شهدا، مشخص شد که این بچه‌ها در کنار صلابت و مردانگی‌شان، شیطنت‌ها و شوخ‌طبعی‌های خاص خود را داشتند. هرکدام از این ۱۲ نفر برای خودشان داستانی از این فضاها داشتند؛ افرادی که بارها مرگ را لمس کرده و از سوریه و میدان‌های سخت عبور کرده بودند، اما روحیات صمیمی، بگو و بخند و انسانی خود را حفظ کرده بودند و همین ویژگی‌هاست که این کتاب را متمایز می‌کند.»
محقق کتاب درباره نحوه اطمینان از صحت خاطرات به‌جامانده از شهدا توضیح داد: «در پروژه جمع‌نگاری، راستی‌آزمایی سختی‌های خاص خودش را دارد، به‌ویژه وقتی برخی از دوستان به شهادت رسیده بودند. برای حل این مشکل، ما از روش تطبیق روایت‌ها استفاده می‌کردیم. برای نمونه، وقتی یکی از دوستان ادعا می‌کرد که گروه‌شان در پادگان پازوکی تپه‌ای را با وجود تلفات گرفته است، من سراغ دیگر بچه‌های حاضر در آن جمع رفتم و موضوع را با آنها در میان گذاشتم تا هم صحبت‌های او تایید شود و هم زوایای دیگری را که او ندیده بود، بشنوم.» او افزود: «از آنجا که ما نزدیک به ۲۷۰ تا ۲۸۰ ساعت مصاحبه درباره مدافعان حرم در مشهد گرفته بودیم، یک پازل ذهنی کامل و دقیق از اتفاقات آن سال‌ها شکل گرفته بود. بسیاری از روایت‌های این کتاب به اصطلاح «متواتر» بودند؛ یعنی افراد مختلفی در گفت‌وگوهای گوناگون به آنها اشاره کرده بودند و با تکیه بر این مستندات و بررسی‌های میدانی، از دقت روایت‌ها کاملا مطمئن شدیم.»

لقب «۱۲ خبیث»؛ شوخی نظامی یا نشانه‌ای از شکاف با ساختارهای رسمی؟
احمدیان درباره علت نام‌گذاری این گروه توسط حاج قاسم و اینکه آیا این لقب نشان‌دهنده شکاف میان روحیات خودجوش این جوانان و ساختارهای خشک نظامی بوده است، گفت: «واقعیت این است که این بچه‌ها گاهی واقعا نظم پادگان را به هم می‌ریختند. خیلی از آنها آدم‌های سرشناس یا از اقوام چهره‌های نظامی بزرگ منطقه بودند. در کتاب هم به این موضوع اشاره شده است؛ دیدارهای مختلفی که با فرماندهان صورت می‌گرفت، ابتدا باعث می‌شد فرماندهان تنها چهره شیطنت‌های این بچه‌ها را ببینند و آنها را با همین لقب‌ها بشناسند.»
او ادامه داد: «اما به‌تدریج متوجه شدند که پشت این ظاهر شوخ‌طبع و قانون‌شکنانه‌شان، وجوه بسیار عمیق، کارآمد و قابل اعتمادی وجود دارد که میدان‌دار عملیات‌های سخت است. کتاب «آن دوازده نفر» فراتر از یک روایت نظامی، تصویرگر بچه‌های معمولی کوچه و بازار است؛ جوانانی از نسل جدید که نه جنگ را دیده‌اند و نه امام خمینی (ره) را درک کرده‌اند، اما با همان دغدغه‌های زمینی و رفاقت‌های صمیمی، پای آرمان‌های بزرگ ایستادند.»
محقق کتاب درباره انگیزه و نگاه این جوانان به مقوله دفاع از حرم گفت: «برخی فکر می‌کنند برای رسیدن به این جایگاه حتما باید مسیرهای خاصی طی شده باشد، در حالی که این بچه‌ها از دل همین جامعه و کوچه و بازار آمده بودند؛ یکی نانوا بود، یکی کارگر ام‌دی‌اف، دیگری در قطار شهری کار می‌کرد و برخی ورزشکار یا بنا بودند. اینها بچه‌های معمولی روزگار ما بودند که با همان زیست زمینی، اما با قلبی پاک و اراده‌ای پولادین راهی میدان شدند.»
او در تبیین پیام پنهان اثر افزود: «بزرگ‌ترین دستاورد این کتاب درهم شکستن کلیشه‌ها و تصاویر ذهنی دور از دسترس درباره شهدا است و ثابت می‌کند تفکر و اندیشه امام خمینی (ره) و جریان انقلاب اسلامی یک پدیده مقطعی و متعلق به گذشته نیست. نسلی که نه جنگ را دیده بود و نه دوران انقلاب را، وقتی پای دفاع وسط آمد، همه چیز خود را فدا کرد. این کتاب نشان می‌دهد که عظمت این تفکر همچنان زنده است و دشمنان باید از همین مردم عادی و بچه‌های کوچه و بازار بترسند؛ چرا که قدرت معنوی و اخلاص این رزمندگان فراتر از سازوبرگ‌های نظامی است.»

شکستن اسطوره‌سازی‌های افراطی و بازگشت به واقعیت آدم‌ها
محقق کتاب درباره این رمزگشایی بزرگ و نگاه متفاوتی که کتاب به مخاطب ارائه می‌دهد، معتقد است: «مخاطب امروزی با تورق این اثر با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که پیشتر کمتر به آن پرداخته شده بود و می‌تواند زاویه دید تازه‌ای نسبت به مقوله دفاع از حرم پیدا کند. برخی خانواده‌ها یا افراد شاید تصور کنند که اگر از ابعاد زمینی، شیطنت‌ها، شوخ‌طبعی‌ها یا خطاهای انسانی شهدا گفته شود، ممکن است شأن و جایگاه آنها پایین بیاید؛ در حالی که ارزش واقعی کار شهدا دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند.»
محمدمهدی احمدیان در پایان گفت: «رمز بزرگ این کتاب در همین نکته نهفته است که به مخاطب نشان می‌دهد لازم نیست انسان‌ها برای رسیدن به بالاترین درجات انسانی و مقام شهادت، از ابتدا موجوداتی ماورایی، دست‌نیافتنی و بدون عیب و نقص بوده باشند. این شهدا دقیقا از میان آدم‌های معمولی جامعه، با همین دغدغه‌های روزمره، شوخی‌ها و حتی تفاوت‌های فردی برخاستند؛ اما در یک برهه حساس، با یک تصمیم بزرگ و خلوص نیت، به بالاترین جایگاهی که یک انسان می‌تواند برسد دست یافتند. این نگاه نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی و جریان دفاع از حرم، نه با فرشتگان آسمانی، بلکه با دست‌های همین مردم معمولی، جوانان کوچه و بازار و انسان‌های زمینی حفظ شده و به پیش رفته است؛ پیامی که برای نسل امروز ملموس‌تر، الهام‌بخش‌تر و واقعی‌تر است.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.