آگاه: این رژیم در حالی به سمت انتخابات پیش میرود که دچار نوعی «دوگانگی استراتژیک» است؛ از یک سو با شکافهای عمیق درونی میان اردوگاههای سیاسی روبهروست که مشروعیت حاکمیت را به چالش میکشد و از سوی دیگر، با یک تغییر پارادایم امنیتی در سطح کلان مواجه شده که در آن، استراتژیهای سنتی بازدارندگی، جای خود را به رویکردی تهاجمی و پیشدستانه دادهاند. این وضعیت، رژیم را در وضعیتی از اضطراب مداوم قرار داده است، چنانکه هر حرکت سیاسی، ناگزیر به یک کنش نظامی یا تهاجم بیرونی تبدیل میشود تا بتوان از فروپاشی درونی جلوگیری کرد.
این اضطراب ساختاری را اگر از دریچه روانشناسی جمعی و تحلیل رفتارهای گروهی بنگریم، میتوان به خوبی تبیین کرد؛ چرا که رژیم صهیونیستی در حال تجربه نوعی «مکانیسم دفاعی تهاجمی» است. زمانی که یک ساختار سیاسی با بحران فقدان کنترل و شکاف میان نخبگان روبهرو میشود، برای فرار از مواجهه با ضعفهای درونی، به سمت برونافکنی بحران حرکت میکند. در واقع، «اصل جدید امنیت ملی» که این رژیم اخیرا تدوین کرده، نه صرفا یک تغییر در دکترین نظامی، بلکه بازنمایی یک واکنش روانی به اضطراب وجودی است. وقتی رژیم احساس میکند که از درون در حال پوسیدن است، با تغییر آستانه اقدام نظامی و ترجیح دادن تهاجم بر دفاع، میکوشد تا با ایجاد یک دشمن بیرونی ملموس و پرهیاهو، توجه افکار عمومی را از بحرانهای داخلی به سمت تهدیدات خارجی معطوف کند. این تهاجم، در حقیقت، تلاشی است برای تبدیل کردن «بحران هویت» به «جنگ بقا»، تا بتوان از طریق ایجاد ترس جمعی، شکافهای اجتماعی را به شکلی موقت به هم دوخت.
اما این تلاطم تهاجمی، تنها یک مسئله نظامی یا سیاسی نیست، بلکه لایههای عمیقتری از بحثهای کلامی و معرفتی را نیز در بر میگیرد که مستقیما بر امنیت ملی ما اثرگذار است. اگر بخواهیم از منظر کلامی و روانشناسی اسلامی به این بحران بنگریم، میبینیم که تهاجم رژیم صهیونیستی، در واقع تلاشی است برای غلبه بر «بیثباتی روانی» است. در مقابل این ساختار لرزان، ما با مفهومی روبهرو هستیم که میتواند توازن قدرت را بهطور بنیادین تغییر دهد: یعنی «ثبات نفس» و «یقین مبتنی بر ایمان.» در حالی که رژیم با استفاده از ابزارهای مادی و تهاجمهای ناگهانی میکوشد بر اضطراب خود غلبه کند، ما باید بدانیم که بازدارندگی واقعی، در گرو داشتن یک ساختار روحی منسجم است که در برابر تلاطمهای بیرونی، دچار فرسایش اعتقادی نشود. امنیت، تنها در گرو موشک و پهپاد نیست، بلکه در گرو آن است که جامعه بتواند در لحظات بحرانی، میان «ترس جمعی» و «ایمان استوار»، تفکیک قائل شود و از اضطراب دشمن، برای تقویت انسجام خود استفاده کند.
از همین رو، تلاقی میان روانشناسی و امنیت، ما را به این نتیجه میرساند که در مواجهه با رژیمی که از اضطراب وجودی رانده میشود، باید از استراتژیهای «مدیریت بحران روانی» نیز بهره جست. رژیم صهیونیستی در آستانه این دو ماه حساس، به دنبال آن است که با استفاده از ابزارهای جنگ شناختی و رسانهای، شکافهای موجود در جامعه ما را به شکافهای عمیق تبدیل کند. آنها میخواهند با القای حس «بیثباتی» و «بیپناهی»، اراده ملی را فرسوده کنند. بنابراین، یکی از اصلیترین مولفههای امنیتی در این بازه زمانی، تقویت «تابآوری روانی-اعتقادی» در بدنه جامعه است. این امر مستلزم آن است که روایتهای رسمی، از صرف گزارش وقایع نظامی فراتر رفته و به بازنمایی «اراده پولادین مبتنی بر یقین» بپردازند؛ یعنی باید به مردم آموخت که تلاطمهای دشمن، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه لرزش پایههای وجودی آنهاست.
در ادامه این مسیر، سیاستورزان و نیروهای امنیتی-نظامی ما باید با درک این پارادایم جدید، به بازتعریف معادلات بازدارندگی بپردازند. اگر رژیم صهیونیستی آستانه اقدام خود را پایین آورده است، ما نیز نباید با نگاهی صرفا پدافندی، به این تغییر رویکرد بنگریم. ما باید نشان دهیم که هرگونه تهاجم ناشی از اضطراب، هزینهای فراتر از آنچه در محاسبات ریاضی آنها آمده است، خواهد داشت. این هزینه، تنها در گرو پاسخهای نظامی نیست، بلکه در گرو آن است که دشمن بداند با جامعهای روبهرو است که در برابر فشار، «منقبض» نمیشود، بلکه «منسجم» میگردد. انسجام اجتماعی و سیاسی، بزرگترین ابزار بازدارندگی در برابر رژیمی است که با هر حرکت تهاجمی، تنها بر تشدید اضطراب درونی خود میافزاید.
در نهایت، باید این واقعیت را پذیرفت که در تقابل میان «اضطراب تهاجمجو» و «آرامش باایمان»، پیروز نهایی کسی است که بتواند «ثبات درونی» خود را حفظ کند. رژیم صهیونیستی در حالی انتخابات برگزار کرده که در حال فرار از واقعیت فروپاشی خود است و این فرار، او را به سمت رفتارهای پیشدستانه و بیثبات سوق میدهد. اما ما، با اتکا به اصالت اعتقادی و پیوند میان قدرت نظامی و ثبات روحی، میتوانیم این تلاطم را به فرصتی برای تثبیت جایگاه ملی تبدیل کنیم. امنیت ما، در گرو آن است که یاد بگیریم چگونه از دل بحران، «یقین» تولید کنیم و چگونه از اضطراب دشمن، «انسجام» بسازیم؛ چرا که در این میدان نبرد، تنها کسانی پیروز هستند که در برابر طوفان، نه تنها نمیلرزند، بلکه با ریشههای عمیق خود، زمین را استوارتر میسازند.
۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷
کد مطلب: ۲۶٬۵۹۱
در حالی که چشم جهانی به صندوقهای رأی در تلآویو دوخته شده تا سرنوشت قدرت را میان «نتانیاهو» و «آیزنکوت» تعیین کند، تلاطمی بسیار عمیقتر و زیرپوستیتر در لایههای زیرین ساختار رژیم صهیونیستی در جریان است؛ تلاطمی که فراتر از رقابتهای سیاسی و جابهجایی صندلیهای قدرت، به یک بحران بنیادین هویتی و وجودی بدل شده است.
نظر شما