۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱
کد مطلب: ۲۶٬۵۹۲

انتخابات اسرائیل و جنگ با ایران

از واکنش مقطعی تا آمادگی سازمان‌یافته

امیرحسین طالبیان _ دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

انتخابات رژیم صهیونیستی در شرایطی برگزار شده که رقابت سیاسی داخلی با تغییر در صورت‌بندی امنیتی این رژیم و تداوم تقابل با ایران همزمان شده است. نظرسنجی‌ها از یک رقابت نزدیک حکایت دارند، اما هیچ‌یک از اردوگاه‌ها از مسیر روشنی برای کسب اکثریت برخوردار نیستند. از سوی دیگر، تحلیل «رویترز» نشان می‌دهد که حتی تغییر دولت نیز لزوما به تغییر بنیادین رویکرد اسرائیل در قبال ایران منجر نخواهد شد؛ اختلاف اصلی بیشتر بر سر شدت و شیوه استفاده از قدرت نظامی است تا اصل تقابل با تهران.

از واکنش مقطعی تا آمادگی سازمان‌یافته

آگاه: نتانیاهو در ۱۸ اکتبر، در تشریح چارچوب امنیتی خود، بر تقدم «پیشگیری و تهاجم» بر «مهار و دفاع» تاکید کرد و از هدف سرنگونی نظام ایران سخن گفت. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای ایران، پیش‌بینی قطعی نتیجه انتخابات یا زمان حمله نیست؛ بلکه باید احتمال اقدام نظامی، عملیات سایبری، خرابکاری و تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی را در قالب سناریوهای مختلف بررسی کرد. گزارش شورای روابط خارجی آمریکا در ۲۳ اکتبر نیز از تداوم وضعیت بی‌ثباتی و فقدان توافقی پایدار برای پایان تقابل حکایت دارد.
سه روز مانده به انتخابات کنست در ۲۷ اکتبر، بنیامین نتانیاهو رقابت بر سر قدرت را به مسئله امنیت اسرائیل گره زده است. او در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی، از یک‌سو انتخابات را تعیین‌کننده آینده امنیتی این رژیم توصیف کرده و از سوی دیگر، در چارچوب امنیتی جدید خود بر تقدم اقدام تهاجمی و پیش‌دستانه تاکید کرده است. نتانیاهو در ۱۸ اکتبر بار دیگر از هدف سرنگونی نظام ایران سخن گفت؛ موضعی که در کنار رقابت فشرده با مخالفانش، به‌ویژه «گادی آیزنکوت»، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. با این ‌حال، نظرسنجی‌های منتشرشده تا ۲۲ اکتبر از نبود مسیر روشن برای تشکیل ائتلافی برخوردار از اکثریت حکایت دارند و نتانیاهو نیز گفته است پیش از انتخابات به دنبال حمله جدید به ایران نیست؛ بنابراین، نه می‌توان از رقابت انتخاباتی وقوع حمله را نتیجه گرفت و نه می‌توان اثر آن بر محاسبات امنیتی تل‌آویو را نادیده گرفت.
مسئله راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران این است که رقابت انتخاباتی چگونه می‌تواند بر زمان‌بندی، شدت و صورت‌بندی اقدامات امنیتی اسرائیل اثر بگذارد؛ به‌ویژه آنکه دکترین اعلام‌شده نتانیاهو، دامنه اقدام پیش‌دستانه را گسترش می‌دهد و احتمال خطای محاسباتی را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، اولویت ایران نباید پیش‌بینی نتیجه انتخابات یا تعیین یک تاریخ احتمالی برای درگیری باشد؛ بلکه باید کاهش آسیب‌پذیری‌ها، حفظ آمادگی در برابر سناریوهای مختلف، تقویت بازدارندگی و جلوگیری از تحمیل زمان و شکل بحران از سوی طرف مقابل باشد.

اولویت ایران در دو ماه آینده؛ تبدیل آمادگی به برنامه اجرایی
نخستین اقدام باید در سطح هماهنگی ملی انجام شود. شورای عالی امنیت ملی با مشارکت نهادهای دفاعی، وزارت امور خارجه و دستگاه‌های مسئول زیرساخت‌های حیاتی، باید یک برنامه مشترک آمادگی حداقل ۶۰ روزه را تدوین و تصویب کند. این برنامه نباید به اعلام سطح هشدار یا برگزاری جلسات محدود بماند؛ بلکه باید مسئول هر اقدام، مهلت اجرا، مسیر گزارش‌دهی و شاخص ارزیابی را مشخص کند. هدف، جلوگیری از تصمیم‌های پراکنده و متناقض در شرایطی است که ممکن است فاصله میان یک حادثه محدود و بحران گسترده، خیلی کوتاه باشد.
در هفته نخست، چهار سناریوی پایه باید بررسی و برای هرکدام پروتکل تصمیم‌گیری تدوین شود: ادامه فشار سیاسی و تهدیدهای لفظی؛ تشدید حملات سایبری یا خرابکاری؛ حمله نظامی محدود و درگیری گسترده و همه‌جانبه. برای هر سناریو، باید معیارهای اعتبارسنجی اطلاعات، مرجع تایید گزارش، سطح اختیار تصمیم‌گیری، مسئول اطلاع‌رسانی و مسیر ارتباط با میانجی‌های خارجی از پیش تعیین شود. شاخص تحویل این مرحله، تصویب یک سند مشترک مدیریت بحران و مشخص ‌شدن مسئولیت نهادهای اصلی باشد؛ نه انتشار جزئیات حساس آن.
اولویت دوم باید سنجش واقعی تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی باشد. وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مسئول انرژی، ارتباطات، آب، حمل‌ونقل و خدمات درمانی باید آمادگی خود را در برابر اختلال همزمان در برق، ارتباطات و سامانه‌های دیجیتال بررسی کنند. آزمون سامانه‌های پشتیبان، تعیین مسیر جایگزین ارتباطی، تمرین تداوم خدمت و مشخص‌کردن زمان لازم برای بازگرداندن خدمات، خروجی‌های قابل‌ سنجش این مرحله است. ارزیابی‌ها باید در سطح ملی تجمیع شوند تا نقاط ضعف برطرف شوند؛ جزئیات آسیب‌پذیری‌ها نیز نباید به اطلاعات عمومی تبدیل شود و کاملا محرمانه باقی بماند.
در حوزه دیپلماسی، وزارت امور خارجه باید از هم‌اکنون تماس‌های منظم با عمان، قطر، پاکستان و دیگر کشورهای دارای کانال ارتباطی با واشنگتن و تل‌آویو برقرار کند. هدف، درخواست حمایت لفظی نیست؛ بلکه انتقال روشن موضع ایران درباره پیامدهای تجاوز، ایجاد مسیر ارتباط اضطراری و کاهش احتمال برداشت غلط از اقدامات دفاعی است. هماهنگی با نمایندگی‌های ایران در خارج نیز باید به تولید گزارش روزانه‌ای از مواضع دولت‌ها، تحولات سیاسی اسرائیل و نشانه‌های تغییر در فضای دیپلماتیک منجر شود. هر گزارش باید میان اطلاعات تاییدشده، ادعاهای رسانه‌ای و تحلیل کارشناسی تمایز بگذارد.
در حوزه امنیت و اقتصاد دریا، با توجه به حساسیت تنگه هرمز و تاثیر هر تشدید تنش بر تجارت و انرژی، دستگاه‌های مسئول باید سازوکار اطلاع‌رسانی و رسیدگی سریع به حوادث دریایی را تقویت کنند. ایجاد مسیر ارتباطی مشخص با طرف‌های منطقه‌ای برای کاهش خطر برخورد و اطلاع‌رسانی دقیق به کشتیرانی تجاری می‌تواند از تبدیل یک حادثه محدود به بحرانی گسترده جلوگیری کند. در داخل نیز سنجش آمادگی زنجیره تامین کالاهای ضروری، دارو و سوخت باید به‌صورت دوره‌ای انجام شود.
در حوزه افکار عمومی، صداوسیما و رسانه‌های رسمی باید یک سازوکار هماهنگ برای انتشار اطلاعات تاییدشده ایجاد کنند. ارائه گزارش‌های منظم درباره وضعیت خدمات عمومی، پاسخ‌گویی سریع به شایعات اثرگذار و خودداری از ادعاهای اثبات نشده درباره تحولات نظامی، هم از تشویش افکار عمومی جلوگیری می‌کند و هم اعتبار اطلاع‌رسانی رسمی را افزایش می‌دهد. انسجام داخلی با دعوت کلی به وحدت ساخته نمی‌شود؛ مردم باید در عمل، هماهنگی تصمیم‌گیران، تداوم خدمات و صداقت در اطلاع‌رسانی را مشاهده کنند.
برای سنجش پیشرفت این برنامه، در پایان هفته نخست باید سند مدیریت بحران و تقسیم مسئولیت‌ها تصویب شده باشد؛ تا پایان هفته دوم، آزمون تاب‌آوری زیرساخت‌ها و گزارش نواقص انجام گیرد و در پایان هر ماه، میزان اجرای اقدامات اصلاحی، آمادگی خدمات حیاتی، استمرار ارتباطات دیپلماتیک و کیفیت اطلاع‌رسانی ارزیابی شود. گزارش جمع‌بندی ۶۰ روزه نیز باید روشن کند کدام آسیب‌پذیری‌ها کاهش یافته، کدام اقدامات اجرا نشده و چه اصلاحاتی برای دوره بعد لازم است.

انتخابات، شاخص تهدید نیست
انتخابات اسرائیل ممکن است بر لحن، زمان‌بندی و شدت اقدامات این رژیم اثر بگذارد، اما نباید به‌عنوان تنها شاخص تهدید تلقی شود. خطر اصلی از ترکیب دکترین تهاجمی، تقابل حل‌نشده با ایران و احتمال محاسبه غلط ناشی می‌شود. پاسخ مناسب، نه پیش‌بینی قطعی جنگ و نه اکتفا به مواضع بازدارنده، بلکه اجرای برنامه‌ای مشخص برای بالا بردن آمادگی دفاعی، تاب‌آوری ملی، دیپلماسی فعال و مدیریت افکار عمومی است. معیار موفقیت در دو ماه آینده باید کاهش غافلگیری، استمرار خدمات حیاتی، حفظ کانال‌های ارتباطی و جلوگیری از گسترش ناخواسته بحران باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.