۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۶
کد مطلب: ۲۶٬۵۸۸

در آستانه انتخابات اسرائیل، بنیامین نتانیاهو از احتمال حمله ایران یا متحدانش سخن گفت و تهدید کرد که پاسخ اسرائیل نامتناسب خواهد بود. این اظهارات این واقعیت را آشکار می‌کند که تهدید ایران همچنان بخشی از محاسبات سیاسی و امنیتی تل‌آویو است و نباید با تغییر آرایش احزاب یا اختلافات داخلی اسرائیل، خطر را تمام‌شده فرض کرد.

میدان مقاومت خبری

آگاه: البته انتخابات اخیر اسرائیل یک نکته مهم‌تر هم دارد. رقابت نتانیاهو و گادی آیزنکوت فقط بر سر تشکیل دولت نیست؛ هر دو در فضایی رقابت کردند که امنیت، جنگ و نحوه مواجهه با ایران از مسائل اصلی آن بود. نتانیاهو از فرصت اقدام مشترک با آمریکا برای رفع تهدید ایران سخن گفت و رقیبش هشدار داد که امنیت نباید خرج منافع سیاسی شود. با این همه، اختلاف بر سر شیوه اداره جنگ و مسئولیت شکست‌های امنیتی را نباید با اختلافی قطعی بر سر اصل تهدیدانگاری ایران یکی گرفت. گزارش‌های انتخاباتی نیز نشان می‌دهند که رقابت بر سر رهبری اسرائیل لزوما به معنای کنار گذاشتن رویکرد سخت‌گیرانه آن در برابر ایران نیست.
در چنین میدان پیچیده‌ای مهم است که به این مسئله توجه داشته باشیم که جنگ، فقط شلیک و اصابت موشک‌ها نیست. به کرات دیده‌ایم که پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، خبرهای جهت‌دار و تاییدنشده از یک منبع آگاه تولید و منتشر می‌شوند. شایعه جای گزارش را می‌گیرد، نگرانی به وحشت تبدیل می‌شود و اختلاف بر سر عملکرد یک مسئول، به دشمنی میان مردم می‌رسد. در این وضعیت، دشمن دیگر نیاز ندارد جامعه را با خود همراه کند؛ کافی است مردم به تشخیص یکدیگر اعتماد نکنند، هر خبر را نشانه شکست بدانند و از توان کشور برای ایستادن و ساختن مایوس شوند.
در چنین وضعی، فقط میدان و موشک‌ها نیستند که اهمیت دارند. این مسئله باید در داخل کشور جدی گرفته شود که اگر دشمن نتواند اراده ایران را با فشار نظامی درهم بشکند، با فرسودن اعتماد مردم به یکدیگر، هزینه مقاومت را بالا می‌برد. و این دقیقا همان خطایی است که نباید مرتکب شویم! نباید تهدید را فقط در بیرون ببینیم و از میدان ذهن، اعتماد و همکاری در داخل غافل بمانیم.
انتخابات اسرائیل برای ما فقط تماشای اختلافات داخلی دشمن نیست. ما باید بفهمیم سیاست چگونه می‌تواند از مسئله امنیت برای شکل‌ دادن به افکار عمومی استفاده کند. در جریان همین انتخابات، دو رقیب درباره مسئولیت شکست‌های گذشته، نحوه اداره جنگ و حدود استفاده سیاسی از تهدید ایران اختلاف داشتند؛ با این حال، مسئله ایران در رقابت بر سر قدرت حضور پررنگی داشت. این به ما هشدار می‌دهد که نباید هر اختلافی در اردوگاه مقابل را نشانه کاهش خطر بدانیم. در سوی خودمان نیز نباید اجازه دهیم فشار خارجی، اختلاف‌های قابل حل را به گسست‌های ماندگار تبدیل کند. اگر دشمن بتواند نگرانی مردم را به بی‌اعتمادی، و اختلاف بر سر عملکردها را به دشمنی میان خود مردم بدل کند، بخشی از هزینه تقابل را بدون شلیک حتی یک گلوله به جامعه ما منتقل کرده است.
پس از شهادت رهبر شهید، مسئله انسجام در پیام‌های رهبر انقلاب جایگاهی مهم داشته است. در پیام هفته دولت، ششم شهریور ۱۴۰۵، ایشان نسبت به سخنان ناامیدکننده، تضعیف انگیزه‌های عمومی و دوگانه‌سازی‌های موهوم هشدار دادند و تاکید کردند: «ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» این تاکید را نباید به توصیه‌ای اخلاقی برای خوش‌رفتاری با یکدیگر تعبیر کرد. در شرایطی که کشور زیر فشار نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای قرار دارد، انسجام اجتماعی جزئی از توان دفاعی ایران است.
همچنین در دیدار پنجم آبان با دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز بر تقویت وحدت ملی و اعتماد متقابل مردم و مسئولان و اطلاع‌رسانی فعالانه و به‌موقع برای استمرار حضور مردم در دفاع از کشور تاکید شد و از مستاصل‌ شدن دشمن به‌عنوان یکی از ثمرات مقاومت ملی یاد شد. چنین نگاهی، این مسئولیت را متوجه همه ما می‌کند که مقاومت باید در عرصه روایت واقعیت، اداره کشور، حل مشکلات مردم و حفظ اعتماد عمومی هم ادامه یابد.
البته انسجام به معنای بستن دهان منتقد یا نادیده ‌گرفتن خطای مسئولان نیست. اتفاقا بی‌پاسخ‌ گذاشتن مشکلات اقتصادی، بی‌اعتنایی به نگرانی مردم و پنهان‌ کردن خطاها می‌تواند اعتماد عمومی را فرسوده کند. نقد مستند، مطالبه‌گری و پرسش از مسئولان بخشی از سلامت جامعه است؛ آنچه باید در برابرش ایستاد، تبدیل نقد به نفرت‌پراکنی، اختلاف به کینه و نارضایتی به بهانه‌ای برای انکار هر توان و دستاورد ملی است. هیچ مسئولی نباید از ضرورت وحدت برای فرار از پاسخ‌گویی استفاده کند و هیچ منتقدی هم نباید با ادعاهای بی‌سند، ناخواسته به فرسایش جامعه کمک کند.
از این‌رو سواد رسانه‌ای در مواجهه با امواج اخبار ساختگی اهمیت فراوان دارد. خبر انتخابات، ادعای شکست یک حزب، تصویر منتسب به شلوغی پای صندوق‌ها یا نقل‌قولی از یک مقام، پیش از بازنشر باید از سه پرسش عبور کند: منبع اصلی آن چیست؟ چه چیزی واقعا ثابت شده و چه چیزی صرفا تفسیر یا شایعه است؟ انتشار عجولانه این محتوا به روشن ‌شدن واقعیت کمک می‌کند یا فقط ترس و آشفتگی را گسترش می‌دهد؟ چراکه دشمن هم خوب می‌داند که انتخاباتش کانون توجه ما قرار گرفته و حتما تلاش می‌کند از اخبار آن در جهت ایجاد شکاف و اختلاف بهره‌برداری کند.
بینش و آگاهی یعنی ظرفیت‌های ایران و تجربه مقاومت را ببینیم، برای رفع ضعف‌ها بی‌رحمانه با واقعیت روبه‌رو شویم و سرنوشت کشور را به اختلافات دشمن یا موج خبرهای روز گره نزنیم. ما حق داریم به دشمن بدگمان باشیم؛ تجربه نشان داده که دشمن پیش از حمله، امکان آن را با بازی‌های رسانه‌ای بررسی می‌کند. اما این بدگمانی به دشمن نباید به بدگمانی میان خودمان تبدیل شود. نه شکاف‌های سیاسی اسرائیل پیروزی ما را تضمین می‌کند و نه تهدیدهای آن، شکست ایران را رقم می‌زند. آنچه اهمیت دارد، توان جامعه برای حفظ هوشیاری، اصلاح خطاها و ایستادن کنار یکدیگر در دفاع از ایران است.
میدان جنگ ما فقط آن‌سوی مرزها نیست. هر بار که خبری را بی‌دقت می‌خوانیم، پیش از سنجیدن پخش می‌کنیم، هر بار که از سر خشم میان مردم دیوار می‌کشیم و هر بار که مسئولین‌مان را با اخبار دشمن می‌سنجیم، باید بدانیم بر کدام سوی معادله اثر گذاشته‌ایم. در مقابل، تشخیص درست، مطالبه‌گری مسئولانه، کمک به حل مشکلات و اعتماد متقابل بخشی از قدرت ملی‌اند. بیایید در خانه خود برای دشمن میدان نسازیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.