آگاه: در ایران نیز همانند بسیاری از جوامع در حال گذار، فاصله میان متن قانون و رفتار روزمره مردم یکی از مسائل مهمی است که نیازمند بررسی دقیق و ریشهای است. این فاصله را نمیتوان تنها با تاکید بر مجازات یا تقبیح اخلاقی پر کرد، بلکه باید دید چه عواملی باعث میشود فردی که در زندگی شخصی خود مقید به اصول اخلاقی است، در مواجهه با برخی مقررات، به تخلفهای کوچک و روزمره تن دهد. قانونگریزیهای خرد، آن دسته از رفتارهایی هستند که در نگاه اول اهمیت چندانی ندارند، مانند عبور از برخی مقررات شهری، عدم رعایت کامل قوانین مالیاتی در معاملات کوچک، تخلفهای جزئی در حوزه کسبوکار یا بیتوجهی به برخی الزامات اداری. آنچه این رفتارها را قابل توجه میکند، نه بزرگی هر مورد، بلکه تکرار و فراگیری آنهاست که به تدریج هنجارهای جمعی را تغییر میدهد. یکی از دلایل اصلی این پدیده، عدم تناسب میان هزینههای رعایت قانون و منافع عمومی آن است. وقتی فرد میبیند اجرای یک مقرره کوچک، وقت، هزینه یا فرصت شغلی او را به شکلی نامتناسب تحت تاثیر قرار میدهد و در مقابل، تخلف از آن پیامد محسوسی ندارد، رعایت قانون برای او به محاسبهای صرفا شخصی تبدیل میشود.
عامل دیگر، تجربه نابرابری در اجرای قانون است. اگر شهروندان شاهد باشند که برخی افراد یا گروهها به دلیل موقعیت اجتماعی یا اقتصادی خود از پیامد تخلف مصون میمانند، اعتماد به عادلانه بودن قانون کاهش مییابد و این باور تقویت میشود که قانون ابزاری یکسان برای همه نیست. در چنین شرایطی، قانونگریزی خرد نه اعتراضی سازمانیافته، بلکه واکنشی دفاعی و روزمره به احساس بیعدالتی است. ضعف سازوکارهای نظارت همگانی و نبود بازخورد سریع و روشن از سوی نهادهای مسئول نیز این چرخه را تشدید میکند، زیرا تخلف کوچک بیپاسخ میماند و به تدریج به رفتاری عادی و پذیرفتهشده تبدیل میشود.
نکته سوم، ضعف آموزش حقوقی و شهروندی است. در بسیاری از موارد، مردم نمیدانند یک مقرره چرا وجود دارد و نقض آن، چه آسیب جمعی ایجاد میکند. آموزشها بیشتر بر ترس از مجازات متمرکز بودهاند تا بر درک فلسفه قانون و پیوند آن با زندگی روزمره. در نتیجه، قانون برای بخشی از مردم مجموعهای از باید و نبایدهای انتزاعی است که ارتباط روشنی با منافع شخصی و جمعی آنها ندارد. همچنین، پیچیدگی فرآیندهای اداری و بروکراسی فرساینده میتواند فرد را به سمت راههای میانبر و تخلفهای کوچک سوق دهد، به ویژه زمانی که مسیر قانونی طولانی و پرهزینه باشد.
برای کاهش قانونگریزیهای خرد، صرف سختتر کردن مجازاتها نه تنها کافی نیست، بلکه میتواند فاصله مردم با قانون را بیشتر کند. آنچه ضروری است، بازبینی مقررات با توجه به واقعیتهای معیشتی و اجتماعی مردم، شفافسازی نسبت هزینه و فایده هر قانون، تقویت پاسخگویی نهادها و ایجاد سازوکاری است که رعایت قانون را برای فرد منطقی و قابل دفاع سازد. تجربه جوامعی که در کاهش این پدیده موفق بودهاند نشان میدهد که تغییر رفتار جمعی بیش از آنکه محصول سختگیری باشد، حاصل احساس مالکیت مردم نسبت به قواعد و باور به عادلانه بودن آنهاست. بدون این سرمایه اجتماعی، حتی دقیقترین قوانین نیز بر کاغذ باقی میمانند و نظم عمومی به جای اتکا بر همراهی شهروندان، ناچار به تکیه بر ابزارهای پرهزینه و ناکارآمد میشود.
۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۱
کد مطلب: ۲۶٬۷۰۵
در هر جامعهای، قانون زمانی کارآمد است که شهروندان آن را نه صرفا یک الزام بیرونی، بلکه بخشی از چارچوب زندگی جمعی و تامینکننده منافع مشترک بدانند.
نظر شما