۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
کد مطلب: ۲۳٬۵۵۵

کنش تمدن‌ساز در بازآفرینی امت اسلامی

تداوم یک پروژه

دکتر نصیبه سادات حسینی _ پژوهشگر و مدرس دانشگاه

تشییع رهبران تاریخی، در بسیاری از جوامع، صرفا آیینی برای بدرقه یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست، بلکه لحظه‌ای فشرده از بازنمایی هویت جمعی و آشکار شدن نیروهای پنهان حیات اجتماعی است. در جامعه ایران، تشییع رهبر شهید را باید فراتر از یک رخداد عاطفی یا مناسکی فهم کرد؛ این رویداد، صحنه‌ای برای بازتولید انسجام تمدنی، احیای حافظه تاریخی و بازتعریف نسبت جامعه با آرمان‌های خود است. اهمیت این رخداد زمانی روشن‌تر می‌شود که آن را در بستر تحولات جهان مدرن و نظریه‌های جامعه‌شناختی درباره دین، هویت و مقاومت فرهنگی تحلیل کنیم.

آگاه: آنتونی گیدنز در تحلیل وضعیت مدرنیته متأخر، به شکست نسبی نظریه کلاسیک سکولار شدن اشاره می‌کند. برخلاف پیش‌بینی متفکرانی که گسترش عقلانیت مدرن را به حذف تدریجی دین از عرصه عمومی پیوند می‌زدند، تجربه برخی جوامع ــ به‌ویژه ایران پس از انقلاب اسلامی ــ نشان داد که دین همچنان می‌تواند منشأ بسیج اجتماعی، تولید هویت و سازمان‌دهی سیاسی باشد. گیدنز در بحث از بنیادگرایی اسلامی، ایران را نمونه جامعه‌ای می‌داند که همزمان با تجربه مدرنیته، توسعه علمی و پیچیده ‌شدن ساختارهای اجتماعی، نه‌تنها سکولار نشده بلکه نوعی آگاهی دینی ضد سلطه را حفظ کرده و به غرب ستیزی منتهی شده است. در این چارچوب، تشییع میلیونی رهبر شهید را می‌توان نشانه استمرار «دین عمومی» در متن جهان مدرن دانست؛ حضوری که نشان می‌دهد امر دینی در جامعه ایرانی هنوز قدرت خلق همبستگی و جهت‌دهی تاریخی دارد.
این رخداد، از منظر جامعه‌شناسی آیین‌ها نیز واجد اهمیت تمدنی است. آیین‌های جمعی در بزنگاه‌های تاریخی، کارکردی فراتر از تخلیه عاطفی دارند؛ آنها سرمایه اجتماعی را بازتولید و مرزهای هویتی جامعه را تثبیت می‌کنند. حضور ده‌ها میلیونی مردم در شرایط جنگ تحمیلی و فشارهای بیرونی، صرفا نمایش احساسات عمومی نیست، بلکه بازنمایی اراده اجتماعی برای تداوم یک مسیر تاریخی است. در چنین لحظه‌ای، جامعه بار دیگر «ما»ی جمعی خود را کشف می‌کند و حول مجموعه‌ای از معانی مشترک ــ مقاومت، عدالت، استقلال و ایمان ــ به وحدت می‌رسد. این همان نقطه‌ای است که تشییع از سطح یک مراسم سوگ به سطح یک «کنش تمدن‌ساز» ارتقا می‌یابد.
شهید مطهری در تحلیل حرکت‌های تاریخی، بر نقش ایمان در ساخت حیات اجتماعی تاکید می‌کند. از نگاه او، جامعه دینی تنها با قوانین و ساختارهای رسمی پابرجا نمی‌ماند، بلکه با حضور یک «روح مشترک» زنده است؛ روحی که در لحظات تاریخی خود را آشکار می‌کند. او شهادت را نیز صرفا یک فقدان انسانی نمی‌دانست، بلکه آن را عاملی برای احیای وجدان اجتماعی و بیدارسازی تاریخی تلقی می‌کرد. بر این اساس، تشییع رهبر شهید را می‌توان لحظه‌ای دانست که در آن جامعه، بار دیگر نسبت خود را با آرمان‌های بنیادین خویش بازخوانی می‌کند. اجتماع عظیم مردمی در چنین صحنه‌ای، نوعی بیعت تاریخی با مسیری است که رهبر شهید نمایندگی می‌کرد؛ مسیری که در آن دین، استقلال و پیشرفت علمی در تقابل با یکدیگر تعریف نمی‌شوند، بلکه اضلاع یک پروژه تمدنی‌اند.
در اندیشه علی صفایی‌حائری؛ اندیشمند نخبه مسلمان نیز جامعه ایمانی، تنها یک تجمع سیاسی یا احساسی نیست، بلکه «صحنه رشد انسان» است. عین‌صاد بر این باور بود که حوادث بزرگ، اگر به آگاهی و انتخاب منجر نشوند، در سطح هیجان باقی می‌مانند و اثر ماندگار تمدنی تولید نمی‌کنند. از این منظر، اهمیت تشییع رهبر شهید در آن است که می‌تواند جامعه را وارد مرحله‌ای تازه از خودآگاهی تاریخی کند. مواجهه نسل جوان با پدیده شهادت، ایثار و وفاداری اجتماعی، فرصتی برای بازاندیشی درباره مسئولیت تاریخی خویش فراهم می‌آورد. اگر این رخداد بتواند از سطح عاطفه عبور کرده و به درک عمیق‌تری از مسیر آینده منجر شود، آنگاه به یک «میدان تربیتی» برای بازسازی انسان اجتماعی تبدیل خواهد شد.
در این میان، نقش نهاد علم و رسانه تعیین‌کننده است. تقلیل این رخداد به بازنمایی‌های احساسی یا گزارش‌های خبری، ظرفیت تمدنی آن را محدود می‌کند. دانشگاه و مراکز فکری باید این تشییع را به مثابه یک پدیده اجتماعی مطالعه کنند؛ پدیده‌ای که در آن رابطه دین و مدرنیته، سازوکارهای تولید همبستگی، نقش حافظه تاریخی و قدرت نمادهای جمعی قابل مشاهده است. رسانه نیز باید از سطح بازتاب تصاویر عبور کند و معنای تاریخی این حضور را تبیین نماید؛ زیرا در عصر جنگ روایت‌ها، هر رویداد تمدنی تنها زمانی ماندگار می‌شود که بتواند روایت خود را نیز تولید کند. بر این اساس، تشییع رهبر شهید را نمی‌توان صرفا پایان حیات یک فرد دانست؛ این رخداد، نقطه تلاقی حافظه تاریخی، ایمان اجتماعی و اراده تمدنی یک ملت است. جامعه‌ای که در اوج فشارهای بیرونی، هنوز قادر است حول یک معنای مشترک گرد هم آید، نشان می‌دهد که پیوند میان دین، هویت و حیات اجتماعی در آن همچنان زنده است. از همین رو، این تشییع بیش از آنکه یک مراسم سوگواری باشد نشانه تداوم یک پروژه تمدنی است؛ پروژه‌ای که بقای خود را نه فقط در ساختارهای سیاسی، بلکه در آگاهی و حضور مردم جست‌وجو می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.