آگاه: در بخشی از این دستخط که حاجقاسم آن را در اوج ترکتازی گروه تروریستی تکفیری داعش در سوریه و عراق در دهه ۹۰ خطاب به دخترش زینب نوشته و اصل آن، مفصلتر از این بخش منتشرشده است -و کاش متن کامل آن هم منتشر شود- آمده است: «اگر این سد شکست، همه این سرزمینها، همه این انسانها، به مصیبتی دچار میشوند که تاریخ گذشته مغول، در مقابل آن، هیچ خواهد بود...» حاجقاسم، «ایران» را حرم اصلی میدانست و دفاع از این حرم را واجبتر از دفاع از بقیه حرمها و بر همین اساس، تا زنده بود نگذاشت این سد که علاوه بر احتوای عتبات مقدسه، دیوار دفاعی ایران هم بود فرو بریزد. اما دست تقدیر، بهگونهای رقم خورد که چند سال پس از پرواز او، بخشی از دیواره این سد که سوریه بود فرو بریزد و نگهبان قدرتمند بخش دیگر این سد یعنی لبنان که شهید سید حسن نصرالله و فرماندهان ارشدش بودند، به آرزوی بزرگشان برسند.
اکنون، حلقه سوریه بهظاهر، از زنجیره مقاومت خارج شده -هرچند جوانان مومن و مقاوم آن دیار، مشغول بازسازی خود برای یکسره کردن کار دشمن هستند- اما خطری که حاجقاسم در مورد آن هشدار داده بود، تشدید شده تا آنجا که دشمنان اصلی ایران و ایرانی یعنی آمریکا و رژیم موقت اسرائیل، برای نخستینبار به خود جرأت دادند که به تمامیت ارضی این مرز و بوم، تجاوز کنند و بیش از هزار شهید از ما بگیرند. جنگ ۱۲ روزه، تعبیر بخشی از کلام هشدارآمیز حاجقاسم بود؛ استراتژیستی که با چشم بصیرت و دوراندیشی و فطانت خاص خود، این روزهای ایران و منطقه را میدید و پیشاپیش نسبت به آن هشدار میداد. نکته دیگری که حاجقاسم دردمندانه از آن یاد میکند تمسخر جهالتآمیز دولت رسمی وقت (دولتهای دهم، یازدهم و دوازدهم) و روشنفکرنماهایی است که با مواضع ناصواب و اظهارات عوامانه خود، دفاع رزمندگان اسلام از دیوار دفاعی ایران را دفاع از اشخاص تفسیر میکردند! در حالی که حاجقاسم، این نبرد تمدنی را دفاع از انسانیت و اسلام -و نه فقط شیعه- اعلام میکند؛ نبردی که اکنون مشخص شده که هدف آن، فقط ایران نیست بلکه از نیل تا فرات است. پیشروی روزانه نظامیان رژیم موقت صهیونی در غرب و جنوب سوریه، تجاوزات روزمرهاش به لبنان و غزه و حتی یمن و تعرضات گاهگاهش به رزمندگان مدافع عراق، نشان میدهد که این برآورد، کاملا جدی و واقعی بوده است و مسخرهکنندگان، آرامآرام دارند هشدارهای حاجی را با پوست و گوشت خود لمس میکنند. اما نکته مهم پایانی این دستخط، اشاره حاجقاسم به دفاع خود و سربازانش از همه انسانهای بیخبر در خانهها و خیابانها و تجارتخانههاست؛ بخشی از همانهایی که این روزها، بدون توجه به وضعیت خطرناک آتشبس جنگی با دشمن، با نیت براندازی و آشوب به خیابانها آمدهاند و با تهییج معترضان به وضع معیشتی، به تخریب، دست به ترور و ناامنی و تخریب میزنند. اما راه چیست؟ و این «انسانهای بیخبر» را چطور باید از وضعیت ایران، منطقه و جهان باخبر کرد؟ راه، یکی بیشتر نیست: «جهاد تبیین»، «خنثیسازی تردیدافکنی و شکآفرینی دشمن» و «حرفزدن، منطق، استدلال و اثرگذاری روی دیگران» و نیز «اقدام به موقع» که رهبر حکیم انقلاب، آن را فریضه قطعی و فوری زمان ما اعلام و انجام آن را واجب خواندند. جهاد تبیین، زنجیرهای محکم و عظیم است که عظمت آن، اگر بیشتر از عظمت سد نظامی دفاع از حرم ایران نباشد، کمتر نیست و مجاهدان و جانبازان این راه که به جای زخم گلوله -از دولت رسمی و روشنفکرنماهایی که بودجههای فرهنگی را به سخره میگیرند و هموغمشان شکمشان است- زخم زبان میخورند، با کمترین امکانات و کهنهترین سلاحها، مشغول دفاع از حریم و عِرض و آبرو و ناموس ایرانیان، شیعیان و مسلمانان هستند. این جهاد، سختترین نوع از انواع جهاد است زیرا دشمنانش مانند داعشیها و صهیونیستها مقابل چشمها نیستند که بتوان آنان را به رگبار بست، بلکه مانند شیاطین، در عالم مجازی و انتزاعی و از هر سمتوسویی، در حال تاختوتاز و لهکردن روح و روان مردمانند و دفاع از انسانهای بیخبر، وظیفه آخرالزمانی رزمندگان سختکوش و خستگیناپذیر این راه نورانی است.
۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۵
کد خبر: ۱۹٬۳۷۸
دستخط کوتاه و تازهای که از قهرمان ملی ایرانیان، شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی منتشر شده، حاوی نکاتی بلند و عمیق است.
نظر شما