آگاه: رهبر انقلاب اسلامی چه خوب بر الگوی «فرعونگونه» در رفتار آمریکا تاکید کردهاند. فرعون امروز چه میکند؟ طوفان میسازد؛ اما نمیداند که این طوفانها در نهایت به سمت خودش بازمیگردند.
نقاب فرعون بر چهره آمریکا
فرعون باستان با ادعای «أَنَا رَبُّکمُ الْأَعْلَی» بر اریکه قدرت تکیه زد. او باور داشت رود نیل مال اوست و هر که در آن است، برده او. فرعون مدرن، با گفتمان «استثناگرایی آمریکایی» و شعار «آمریکای بیبدیل» همان ادعا را در قالبی نو بازتولید میکند. امروز، آمریکا باور دارد که دریای اقتصاد جهانی، دریای امنیت بینالملل و حتی دریای فضای مجازی، همه نیلهای شخصی او هستند. دونالد ترامپ در یک جمله تمام این منطق را خلاصه کرد: «ما آمریکا هستیم. هرچه بخواهیم، میتوانیم بگیریم.» این جمله، بر دیوارهای کاخ سفید نوشته نشده، اما در رأس هر تصمیم او حک شده است. ترامپ، به عنوان واضحترین تجلی این الگوی آمریکایی، در عمل نشان داده که نه فقط برای نظام ما، که حتی برای تعهدات بینالمللی و کرامت دیگر ملتها هم اعتباری فرعی و وابسته به منافع آنی خودش قائل است. خروج از برجام و ترور فراقانونی شهید سردار سلیمانی در خاک کشور سوم، تنها دو نماد از این «فرعونزدگی» ساختاری است. این اقدامات ریشه در توهمی کهن دارد؛ توهم مصونیت از پیامدها. تاریخ اما آموخته است که این توهم، پیشدرآمد سقوط است.
ترامپ، جراح یا بیمار؟
ترامپ را بسیاری «بیماری آمریکا» میدانند. اما حقیقت این است که او «تبسنج» آمریکاست. بیماری خیلی قدیمیتر از سن اوست و نشانه آن هم توهم بیمرگی در همه سیاستهای آمریکایی است. ترامپ فقط دمای آن را بالا برد و آن را برای همه جهان آشکار کرد. او با قلمکشیدن روی برجام، پیمان پاریس و تحقیر ناتو، به جهانیان گفت: «قواعد فقط برای شما هستند، چون من فرعونم!» اما در این میانه، یک پیامد طنزآلود رخ داد. فرعون، قهرمانان داستان را متحدتر کرد. تحریم حداکثری علیه ایران، چین و روسیه را به هم نزدیکتر کرد تا مسیرهای مالی جدیدی بسازند که از دلار آمریکا عبور نمیکند. فرعون فکر میکرد دارد دشمنان را خفه میکند، اما در واقع داشت به آنها ریههای جدید میداد.
پاسخ جهان چیست؟
داستان امروز، یک موسای دیگر در برابر فرعون جدید نیست. داستان امروز، یک کوران تاریخی است. کورانی از قدرتهای نوظهوری مانند چین که دیگر نمیپذیرند فناوریهایشان را «دزدیده» بخوانند و کشورهای اروپایی که خسته از نوکرصفتی، به دنبال ارتش و پول مستقل هستند و ملتهای مقاومتی که از یمن تا فلسطین و لبنان، معادله قدرت را در منطقه تغییر دادهاند و ... . آمریکا هنوز در رویای فرعونی خود است. اما نمیبیند که این بار، همان آبهای دو نیم شده، خود تبدیل به سیل شدهاند و پایههای قصرش را میخورند و خودش را میبلعند. هژمونی، مثل شنهای ساحل است؛ هرچه مشتت را محکمتر روی آن بگیری، بیشتر از لای انگشتانت میرود.
فرجام کار: وقتی طوفانساز، در طوفان تنها میماند
فرعونهای تاریخ، تازه در لحظه مرگ یک چیز را فهمیدند. امروز نیز نشانههای «آب» را میبینیم: دلاری که به جای ابزار قدرت، به ابزار آسیبپذیری تبدیل میشود؛ اتحادهایی که به جای سنگر، به صحنه رقابت بدل شدهاند و فناوری که به جای انحصار، به میدان دموکراسی دسترسیها تبدیل شده است. سقوط فرعونهای تاریخ اغلب سریع و نمایشی بود. اما سقوط فرعون مدرن، احتمالا نه با فریادی بلند، بلکه با نجوایی طولانی از فرسایش رخ خواهد نمود: فرسایش مشروعیت، فرسایش نفوذ و فرسایش توانایی تحمیل اراده. آمریکا امروز در چرخه معیوبی گرفتار آمده که در آن، رفتارهای فرعونگونه برای حفظ هژمونی، هر روز بیش از پیش به نابودی زمینههای همان هژمونی میانجامد. اما فرعون مدرن، خود را در آینه نمیبیند.
آمریکای فرعونگونه، با چنان هیبتی بر جهان فریاد کشید که اول از همه خودش ناشنوا شد. اما تاریخ، بلندگوی بیصدایی نیست. تاریخ یک پژواک است. امروز، پژواک فریادهای فرعون مدرن را میشنویم؛ صدایی که نه از عظمت، بلکه از تهیدلی یک امپراتوری در حال فروریزی حکایت میکند و این دقیقا همان سرنوشتی است که رهبر انقلاب به آن اشاره میکنند: «استکبار، نابودشدنی است.» آن هم نه به دست یک دشمن خاص، بلکه به دست قانون آهنین تاریخ. قانونی که هر بار، فرعون را در دریای خودساختهاش غرق کرده است.
نظر شما