آگاه: اگر در گذشته تحریمها شکل کلاسیک و همهشمول داشت، امروز شاهد پیادهسازی «تحریمهای هوشمند»، «تخریب نظامهای پرداخت مالی» و «جنگ روانی علیه سرمایهگذاری» هستیم. این یادداشت با واکاوی این سه مکانیسم و بررسی پاسخ راهبردی ایران تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی»، نشان میدهد که چگونه فشار خارجی نه تنها نتوانسته است اراده ملی را درهم شکند، که در مواردی به عاملی برای تقویت انسجام داخلی و بازتعریف مدل توسعه تبدیل شده است.
تحریمهای هوشمند علیه ایران دیگر یک اقدام تنبیهی ساده نیست، بلکه یک معماری پیچیده با اهداف استراتژیک است. ریچارد نفیو، معمار اصلی تحریمهای آمریکا علیه ایران، صراحتا از تحریم به عنوان «ابزار اعمال درد» یاد میکند. هدف، تحت فشار قرار دادن جامعه و دولت برای تغییر رفتار در حوزههایی مانند برنامه هستهای یا فعالیتهای منطقهای است. کتاب «تحریمها چگونه کار میکنند: ایران و آثار جنگ اقتصادی» که توسط چهار پژوهشگر ایرانی-آمریکایی تألیف شده، نخستین مطالعه نظاممند درباره تاثیرات این تحریمها بر ایران است. نویسندگان اذعان میکنند که اگرچه این تحریمها به فروپاشی کامل یا قحطی گسترده منجر نشده، اما تاثیرات عمیقی بر زندگی میلیونها ایرانی گذاشته است. آنها اشاره میکنند که تحریمهای حداکثری دوره ترامپ و تداوم آن در دولت بایدن، باعث سقوط حداقل هشت میلیون نفر از طبقه متوسط به قشرهای کمدرآمدتر و افزوده شدن حدود چهار میلیون نفر به جمعیت فقیر شده است.
مکانیسم دوم، هدف قرار دادن شریانهای مالی بینالمللی ایران است. این اقدام از طریق دو ابزار اصلی پیگیری میشود؛ تحریم اولیه و تحریم ثانویه:
تحریم اولیه (Primary Sanctions) مستقیما شهروندان، شرکتها و نهادهای ایالات متحده را هدف قرار میدهد و تعاملات اقتصادی، تجاری یا مالی آنها با کشورهای تحریمشده را ممنوع میکند. اما تحریم ثانویه، ابزاری پیچیدهتر است: هر شرکت یا بانکی در جهان که با ایران تراکنش داشته باشد، تحت تهدید تحریم آمریکا قرار میگیرد. این رویکرد، امکان همکاری بینالمللی با ایران را بهشدت محدود کرده است.
نتیجه، ایجاد یک محاصره مالی غیررسمی است. حتی تراکنشهای مربوط به کالاهای انساندوستانه مانند دارو و مواد غذایی با موانع جدی مواجه میشود. بانکهای بینالمللی به دلیل ترس از جریمههای سنگین آمریکا، از انجام یا تسهیل پرداختها خودداری میکنند. این وضعیت، هزینه مبادله را به شدت افزایش داده، شکاف بین نرخ ارز رسمی و بازار را عمیقتر کرده و نقدینگی بخش تجارت خارجی را با مشکل مواجه ساخته است. سومین و احتمالا زیرکانهترین مکانیسم، جنگ روانی و اطلاعاتی برای منصرف کردن سرمایهگذاران داخلی و خارجی است. این نوع جنگ چند راهبرد کلان دارد:
۱) انتشار مستمر گزارشها و رتبهبندیهای بینالمللی که ایران را به عنوان محیطی پرریسک و غیرقابل پیشبینی معرفی میکند.
۲) هشدارهای رسمی دولتها به شرکتهای خود برای عدم سرمایهگذاری در ایران.
۳) بزرگنمایی مشکلات اقتصادی داخلی و نادیده گرفتن ظرفیتها و پیشرفتها.
هدف نهایی، ایجاد یک «دیوار بیاعتمادی» در اطراف اقتصاد ایران است تا جریان ورود سرمایه، فناوری و مدیریت نوین متوقف شود و حتی سرمایههای داخلی به خروج ترغیب شوند. این عملیات روانی، به دنبال تکمیل حلقه محاصره ایجادشده توسط دو مکانیسم قبلی است.
در برابر این سه مکانیسم ترکیبی، ایران راهبرد «اقتصاد مقاومتی» را نه به عنوان یک مجموعه اقدامات مقطعی، بلکه به عنوان یک سیاست کلان و راهبردی جدید در توسعه و دفاع اقتصادی در پیش گرفته است. این راهبرد بر اساس «درونزایی، برونگرایی و مردمسالاری اقتصادی» عمل میکند و در عمل در قالب اقدامات زیر تجلی یافته است:
جهش در تولید و خوداتکایی: بسیاری از نهادها در راستای عملیاتی کردن سیاستهای اقتصاد مقاومتی در حوزه مختلف این نظریه مشغول به فعالیت هستند. تسهیلات تولید، رفع محرومیت از طریق توانمندسازی و ایجاد بستر جهت خلق ثروت توسط نیازمندان، رشد چشمگیر شرکتهای دانشبنیان جهت جلوگیری از بیکاری جوانان تحصیلکرده و ... از جمله مورادی هستند که در سالهای اخیر به رشد تولید کشور کمک شایانی کردهاند.
تغییر الگوی تجارت و سرمایهگذاری: با چرخش به سمت شرق و همسایگان، ایران وابستگی اقتصادی خود به غرب را کاهش داده است. توسعه روابط با اوراسیا، عضویت در سازمانهایی مانند شانگهای و گسترش مبادلات با کشورهای منطقه، نمونههای بارز این تغییر راهبردی هستند.
مدیریت روانی بازار و حمایت از تولید ملی: از طریق سیاستهای حمایتی، تبلیغات هدفمند و شفافسازی، سعی در خنثیسازی جنگ روانی دشمن و ایجاد اعتماد در میان فعالان اقتصادی داخلی دارد. از طرفی نامگذاری اقتصادی ۱۶ سال اخیر و ترویج گفتمان اقتصاد مقاومتی توسط مقام رهبری نیز در خنثیسازی جنگ اقتصادی دشمنان نقشی بیبدیل ایفا کرده است.
در پایان باید اشاره کرد که تجربه ایران ثابت کرده است که اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت یک راهبرد توسعه در شرایط جنگ اقتصادی است. موفقیت این راهبرد، وابسته به تداوم، هوشمندی و اصلاح نقاط ضعف آن است. آینده اقتصادی ایران بیش از آنکه به رفع تحریمها گره خورده باشد، به توانایی درونی برای تحول ساختاری، مقابله با فساد، افزایش بهرهوری و تعامل هوشمند با جهان وابسته است. تحریمها اگرچه دردآور بودهاند، اما به مثابه یک آینه، نقاط قوت و ضعف اقتصاد ملی را آشکار کرده و مسیر «پیشرفت درونزا و برونگرا» را به تنها راه ممکن تبدیل کردهاند.
۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۴
کد خبر: ۲۰٬۰۲۹
در جهان امروز، عرصه رویاروییهای ژئوپلیتیک از میدانهای نبرد نظامی به صحنههای پیچیده اقتصادی منتقل شده است. جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته، یکی از اصلیترین هدفهای این نوع از جنگ نامتقارن بوده است.
نظر شما