آگاه: موسوی که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یا حتی قبل از آن همواره خود را در خط امام میدانست، بعد از فتنه ۸۸ در زمین معاندان و بدخواهان ایران ایفای نقش کرد. در همان مقطع (اوایل اعتراضات به نتایج انتخابات) چهرههایی همانند مرحوم عگسراولادی، محمدرضا باهنر و محسن کوهکن به دیدار وی رفته بودند، عسگراولادی نقل میکرد، وقتی با او صحبت کردیم، مرزبندیهای روشنی با دشمن داشت، خوشحال شدیم و مقرر شد موسوی همین دیدگاهها را به صورت علنی اعلام کند، اما فردای آن روز بیانیهای منتشر شد، مواضعی در بیانیه آمده بود که کاملا متناقض با نظرات آخرین نخستوزیر جمهوری اسلامی بود و این یعنی موسوی در تور مشاوران و نزدیکانش افتاده بود. امیر ارجمند یکی از مشاوران او محسوب میشد، فردی که چند سال است به خارج از کشور پناه برده و در خدمت سرویسهای آمریکایی و رسانههای تحت مدیریت آنهاست.
نظام ۸ ماه با موسوی کنار آمد تا به اشتباهات و مسیر غلط خود پیببرد، اما غیر از مشاورهها و خط اپوزیسیون هیچ نمیدید و کاملا با ساختار زاویه پیدا کرد و سرانجام در عاشورای حسینی ۸۸، نیروهایی که به اباعبدالله حسین(ع) هتکحرمت کردند را افراد دلسوز نامید و نشان داد دیگر از قطار انقلاب پیاده شده و برای او گفته بنیانگذار جمهوری اسلامی که فرموده بود «حفظ نظام از اوجب واجبات است» مهم نیست. از آن زمان تا به امروز بزنگاههایی همچون غائله بنزین ۹۸، آشوبهای سال ۱۴۰۱، جنگ ۱۲روزه و شهادت فرماندهان بلندپایه نیروهای مسلح و دانشمندان هستهای و در نهایت فتنه مشترک آمریکایی و صهیونیستی و به شهارت رساندن بیش از دو هزار هموطن مظلوم و بیگناه ما رقم خورد. در هرکدام از این اتفاقات، برخی ایرانیان که در خارج از کشور زیست میکنند و دیگر دل خوشی از جمهوری اسلامی ایران ندارند و ردای اپوزیسون بر تن کردهاند (فاطمه حقیقتجو یا عبدالکریم سروش) به حمایت از کشورشان پرداختند، اما موسوی فِعل دیگری را صرف کرد، فعلی که مورد پسند ضد انقلاب و BBC فارسی و اینترنشنال بود. آیا او واقعا نخست وزیر محبوب امام بود؟ اگر حضرت روح الله در قید حیات بود چه عکس المعلی نسبت به دیدگاههای وی نشان میداد؟
بالاخره غائله دیماه با حضور حماسی مردم و رهبری حضرت آیتالله خامنهای خنثی شد و روسیاهیاش به زغال ماند؛ این بار نیز موسوی ترجیح داد دیرهنگام واکنش نشان دهد. روز پنجشنبه هفته گذشته یک کانال همسو با او بیانیهاش را منتشر کرد، محتوای بیانیه برگرفته از ادبیات ضد انقلاب تنظیم شد. دیگر خود را یک ضد انقلاب میداند و به صراحت مدعی میشود: «بازی به پایان رسید!تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید. هیچ راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور ندارید!»؛ آیا این نوع ادبیات برای مخاطب، بهخصوص آنانی که رسانههای اپوزیسون را دنبال میکنند، تکراری نیست؟
البته یک حزب قدیمی سکوت را جائز ندانست و پاسخی به بیانیه سیاه میرحسین داد. حزب موتلفه اسلامی روز جمعه (۱۰ بهمن) در بیانیه خود آورد: بیانیه موسوی، که مشحون از تهمتهای ناروا، تحریف واقعیات و اهانت به نظامی است که قیمت آن خون صدها هزار شهید و جانباز است، نه تنها بازتاب خواست ملت ایران نیست، بلکه زاییده ذهنیت گروهکهای منحرف و وابسته به استکبار است که هرگز شکوه و عظمت انقلاب اسلامی را هضم نکردهاند. این ملت بزرگ، بارها و در صحنههای مختلف، از جمله در راهپیماییهای عظیم ملی و حضور حماسی در پای صندوقهای رأی، وفاداری خویش را به نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای امام راحل(ره) و مقام رهبری(مدظله العالی) اثبات کرده است.
حزب مؤتلفه اسلامی تأکید میکند که جمهوری اسلامی ایران، با اقتدار و حکمت رهبری فرزانه انقلاب و مقاومت دلیرانه ملت، توطئههای پیچیده دشمن را یکی پس از دیگری خنثی کرده و خواهد کرد. ما هوشیاری کامل ملت ایران را در تشخیص دوست از دشمن و نیات پلید عوامل داخلی و خارجی تحسین میکنیم و مطمئن هستیم که این ملت، بار دیگر با بصیرت افزونتر، توطئه جدید را نیز به شکست خواهد کشاند. موسوی و همفکرانش باید بدانند که «بازیای» که از آن سخن میگویند، سالهاست با شکست سنگین آنان و پیروزی درخشان ملت ایران به پایان رسیده است. آنچه امروز جریان دارد، عزم راسخ یک ملت برای حفظ دستاوردهای انقلاب و ساختن ایرانی قدرتمند در سایه اسلام ناب محمدی(ص) است. تفنگی که آنان از زمین برداشتند، امروز در دستان مقتدر رزمندگان اسلام برای دفاع از مرزها و امنیت کشور است و هرگز علیه ملت به کار نخواهد رفت.
نکته جالب ماجرا آنجاست: موسوی از یک سو در مقام اپوزیسیون ظاهر میشود تا به داخل و خارج از کشور پیامی دهد، مبنی بر اینکه او نسبتی با جمهوری اسلامی ایران ندارد و به اصطلاح میخواهد همچنان خود را در سمت مردم ـ بخوانید آشوبگران و اغتشاشگرایان ـ قرار دهد، به دلیل آنکه معترضین (اصناف و بازاریها) زمانی که فضا به گونهای رقم خورد که دشمن وارد کارزار شد، خط خود را جدا کردند، اما او چشمهایش را بسته و میخواهد پازل اپوزیسیون را کامل کند و هرچه بگوییم افاقه ندارد، چرا که از سال ۸۸ به بعد خود را به خواب زده و از خواب غفلت بیدار نمیشود اما از سوی دیگر، محمد خاتمی دیده میشود. او هم در اواخر دی ماه درباره اغتشاشات و توطئه بزرگ تروریستی اخیر علیه ایران بیانیهای صادر کرد؛ مهمترین وجه ضعیف بیانیه رئیس دولت اصلاحات، «سرگردانی» همیشگی او در بزنگاههاست؛ نامبرده در این بیانیه، یکی به نعل و یکی به میخ زده و علاوه بر اشاره به توطئه، کنایههایی نیز به مدیریت کشور زده است. به نحوی که مخاطب نهایتاً نمیداند که تکلیف چیست و بالاخره چه کسی را باید محکوم کند!؟
«خاتمیِ اصلاحطلب» بر این باور است که میتواند همزمان هم سری در اپوزیسیون داشته باشد و هم دستی در قدرت! او با سیاست «هم این و هم آن» پیش خود اینچنین میاندیشد که هم پایگاه اجتماعی اپوزیسیون را از آن خود میکند و هم در عین حال در ساختار رسمی سیاست و قدرت میتواند حضور داشته باشد. اما هم او و هم موسوی راه به جایی نمیبرند. به راستی چرا حاضر نمیشوند از گذشته عبرت بگیرند و با واقعیتها مواجه شوند؟ پاسخ را باید خود آنها بدهند. به هرحال، امثال موسوی خود انتخاب کرد از سابقهای که در انقلاب به دست آورد و از آن میتوانست برای خدمت هرچه بیشتر به مردم و کشورش استفاده کند، به یک نیروی سوخته تبدیل شود؛ زمانی که توصیههای رهبر انقلاب را جدی نگرفت و نپذیرفت با دشمن مرزبندی کند.
۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۵
کد خبر: ۲۰٬۰۴۷
نامزد شکست خورده انتخابات ۸۸ پس از جنگ ۱۲روز دیرهنگام بیانیه صادر کرد، بیانیهای که با واکنش برخی چهرههای اصلاحطلب روبهرو شد. میرحسین در آن بیانیه باز با تکرار همان حرفها و دیدگاههای گذشتهاش، خواستار برگزاری مجلس موسسان شد. به اعتقاد محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، در بخش پایانی بیانیه نقدهایی به او وجود داشت، هیچ کس حق ندارد در زمان جنگ حتی اگر مخالف نظام باشد در بحرانها نظام سیاسی حاکم را مخدوش کند. زمان این بیانیه کاملا خطا بود.
نظر شما