آگاه: در این کنگره، سه صدای برجسته به گوش رسید: سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه فعلی، علیاکبر صالحی وزیر خارجه پیشین و رئیس بنیاد ایرانشناسی و کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی. هر سه نفر، با زاویه دید متفاوت اما همراستا، بر سه اصل مشترک تاکید کردند: استقلال بهعنوان خط قرمز غیرقابل مذاکره، مقاومت بهعنوان رمز بقا و دیپلماسی هوشمند بهعنوان ابزار اصلی پیشبرد منافع ملی در جهانی که دوباره به قانون جنگل بازگشته است.
عراقچی: ما از آرایش نظامیشان نمیترسیم
اهل دیپلماسی هستیم و اهل جنگ هم هستیم
وزیر امور خارجه در سخنرانی افتتاحیه، ابتدا به ریشههای تاریخی شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پرداخت. او گفت: مردم ایران پیش از انقلاب، نظام را فاقد استقلال واقعی میدانستند؛ نه به این معنا که ایران هرگز مستعمره نبود، بلکه به این دلیل که در دو-سه سده اخیر، دخالت خارجی چنان عمیق بود که حتی شاه قاجار جرأت نمیکرد بدون اجازه روس و انگلیس به شمال یا جنوب کشور سفر کند.
عراقچی با نقل قول معروف ناصرالدین شاه و سپس سخنان آتشین امام خمینی(ره) درباره کاپیتولاسیون، تصویری زنده از حس تحقیر و خفت تاریخی ترسیم کرد: اگر یک خدمه آمریکایی مرجع تقلید شما را ترور کند، کسی نمیتواند او را مجازات کند؛ اما اگر شاه شما یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، باید مجازات شود. این جملات، به گفته او، عصاره همان چیزی بود که مردم را به خیابانها کشاند. او قانون اساسی را محور استقلال خواند و تاکید کرد که نفی سلطهگرایی و سلطهپذیری، نه یک شعار، بلکه اصل بنیادین نظام است. سپس به موضوع هستهای پرداخت؛ موضوعی که به گفته او، فراتر از نیاز فنی، نماد عزت و نفی سلطه است: چرا اینهمه بر غنیسازی اصرار کردیم؟ چون کسی حق ندارد به ما بگوید چه داشته باشیم و چه نداشته باشیم. اگر نگرانید، نگرانیتان را برطرف میکنیم؛ اما حق ما را نمیتوانید سلب کنید. عراقچی با اشاره به تجربه برجام گفت: دو سال و نیم مذاکره شبانهروزی، توافق، اجرای تعهدات از سوی ایران و سپس خروج یکجانبه آمریکا؛ در موضوع هستهای چه کاری باید میکردیم که نکردیم؟ مگر مذاکره مستقیم نکردیم؟
وی همچنین به جنگ ۱۲ روزه اشاره کرد و آن را نقطه عطفی دانست: اگر تسلیم میشدیم، ننگی تاریخی برای همیشه ثبت میشد. اما ایستادیم و دشمن از تسلیم بدون قید و شرط به آتشبس بدون قید و شرط رسید.
وزیر خارجه در بخش پایانی، به صراحت گفت: امروز آرایش نظامی آنها در منطقه ما را نمیترساند. ما اهل دیپلماسی هستیم چون اهل منطق هستیم، اما اهل جنگ هم هستیم؛ نه اینکه دنبال جنگ باشیم، بلکه آمادهایم تا کسی جرأت نکند با ما بجنگد.
وی نظریه صلح از طریق زور دولت جدید آمریکا را بازگشت آشکار به قانون جنگل توصیف کرد و هشدار داد که در چنین جهانی، ترسیدن، سم مهلک است و هر عقبنشینی میتواند به عقبنشینیهای بعدی منجر شود. در نهایت، عراقچی بر لزوم صدای واحد ملی تاکید کرد: بلند شدن صداهای متعارض از داخل، به نفع سیاست خارجی نیست.
صالحی: مذاکره با آمریکا در مسیر درست است
اما وحدت داخلی شرط موفقیت است
علیاکبر صالحی، که هم تجربه وزارت خارجه دارد و هم ریاست سازمان انرژی اتمی، در حاشیه نشست و در پنل تخصصی، ارزیابی خوشبینانهتری از مذاکرات جاری با آمریکا ارائه داد.
وی گفت: اگر بازیگرانی که دست به شیطنت میزنند کنترل شوند، این بار مسیر درستی در حال طی شدن است. صالحی اظهارات اخیر دونالد ترامپ را تا این لحظه مثبت خواند، هرچند تاکید کرد که اعتماد به او بحث جداگانهای است. او افزود: باید بر اساس شرایط فعلی قضاوت کنیم و با امید پیش برویم.
اما مهمترین بخش صحبتهای صالحی، هشدار درباره تفرقه داخلی بود: در خارج دشمن به اندازه کافی داریم؛ نباید در داخل بوی تفرقه به مشام برسد. یکصدایی داخلی، پشتوانه قوی برای مذاکرهکننده ماست.
او چالش بزرگ ۴۷ سال گذشته را آشفتگی مزمن در روابط بینالملل دانست و گفت: فاصلهای جدی میان آرمانهای انقلاب و دستاوردها وجود دارد. صالحی قانون اساسی را سندی پیشرو خواند، اما انتقاد کرد که در پیادهسازی برخی اصول آن کوتاهی شده است.
صالحی در بخشی دیگر از سخنان خود، به هویت ایرانی-اسلامی پرداخت و گفت: انقلاب اسلامی تصمیم گرفت دیگر غلام حلقهبهگوش هیچ ابرقدرتی نباشد. وی افزود که هویت ایرانی و اسلامی نه تنها در تضاد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند؛ اما متاسفانه گاهی به جای خدمات متقابل ایران و اسلام، صدمات متقابل ایجاد شده است. صالحی مثال زد که چرا از ظرفیت تاریخی شخصیتهایی مانند کوروش – که حتی برخی علما او را ذوالقرنین دانستهاند – به درستی استفاده نکردیم و چگونه این فرصتها را از دست دادیم. او در پایان تاکید کرد که برای اجرای سیاست خارجی مستقل، باید از درون قوی شویم؛ مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی را آسیبشناسی کنیم و بنیان محکمی بسازیم.
خرازی: با همسایگان باید از باب رحمت برخورد کرد
با زورگویان باید شدید بود
کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، نیز از منظر تئوریک به موضوع نگاه کرد و گفت: بزرگترین چالش انقلاب از روز اول، تئوریزه کردن آرمانها بوده است؛ آرمانهایی مانند استقلال که هنوز بهصورت منسجم و بومی تئوریزه نشدهاند. خرازی انتقاد صریحی به عملکرد گذشته در قبال همسایگان داشت: باید اذعان کنیم اشتباهات زیادی کردیم. صدور انقلاب نباید با روشهای نادرست انجام میگرفت؛ باید آرمانهای انقلاب در دل دیگران جا میافتاد، نه اینکه باعث نگرانی و ترس شود.
وی اولویت سیاست خارجی را بهبود همهجانبه روابط با همسایگان دانست و گفت: همسایگان را باید با رحمت برخورد کرد. اما در مقابل، در برابر زورگویان باید متناسب با شدت عمل آنها شدید بود. خرازی جنگ تحمیلی و جنگ ۱۲ روزه را مثال زد و گفت: هر دو نشان داد که مقاومت مردم و انسجام ملی، محاسبات دشمن را به هم میریزد. خرازی مقاومت را تنها نظامی ندانست و گفت: در سیاست خارجی، رسانه، روایت و دفاع از مصالح کشور در فضای بینالمللی هم وظیفه هر ایرانی است. خرازی تاکید کرد که ایران در برابر دشمنی دیگران، نمیتواند منفعل باشد: اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.
سه صدا؛ یک پیام
هر سه سخنران، با زبان و تاکید متفاوت، بر یک محور مشترک ایستادند: جمهوری اسلامی در جهانی که دوباره زور را جایگزین قانون کرده، تنها با ترکیب سه عنصر میتواند سربلند بماند: عزت و استقلال بهعنوان اصل غیرقابل مذاکره، مقاومت و ایستادگی بهعنوان رمز بازدارندگی و دیپلماسی هوشمند و حکیمانه بهعنوان راه پیشبرد منافع در شرایط پیچیده.
اما همه آنها بر یک پیششرط تاکید کردند: وحدت و صدای واحد در داخل کشور. بدون اجماع ملی، حتی بهترین دیپلماسی هم شکننده خواهد بود.
کنگره ملی سیاست خارجی، بیش از یک نشست علمی، تلاشی بود برای بازخوانی گذشته، فهم دقیقتر حال و ترسیم نقشه راهی که ایران بتواند در برابر طوفانهای پیش رو، نه تنها دوام بیاورد، بلکه با عزت و اقتدار از آن عبور کند.
نظر شما