رئیس‌جمهور اسلامی ایران روز گذشته یک پیام مهم در فضای مجازی منتشر کرد و با اشاره به برگزاری مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، با بیان اینکه گفت‌وگو همواره راهبرد ما برای حل و فصل مسالمت‌آمیز بوده است، نوشت: «منطق ما در هسته‌ای، حقوق مصرح در معاهده عدم‌اشاعه است. ملت ایران همواره تکریم را با تکریم پاسخ داده، اما زبان زور را برنمی‌تابد.»

بدعهد همیشه تاریخ

آگاه: دور جدید مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا، روز جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ با حضور سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان از یک سو و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ به خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا از سوی دیگر، کلید خورد. سیدعباس عراقچی در پایان این دور از گفت‌وگوها، شروع این مذاکرات را خوب توصیف کرد و گفت: طرفین برای مشورت به پایتخت‌های خود بازخواهند گشت تا درباره چگونگی مذاکرات تصمیم بگیرند. در مورد نفس ادامه گفت‌وگوها هم توافق نظر وجود داشت و قرار شد این روند ادامه پیدا کند.

تاریخ و بدعهدی‌های آمریکا
پیام رئیس قوه مجریه از آن جهت حائز اهمیت است که او بار دیگر به طرف مقابل یادآور شد، «ملت ما» زیر بار حرف زور نمی‌رود. به دلیل آنکه آمریکا خود را در بزنگاه‌های مختلف نشان داده است. قلدری است که می‌خواهد با قلدری و فریاد، مواضع باطل خود را به کرسی بنشاند اما نمی‌خواهد باور کند دوران دیکته نوشتن برای سردمداران و مردم ایران به پایان رسیده و خود آنها برای سرنوشت‌شان تصمیم‌گیری می‌کنند، کما اینکه جمهوری اسلامی ایران بنا به خواست و پیشنهاد کشورهای منطقه پذیرفت دوباره با نماینده ویژه دونالد ترامپ پای میز گفت‌وگو بنشیند؛ آمریکا که هیچگاه قابل اعتماد نبوده است. فراموش نمی‌کنیم همین آمریکایی‌ها بودند که سال ۹۴ معاهده بین‌المللی برجام را امضا کردند اما پس از گذشت زمان و با حضور ترامپ در کاخ سفید زیر پیمانشان زدند و از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) خارج شدند. علاوه بر آن، قبل از جنگ ۱۲ روزه، دیپلمات‌های ایرانی با آمریکایی‌ها در مسقط در حال مذاکره و رایزنی بودند اما آمریکا باز پیمان‌شکنی کرد و میز مذاکره، منفجر شد.
ملتی که تاریخ خود را نداند، محکوم به تکرار آن خواهد بود. حقیقتا اگر تاریخ را به خوبی ورق بزنیم به بدعهدی‌های دولتی خواهیم رسید که برای او رژیم پهلوی یا جمهوری اسلامی ایران اصلا مهم نبود و نیست بلکه به دنبال منافع شخصی و استفاده از ظرفیت‌های سرزمین کهن مادری ماست. فعالیت‌های آمریکا در طول نهضت ملی کردن نفت، مملو از تناقض بود. از یک سو دین آچسن، وزیر امور خارجه آمریکا رسما ملی شدن صنعت نفت ایران را مورد حمایت قرار می‌داد و می‌گفت: «ما حق دولت‌های مستقل و آزاد را برای ملی کردن نفت خود به رسمیت می‌شناسیم.» و از سوی دیگر سفیر این کشور در تهران به نام لوی گریدی را که گفته می‌شد روابط نزدیکی با مصدق داشت با پیشنهاد انگلیسی‌ها برکنار و لوی هندرسن را جایگزین وی کردند. گریدی در مصاحبه‌های خود، جنبش ملی کردن نفت را یک جنبش میهن‌پرستانه نامید و از آن به عنوان «یک حرکت استقلال‌طلبانه» یاد کرده بود.
با اوج گرفتن مسائل مربوط به نفت ایران، آمریکا تلاش کرد تا خود را به عنوان یک میانجی معرفی کند. از این‌رو ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا اورل هریمن را در تیر ۱۳۳۰ به تهران اعزام کرد؛ هریمن بلافاصله به دیدار مصدق رفت. مصدق خود در این‌باره در جلسه ۱۷۷ شهریور همان سال در مجلس شورای ملی، سخنانی به زبان راند که نشانگر اعتماد کامل او به آمریکا بود. وی رئیس‌جمهور آمریکا را با لفظ «حضرت ترومن» یاد کرده و گفت: «حضرت ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، پیامی به من دادند و مرقوم فرمودند که جناب آقای هریمن را برای ارتباط بین ایران و انگلیس روانه کنند؛ من به این پیام حضرت ترومن جواب مثبت دادم و می‌دانستم که هریمن یک شخصی است که هرگز نمی‌خواهد که شخصیت خود را از بین ببرد.»
مصدق در هفت خرداد ۳۲، یعنی دو ماه و ۲۰ روز پیش از آنکه با کودتای مشترک آمریکا و انگلیس سقوط کند، به آیزنهاور نامه نوشت و از آمریکا درخواست وام کرد. در بخشی از این نامه، مصدق با لحنی آمیخته از خواهش نوشته بود: «ملت ایران امیدوار است که با مساعدت و همراهی دولت آمریکا موانعی که در راه فروش نفت ایجاد شده برطرف شود و چنانچه رفع موانع مزبور برای آن دولت مقدور نیست کمک‌های اقتصادی موثری فرمایند تا ایران بتواند از سایر منابع خود استفاده کند. در خاتمه توجه موافق و اثربخش آن حضرت را به وضع خطرناک فعلی ایران جلب نموده و یقین دارم که تمام نکات این پیام را با اهمیتی که شایسته است تلقی خواهند فرمود.» رئیس‌جمهور آمریکا پس از یک ماه تاخیر در حالی که مصدق را «تنها امید غرب در ایران» می‌خواند، به درخواست وی پاسخ منفی داد. این درحالی بود که مک گی، معاون وزارت خارجه، به نمایندگی از آمریکا قول پرداخت یک وام ۱۲۰۰ میلیون دلاری را به مصدق داده بود.

کینه شتری آمریکا از انقلاب و مردم ایران
سرانجام پرونده خاندان پهلوی با انقلاب مردم به رهبری داهیانه «امام امت» در بهمن ۵۷ بسته شد و فصل جدیدی از حکمرانی در جغرافیای ایران جاری و ساری شد، اما قیام مردم از همان ابتدا به مذاق آمریکایی‌ها خوش نیامد و تا آنجا که توانستند علیه ایران و ایرانی وارد ستیز شدند و تا به امروز و در بزنگاه‌های مختلف کینه شتری خود را به انقلاب اعمال می‌کنند. صرفا جهت یادآوری! دونالد ترامپ  ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ پیش از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن از یک سو دستور لازم را به نهادهای متفاوت دولت برای اعمال شدیدتر سیاست فشار حداکثری علیه ایران صادر کرد و از سوی دیگر حین امضای این یادداشت ابراز امیدواری کرد که نیازی به استفاده از این تحریم‌ها علیه ایران نشود و دو طرف بتوانند به یک توافق دست پیدا کنند. رئیس‌جمهور آمریکا در بخش دیگری از این سخنان برای دیدار با رئیس‌جمهور ایران اعلام آمادگی کرد. نقش، حمایت‌ها و خط‌دهی ترامپ از واشنگتن به تهران برای بروز اغتشاشات اخیر (دی ماه) سند دیگری است که کینه‌توزی او با دولت و ملت ایران را آشکار می‌کند.
حتی پس از پایان مذاکرات در دوره جدید (بهمن سال جاری) باز خط و نشان‌هایی برای ما و متحدان ایران کشید و تحرکات او به وضوح نشان می‌دهد، آمریکا همان آمریکای دیروز است. هیچ تفاوتی در سیاست‌ها و رویکردهایش در قبال ایران دیده نمی‌شود، مبادا فریب بخوریم و گمان کنیم آمریکا دلسوز مردم شده است. نکته‌ای که بارها از سوی رهبر انقلاب بیان شد. هرچند معظم‌له در دوره جدید فعلا پیرامون مذاکرات به صورت رسمی مواضعی پشت تریبون اعلام نکرده‌اند اما پیش از این بارها به دشمنی آمریکا با ایرانیان پرداخته بود. همان فرمایشات ایشان نقشه راه را به خوبی برای همگان نشان می‌دهد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سال گذشته در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش با اشاره به پرکاری وزارت امور خارجه کشورمان در زمینه مذاکره و رفت و آمد و انعقاد قرارداد با همه کشورهای دنیا، تاکید کردند: تنها استثنایی که در این زمینه وجود دارد آمریکاست. البته اسم رژیم صهیونیستی را به‌عنوان استثنا نمی‌بریم؛ چرا که این رژیم اساسا دولت نیست بلکه یک باند جنایتکار و غاصب سرزمین است. ایشان در تبیین علت استثنا بودن آمریکا از مذاکره، گفتند: برخی وانمود می‌کنند اگر پشت میز مذاکره بنشینیم فلان مشکل حل می‌شود اما واقعیتی که باید درست بفهمیم این است که مذاکره با آمریکا هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد.

حمایت از دیپلمات‌های ایرانی؛ دوری از وعده‌های آمریکا
براین اساس، همان‌طور که به آنها هیچ اعتمادی نداریم به دیپلمات‌های ایران اطمینان کامل داریم و باید از سربازان نظام در دستگاه دیپلماسی حمایت کنیم تا بتوانند وظایف و مسئولیت‌های‌شان را به نحو مطلوب انجام دهند. مذاکره می‌کنیم تا در مسیر دیپلماسی از حق قانونی خود دفاع و به طرف مقابل گوشزد کنیم: درخواست‌های آنان برای محدودیت ایران در حوزه هسته‌ای غیرمنطقی است و ما زیر بار زور نمی‌رویم، ضمن آنکه چشم‌های‌مان کاملا باز است و رفتارها و کنشگری دشمن را رصد می‌کنیم. این مطلب را روز یک‌شنبه دو فرمانده بلندپایه نیروهای مسلح اعلام کردند. سرلشکر موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در دیدار با جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروهای هوایی و پدافند هوایی ارتش که به مناسبت ۱۹ بهمن روز نیروی هوایی ارتش، انجام شد، با بیان اینکه ایران عزیز ما برای بلعیده شدن گلوگیر است و هرگز بلعیده نخواهد شد و این ملت، لجوجان خیره‌سر را خفه خواهد کرد، گفت: ما در عین آمادگی واقعا علاقه‌ای به شروع یک جنگ منطقه‌ای نداریم؛ اگرچه اهداف آتش جنگ منطقه‌ای متجاوزان هستند اما به هر حال، پیشرفت و توسعه منطقه را سال‌ها به عقب خواهد انداخت و عواقب آن بر عهده جنگ‌افروزان آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود.
مهم‌ترین موضع‌گیری او در بخش پایانی صحبت‌هایش بود، آنجا که به آمریکا به صراحت گفت: کشوری هستیم که هم اقتدار و آمادگی لازم را برای جنگ بلندمدت با آمریکا دارد و هم از روزنه‌های منطقی و بدون پیش‌شرط‌های غیرمنطقی برای مذاکره استقبال می‌کند.
فقط سرلشکر موسوی نبود که پیام صلح و دوستی و جنگ بلدی ایرانیان را منتقل کرد؛ سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش نیز در حاشیه مراسم مذکور با بیان اینکه وظیفه ما این است که آمادگی خود را حفظ کنیم، تمام تحرکات دشمن را رصد کرده و برای پاسخگویی قاطعانه آماده باشیم که هستیم، اظهار کرد: امروز بدون تردید ملت بزرگ ایران و نیروهای مسلح می‌دانند که برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور که مورد طمع است، باید تا آخرین لحظه و آخرین قطره خون بایستند و پیروز شوند و ان‌شاءالله به همین ترتیب خواهد شد.
همان‌طور که شخص اول کشور فرمودند نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد و ما پیش از این سیاست خصمانه این کشور و رئیس‌جمهور آن را در رویدادهای متعدد از جمله برجام و جنگ ۱۲ روزه شاهد بودیم، به همین جهت زنجیره بدعهدی آمریکا از دوران مصدق تا به امروز حاکی از آن است که آمریکایی‌ها شعارهای شیک و تمیز سر می‌دهند اما پشت سر آنها بدعهدی‌هایی نهفته که مختص به دیروز ما نیست. تاریخ خود بهترین گواه برای دشمنی ایالات متحده با جمهوری اسلامی است.

اهداف آمریکا از مذاکرات
مهدی خورسند، کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به آخرین تحولات مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط گفت: فضای مذاکرات طبق اظهارات رسمی، مثبت ارزیابی شده، اما هنوز هیچ‌یک از دو طرف از پیش‌شرط‌های خود عقب‌نشینی نکرده‌اند. وی با بیان اینکه ماهیت مذاکره، امتیاز دادن و گرفتن برای رسیدن به منافع متقابل است، افزود: آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها هرکدام درصدد کاهش هزینه‌ها و افزایش منافع خود هستند. اما باید توجه داشت که هر امتیاز کوچک برای یک طرف، می‌تواند دستاورد بزرگ برای طرف مقابل باشد. کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه تفاوت اصلی دور جدید مذاکرات در تفهیم پیش‌شرط‌ها و ارسال چراغ سبز برای ادامه گفت‌وگو بود، تصریح کرد: رئیس‌جمهور آمریکا با انگیزه‌های شخصی، همچون کسب جایزه صلح نوبل و اهداف سیاسی از جمله انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، علاقه‌مند است مذاکرات را مثبت جلوه دهد.
خورسند با تاکید بر اینکه ایالات متحده می‌داند ایران مانند سوریه و ونزوئلا نیست، گفت: پیام قاطع ایران مبنی بر پاسخ متقابل، باعث عقب‌نشینی تدریجی واشنگتن از مواضع اولیه شد تا جایی که ترامپ در مواضع اخیر خود تنها به موضوع هسته‌ای ایران بسنده کرد. تجربه نشان داده است که اعلام فضای مثبت مذاکرات، بدون نتیجه ملموس، موجب شکل‌گیری انتظارات غیرواقعی در جامعه می‌شود و ممکن است اقتصاد داخلی، به‌ویژه بازار ارز، دستخوش هیجان شود. از این رو، ضرورت دارد نگاه عقلانی و مبتنی بر منافع ملی در مدیریت افکار عمومی رعایت شود. وی با بیان اینکه اتخاذ مواضع هوشمندانه و پرهیز از هیجانات زودگذر، راهی است برای صیانت از منافع کشور و آرامش اقتصاد ملی، گفت: ایران اکنون با قدرت و تعقل در مسیر حق خود حرکت می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.