۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۸
کد خبر: ۲۰٬۳۲۱

قلب تپنده این نبرد، مردم هستند

تهاجم اراده‌ها

مریم جهانگیر ـ آگاه مسائل فرهنگی

پیام‌های فتح‌آمیز در ادبیات انقلاب اسلامی، همواره از جنس نوید و بشارت بوده‌اند. اما نباید نوید را در گفتمان تهاجمی، تنها یک خبر خوش دید؛ این یک سلاح است! پیام ویدیویی اخیر رهبر انقلاب اسلامی در آستانه راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن، دقیقا در همین مختصات قرار می‌گیرد؛ پیامی که با نشانه‌های آشکار «نصر» و «فتح» عجین شده، اما فتح را نه در نقطه پایان، که در نقطه آغاز یک نبرد بزرگ‌تر ترسیم می‌کند. قلب تپنده این نبرد، مردم هستند.

تهاجم اراده‌ها

آگاه: اینجاست که نخستین و بارزترین وجه موضع تهاجمی انقلاب آشکار می‌شود، یعنی باور راسخ و عملی به عظمت ملت به عنوان تنها پایگاه قدرت و منشأ هر حرکت پیش‌برنده. در گفتمان دفاعی، ارتش پدافند می‌کند و در برابر تهاجم دشمن ایستادگی می‌کند. اما در گفتمان تهاجمی برخاسته از این پیام، ملت خود صاحب ابتکار عمل است. او «صاحب اصلی کشور و نظام» معرفی می‌شود؛ نه حاشیه‌نشینی که باید حمایت شود، چراکه او محور اصلی و تعیین‌کننده میدان است.
این باور، یک شعار زیبای تبلیغاتی نیست؛ واقعیتی است میدانی که بر داده‌های چهار دهه حضور انکارناپذیر استوار شده است. هر چه از ابتدای انقلاب می‌گذرد، این حضور کیفی‌تر می‌شود. کمیت انبوه و گسترده، خود به تنهایی هویت‌ساز و قدرت‌آفرین شده است. این کیفیت، در «قدرت معنایی» مردم ریشه دارد. مردمی که تنها برای نمایش شماره‌ها در خیابان حاضر نمی‌شوند، که با حضور خود، مفهومی را به دنیا مخابره می‌کنند؛ مفهومی به نام بقا، استمرار و زایش دائمی یک ایده. این عظمت کمی و کیفی، سنگ بنای هر حرکت تهاجمی است. هیچ مانور نظامی و هیچ حمله روانی نمی‌تواند در برابر این پایگاه عظیم و زنده، تاب بیاورد. دشمن در محاسبات خود، اغلب این کیفیت را نمی‌بیند یا نمی‌خواهد ببیند. او فکر می‌کند با ارعاب و تهدید، می‌توان این پایگاه را متزلزل کرد. اما واقعیت میدانی، هر بار این محاسبه را در هم می‌شکند.
وقتی پایگاه، عظمت ملت است، حرکت تهاجمی از کجا آغاز می‌شود؟ پاسخ در همان معنابخشی است. حضور میلیونی، اگر تنها یک آمار باشد، دشمن را می‌ترساند اما لزوما او را مأیوس نمی‌کند. ترس، می‌تواند محرک اقدامات جنون‌آمیزتر شود. اما یأس، او را فلج و منفعل می‌سازد. نقش رهبری در گفتمان تهاجمی انقلاب، تبدیل این وجود عظیم به معنای مسلط در میدان نبرد اراده‌هاست.
در نبردهای کلاسیک، نیروهای خودی مواضع دشمن را هدف می‌گیرند. در نبرد نوین و تمام‌عیاری که انقلاب اسلامی درگیر آن است، هدف، ذهن و اراده دشمن است. معنابخشی به حضور مردم، دقیقا عملیاتی است که مستقیم به این هدف شلیک می‌شود. این کار، همان «جهت و معنای عمیق‌تر» بخشیدن است. این جهت، حضور را از یک «رویداد» به یک «پیام» و سپس به یک «اقدام» ارتقا می‌دهد. راهپیمایی دیگر تنها یک مراسم نیست؛ یک بیانیه جهانی است که با پاهای میلیون‌ها انسان نوشته می‌شود.
این همان مواجهه کنشگرانه از موضع مسلط است. موضع مسلط، نه از موشک و هواپیما، که از همان عظمت مردمی و معنای برخاسته از آن نشات می‌گیرد. دشمنی که اسیر محاسبات مادی و کمی است، حضور مردم را در بهترین حالت، یک نمایش قدرت می‌بیند. اما غافل از اینکه این نمایش، خود یک ضربه است. ضربه‌ای که امید او را به تاثیرگذاری پروپاگاندا و فشار اقتصادی و جنگ روانی، به یاس تبدیل می‌کند. هر شعاری که از این صفوف یکپارچه برمی‌خیزد، هر تصویری که از این اقیانوس انسانی منتشر می‌شود، سنگری در برابر تیرهای زهرآگین رسانه‌های سلطه است.
برخی تحلیل‌های سطحی و ترسو، گمان می‌برند که ملت از سر عادت یا اجبار در صحنه حاضر می‌شود. این بزرگ‌ترین سوءبرداشت و خطای تحلیل دشمن و هم‌نوایان مرعوبش است. حضور معنادار و آگاهانه، نقطه مقابل عمل کلیشه‌ای و عادتی است. این حضور، یک انتخاب است. انتخاب برای تایید، انتخاب برای مقابله و انتخاب برای خط‌کشی جدید در جغرافیای سیاسی جهان. هنگامی که ملتی با اختیار و آگاهی، سال به سال پرتعدادتر و باانگیزه‌تر به میدان می‌آید، این یک پدیده دفاعی نیست؛ یک حرکت تهاجمی تمام‌عیار در عرصه حفظ هویت و تمدن است. دشمن، قدرت این انتخاب و عمق این معنا را درک نمی‌کند و در محاسباتش همواره شکست می‌خورد.
تهاجم استراتژیک، هنگامی تحقق می‌یابد که بتوان مرکز ثقل دشمن را هدف گرفت و او را از درون دچار تزلزل کرد. در نبرد کنونی، مرکز ثقل دشمن، امیدواری اوست. امید به اینکه بتوان با ابزارهای فشار ـ از تحریم و ترور رسانه‌ای تا تهدید نظامی ـ ملت ایران را به هراس انداخت، او را منفعل ساخت و در نهایت، اراده‌اش را برای دفاع از هویت و استقلال خویش در هم شکست.
پیام تهاجمی انقلاب، مستقیم این نقطه را نشانه رفته است: «مأیوس کردن دشمن.» این یک اقدام انفعالی نیست، بلکه یک مانور روانی-سیاسی فعال است. دشمن تمام محاسبات خود را بر پایه «ترساندن» بنا نهاده است. موضع تهاجمی، این معادله را وارونه می‌کند. قرار است این دشمن باشد که بترسد و این ملت باشد که با نمایش اراده‌ای آهنین، امیدهای حساب شده دشمن را به یأس مطلق تبدیل کند.
نکته عمیق اینجاست که این یأس، محصول یک غافلگیری مقطعی نیست. حاصل یک فرآیند مستمر و مبتنی بر واقعیت میدانی است. دشمن هر سال امیدوار است که شاید این بار، فضا شکسته شده باشد، شاید مردم خسته شده باشند، شاید تنگناها اثر خود را گذاشته باشد. اما آنچه با آن روبه‌رو می‌شود، صحنه‌ای است شکوهمند، یکپارچه و آگاه که تمام آن «شاید»ها را درهم می‌کوبد. این تکرار آگاهانه و پرشور حضور، مانند چکشی است که بر میخ یأس دشمن کوبیده می‌شود. این همان «حضور مأیوس‌ساز» است.
مانورهای نظامی دشمن و جوسازی‌های رسانه‌ای او، همه تلاش برای تزریق ترس و ایجاد انفعال است تا بتوانند «حرف زور» خود را به کرسی بنشانند. اما موضع تهاجمی ملت ایران، این مسیر را مسدود می‌کند. در برابر تزریق ترس، او تزریق اراده می‌کند. اراده‌ای که از ایمان و عظمت جمعی سرچشمه گرفته است. نتیجه این نبرد نامتقارن، شکست پروژه «ترسانیدن» و جایگزینی آن با «هراسیدن» دشمن از عاقبت کنش‌های خود است. دشمن در می‌یابد که حربه‌اش نه تنها کارگر نیفتاده، که به یک بازگشت قوی و سازمان‌یافته انجامیده است. اینجاست که امید به تاثیرگذاری، به یأس از موثر بودن تبدیل می‌شود.
برخی تحلیل‌گران مرعوب و محافظه‌کار، با انتشار گمانه‌های شک‌آلود، ناخواسته آب به آسیاب این امیدواری کاذب دشمن می‌ریزند. اما واقعیت خیابان‌ها و میدان‌ها، پادزهر این توهم‌زایی است. حضور مردم، خط بطلانی است بر تمام محاسبات پیچیده اما اشتباه ستادهای جنگ روانی دشمن. این حضور فریاد می‌زند که ملتی که حاضر است برای اعتقادش اینچنین بایستد، هیچگاه در برابر باج‌خواهی‌های سیاسی و اقتصادی تسلیم نخواهد شد.
تهاجم استراتژیک هنگامی به اوج خود می‌رسد که محدوده‌های جغرافیایی را درنوردد و در پهنه یک نبرد تمدنی تعریف شود. حرکت تهاجمی انقلاب اسلامی، از همان ابتدا ماهیتی فرامرزی داشت، اما اکنون با قوت بیشتری در حال جهانی‌سازی میدان عمل خود است. راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن، دیگر تنها یک رویداد داخلی برای نمایش وفاق ملی نیست؛ به یک نماد جهانی مقاومت در برابر نظام سلطه تبدیل شده است.
این تحول کیفی، پاسخ طبیعی به توسعه طلبی دشمن است. هنگامی که دشمن - با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی - طرحی خبیثانه برای تسلط بر منطقه و نابودی اراده ملت‌های مستقل دراندازد، واکنش ملت ایران نمی‌تواند در چارچوب‌های مرسوم و محلی محدود بماند. بنابراین، ابعاد این عمل سیاسی، جهانی‌تر شده است. هر ساله، نگاه‌های بیشتری از سراسر جهان - از ملت‌های تحت ستم تا تحلیلگران سیاسی - به این صحنه خیره می‌شوند. آنچه می‌بینند، الگویی زنده از توانمندی یک ملت در حفظ حاکمیت ملی و مقابله با زورگویی است.
از این رو، حضور امسال تنها یک تجدید میثاق با آرمان‌های انقلاب نیست. این حضور، یک مواجهه حماسی و جهادگونه علیه طرح دشمن است. کلمه «جهادگونه» به درستی بر بعد معنوی، سازمان‌یافته و تمام‌عیار این مقابله تاکید دارد. این یک نبرد نامتقارن در عرصه اراده‌هاست؛ از یک سو، دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی و فشار اقتصادی و نظامی غرب و صهیونیسم و از سوی دیگر، اراده فولادین ملتی که با قدم‌های استوارش بر خاک میهن، پایه‌های آن دستگاه‌ها را می‌لرزاند.
نکته تعیین‌کننده این است که این مواجهه جهانی، ریشه در همان عظمت ملت دارد. اعتباری که جمهوری اسلامی امروز در میان ملت‌های مستقل و جبهه مقاومت دارد، نه از کرسی‌های دیپلماتیک، که از همین عزم آشکار مردم در میادین می‌جوشد. این صحنه، بزرگ‌ترین پشتوانه برای دیپلماسی انقلابی و موضع‌گیری‌های شجاعانه در عرصه بین‌الملل است. دشمن می‌داند که با ملتی طرف است که پشتوانه میدانی تصمیماتش، مردمی هستند که حاضرند برای آن هزینه دهند.
بنابراین، جهانی شدن عمل سیاسی در روز بیست‌ودوم بهمن، یک تهدید استراتژیک برای پروژه سلطه است. این روز به یک ویترین تبدیل شده است که در آن، نه فقط قدرت نظامی یا اقتصادی، که قدرت نرم متکی بر ایمان و اراده جمعی یک تمدن به نمایش درمی‌آید. این همان چیزی است که دشمن را به شدت هراسان می‌کند؛ زیرا می‌داند در برابر سلاح‌های مادی می‌توان تاکتیک تعویض کرد، اما در برابر این امواج خروشان مردمی که برخاسته از عمق باورهاست، هیچ دیواری کارساز نیست. شکست پروژه‌های پی‌درپی دشمن در منطقه، گواه عینی بر اثرگذاری همین قدرت نرم و این موضع تهاجمی ریشه‌دار است.
موضع تهاجمی انقلاب اسلامی، یک شعار یا تاکتیک مقطعی نیست. این یک راهبرد زنده و پویاست که در بطن رابطه رهبری و ملت جریان دارد و در رویدادی مانند راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن، به اوج تجلی و اثرگذاری خود می‌رسد. این تهاجم، نه برخاسته از احساسات زودگذر، که مبتنی بر یک معماری استوار منطقی است که حلقه‌های آن به شکلی ناگسستنی به هم پیوند خورده‌اند:
حلقه نخست: عظمت ملت. این، سنگ بنای تمام معادله است. انقلاب اسلامی، قدرت خود را نه از زرادخانه‌های سلاح، که از سپاه بی‌کران مردمی می‌گیرد که با اراده و ایمان، پایگاه غیرقابل انکار نظام را تشکیل می‌دهند. این حضور، کمی و کیفی است؛ هم از نظر شمارش ناپذیر است و هم از نظر معنایی عمیق. این عظمت، یک داده ثابت و تغییرناپذیر در تمام معادلات منطقه‌ای و جهانی است.
حلقه دوم: معنابخشی تهاجمی. اینجا، نقش رهبری به عنوان کانون جهت‌دهی و تعمیق بخشی ظاهر می‌شود. تبدیل حضور کمی به یک پیام و یک اقدام هدفمند، سلاح اصلی این مرحله است. این کار، حضور را از حالت انفعالی و دفاعی خارج می‌کند و به آن ماهیتی فعال، آگاهانه و جهت‌دار می‌بخشد. این معنابخشی، مواجهه‌ای از موضع مسلط ایجاد می‌کند که ابتکار عمل را به کلی از دست دشمن خارج می‌سازد.
حلقه سوم: هدفگیری و مأیوس‌سازی دشمن. معنابخشی، خود را در شکست پروژه روانی دشمن نشان می‌دهد. هدف، قلب محاسبات دشمن است: تبدیل امید او به یأس و جایگزینی ترس در مردم با هراس در دل دشمن. نمایش عینی و میدانی اراده ملت، مانند پتکی بر پوسته شیشه‌ای توهمات استراتژیست‌های دشمن فرود می‌آید و آن را خرد می‌کند. اینجا، تهاجم به نتیجه عملیاتی خود می‌رسد: انفعال دشمن.
حلقه چهارم: جهانی‌شدن و تمدن‌سازی. این اثر، محدود به مرزها نمی‌ماند. عمل سیاسی یکپارچه ملت ایران، به یک نماد و الگو در نبرد گسترده‌تر مستضعفان جهان در برابر مستکبران تبدیل می‌شود. این اوج تاثیر است: زمانی که یک راهپیمایی داخلی، ابعاد یک مواجهه تمدنی می‌یابد و پرونده شکست طرح‌های سلطه را در برابر چشمان جهان گشوده نگه می‌دارد.
نتیجه نهایی این فرآیند، تقویت و تعمیق روزافزون امنیت ملی و اعتبار بین‌المللی نظامی است که پشتوانه آن، مردم هستند. موضع تهاجمی انقلاب، یک چرخه مثبت و توانمندساز ایجاد می‌کند: عظمت ملت امکان تهاجم معنایی را فراهم می‌کند، تهاجم معنایی دشمن را مأیوس و منفعل می‌سازد، این موفقیت، عظمت و اعتماد به نفس ملت را افزون می‌کند و جایگاه جهانی انقلاب را به عنوان قطب مقاومت تثبیت می‌کند. بنابراین، راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن، نقطه ثقل این چرخه حیاتی و نمایش‌گاه بی‌بدیل تهاجم مبتنی بر عظمت است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.