آگاه: هرچند مهرهها و نیروهای آنها اجارهای و توخالی هستند، اما مردم ایران اسلامی هم در ۲۲ دی و هم در ۲۲ بهمن، عزت و اقتدار خود را به رخ دنیا کشیدند؛ صحنهای که هیچگاه اپوزیسیون، آمریکا و رژیم صهیونی تمایل ندارد با آن روبهرو شود.
سلطنتطلبان به دو دسته کلی، مطلقه و مشروطه تقسیم میشوند. گروه اول هیچ قید و شرطی را برای محدودیت حاکمیت نمیپذیرند. اما گروه دوم خواهان سلطنت شاه هستند. این گروه شاه را بیشتر مقامی تشریفاتی میخواهند و اختیارات او را مشروط به تصویب مجلس یا پارلمان میکنند. در ایران پیش از انقلاب اسلامی، جریان سلطنتطلب بهعنوان جریان سیاسی حاکم و مسلط بر ساخت سیاسی قدرت، همواره وجود داشته است. از میان جریانهای مختلفی که به مبارزه با این جریان برخاستند، تنها جریان اصیل اسلامی به رهبری روحانیت و با محوریت امام خمینی (ره) توانست آن را از صحنه حاکمیت کشور خارج کند.
جریان سلطنتطلب از لحاظ فکری ریشه در ایران پیش از اسلام دارد. این جریان ضمن اعتقاد به نظام سلطنتی و حمایت و طرفداری از حاکمیت یک خاندان بهصورت موروثی بر مقدرات کشور، شاه را بهعنوان محور همه امور کشور دانسته، از قدرت مطلقه او طرفداری میکند و توجیهگر فساد و ظلم شاهان بوده است. اعضای آن خود را نوکر، غلام خانهزاد، چاکر جاننثار و حلقه به گوش شاه میدانند. هدف جریان سلطنتطلب، حفظ و تقویت نظام سلطنتی و اجرای اوامر شاه بوده است. پس از پیروزی انقلاب معاندان و سلطنتطلبان تمام تلاش خود را برای مقابله با انقلاب به کار بستند، از حمایت از صدام در جنگ تحمیلی تا همین ایام و ورود آنها به مسائل داخلی کشور از جمله تاثیر روی فوتبالیستها و بازیگرها و دیگر موثران که روی افکار عمومی تاثیر بسزایی دارند.
حضرت آیتالله خامنهای در همین راستا برنامههای دشمنان برای شکست انقلاب اسلامی و عدم تحقق اهداف آن را در هفت دسته تبیین کرده بودند:
۱-ایجاد تفرقه قومی و ترویج جداییطلبی در بین اقوام
۲-حمله نظامی ناجوانمردانه هشت ساله به کشور
۳-تحریم و محاصره اقتصادی
۴-تهاجم فرهنگی و هجمه به باورها و اعتقادات مردم
۵-جلوگیری از پیشرفت علمی، صنعتی کشور
۶-برنامهریزی برای براندازی نظام اسلامی
۷-نفوذ برای تغییر محاسبات مسئولان و باورهای مردم
امام خمینی (ره) نیز در بخشی از پیام تاریخیای که به روحانیت داشتند فرمودند: «مسئله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت است، یقینا اگر جهانخواران میتوانستند ریشه و نام روحانیت را میسوزاندند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و انشاءالله از این پس نیز خواهد بود به شرط آنکه حیله و مکر و فریب جهانخواران را بشناسیم، البته بدان معنا نیست که ما از همه روحانیون دفاع کنیم چرا که روحانیون وابسته و مقدسنما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند در حوزههای علمیه. هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عدهای با ژست تقدسمآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدسنمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی هستند و دشمن رسولالله(ص)؛ آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟
استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت و حوزهها مأیوس شد دو راه را برای ضربه زدن انتخاب کرد: یکی راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتی حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد راههای نفوذ تقویت گردید، اولین و مهمترین حرکت القای شعار جدایی دین از سیاست است که متاسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازهای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون، تهمت وابستگی به اجانب را به همراه میآورد.
یقینا روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشتهاند. گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بیدینی را تنها اغیار به روحانیون زده است، هرگز، ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاریتر از اغیار بوده و هست.»
اعتراف داماد پهلوی
از جمله مدارکی که برای تایید نیت شوم دشمنان برای ایجاد خلل در مسیر رسیدن به اهداف والای جمهوری اسلامی میتوان استناد کرد، مصاحبه با داماد پهلوی دوم است. وی پیش از این در مصاحبهای درباره مواردی چون کارنامه دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش، رفتارهای احتمالی جو بایدن با ایران، واکنشهای جماعت موسوم به اپوزیسیون در خارج از کشور، سخن به میان آورد. نکته جالب ماجرا آنجا بود که زاهدی در بخشی از این مصاحبه با بیان اینکه «در کل از حفظ حقوق ایران و مقابله با زورگویی آمریکا دفاع میکنم.» گفت: «اینها که در خارج اسم اپوزیسیون روی خودشان گذاشتهاند، حالت بادکنک دارند و آدمهای پوچی هستند. خیلی جدیشان نگیرید!»
نیروی امین و نزدیک به محمدرضا پهلوی در حالی به پوچ بودن نیروهای سلطنتطلب اشاره کرد که آنها این روزها به خیال خام خود در حال مبارزه با جمهوری اسلامی هستند؛ در هر فتنه و اغتشاشات پای مهرههای سوخته پهلویها در میان است! این اواخر هم در جریان اغتشاشات دی و حتی آشوب سال ۱۴۰۱، روی خوشی به سلبریتی فوتبالیست و بازیگران فراری نشان دادند تا به اهدافشان دست یابند، اما دستاورد «هیچ» بود. از آنجا که دیدند در غائله ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ (جنگ ۱۲ روزه و درگیریهای شهری) به نتیجه مطلوب دست نیافتند به برگزاری تجمع در خارج از کشور روی آوردهاند تا از این طریق پیام اقتدار سلطنتطلبان را از بیرون مرز به داخل کشور منتقل کنند، اما باز اقتدارشان موش زایید!
از یک سو رضا پهلوی با رئیسجمهور اوکراین دیدار کرد تا پیام حضور در صحنه مخابره شود و آن طور که در جریان حضورش در کنفرانس مونیخ با خبرنگار رسانه ضد ایرانی گفتوگو میکرد، مدعی میشد برنامههای سنگین و فشردهای دارد، این در حالی است که شخص رئیسجمهور آمریکا تاکنون حاضر نشده دیداری با نامبرده داشته باشد، به همین جهت برای آنکه از غافله عقب نماند و به اروپاییها نشان دهد میتوانند روی او حساب باز کنند، با فشار و لابی درصدد است از این همایش به آن همایش برود تا القا کند هنوز زنده است، بنابراین علاوه بر تحرکات پوچ و توخالیاش، نیروهایش را به صف کرد تا در یک تجمع ـ بخوانید رسوایی بزرگ ـ علیه ایران شعار سر دهند و بگویند ما هستیم!
فراخوان پهلوی را در دی دیدیم، دورخیز برداشته بود که به ایران برگردد اما همین مردم در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن، برای چندمین بار او را سرجایش نشاندند؛ پهلوی بهمن ۵۷ برای ملت ما مرد و مرده دیگر زنده نمیشود. حال به این تجمعات و سفرها دل خوش کنند، چه نتیجهای دارد؟ فقط رسواتر میشوند.
در تجمع ضدایرانی اخیر سازمان منافقین و سلطنتطلبان در برلین، با وجود ثبتنام ۲۰ هزار نفر و صرف حدود چهار میلیون دلار برای برگزاری این برنامه، تنها هشت هزار نفر در محل حاضر شدند. این کاهش مشارکت موجب شد مایک پمپئو که قرار بود بهصورت حضوری در این تجمع سخنرانی کند، به ارسال پیام ویدئویی اکتفا کند. بر اساس اطلاعات بهدستآمده، از مجموع هشت هزار شرکتکننده، حدود پنج هزار و ۸۰۰ نفر را آوارگان جنگزده اوکراینی و سوری و نیز اتباع مهاجر از لهستان و چند کشور اروپایی دیگر و حتی مکزیک تشکیل میدادند؛ افرادی که گفته میشود با وعدههای مالی و تورهای گردشگری در این برنامه حضور یافتهاند!
با توجه به رسوایی که در جریان تجمع چند ماه قبل در بروکسل به وجود آمد، مقامات ارشد منافقین به رده برگزارکننده دستور دادهاند تا به اتباع و جنگزدگان حتیالامکان اجازه استفاده از پرچم کشورهای خود را ندهند و همچنین به رسانههای خود سانسور چنین تصاویری را ابلاغ کرده بودند؛ اما با این حال، حضور این افراد و پرچمهایشان از دید دوربین رسانههای خارجی مخفی نمانده است!
کلا این روزها اپوزیسیون در حالی روی این جماعات سرمایهگذاری میکند که دیگر بلیطشان خریداری ندارد و تاریخ مصرفشان گذشته است، به دلیل آنکه با این عروسکهای خیمهشببازی و دلقکهای سیاسی و هزینههای میلیاردی و بیلیونی و ... کار به جایی نمیبرند، کما اینکه در ۴۷ سال گذشته دستشان به جایی نرسید.
نظر شما