۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۱
کد خبر: ۲۰٬۴۹۷

جزیره تباهی لیبرال دموکراسی

مرتضی مفیدنژاد ـ روزنامه‌نگار

بعید است در روزهای گذشته و در فضای مجازی و مطبوعات چندین بار نام جفری اپستین، سرمایه‌دار فاسد آمریکایی و پرونده فساد گسترده و بی‌حد و حصر او را نشینده باشید؛ مقوله‌ای که در رسانه‌های بین‌المللی نیز به دفعات تکرار شده است.

آگاه: رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند از نگاه سیستماتیک و بنیادین نسبت به این پرونده سر باز زده و آن را در حد یک «حادثه تلخ» تقلیل دهند. با این حال نگاه فرامتنی نسبت به پرونده اپستین باید جایگزین نگاه متنی و محدود نسبت به آن شود. پرونده جفری اپستین را نمی‌توان در حد یک رسوایی اخلاقی یا یک انحراف فردی فروکاست. این پرونده، در واقع یکی از عریان‌ترین نمونه‌های تلاقی قدرت، ثروت، فساد و مصونیت سیاسی در ساختار لیبرال‌دمکراسی غرب است؛ ساختاری که سال‌ها با شعار شفافیت، حاکمیت قانون و اخلاق سیاسی، خود را الگوی جهانی معرفی کرده، اما در مواجهه با چنین پرونده‌ای، ناتوان یا بی‌اراده ظاهر شده است.
اپستین، نه یک چهره حاشیه‌ای، بلکه فردی با دسترسی گسترده به نخبگان سیاسی، مالی و رسانه‌ای آمریکا و اروپا بود. حضور مکرر سیاستمداران بلندپایه، میلیاردرها، چهره‌های دانشگاهی و افراد بانفوذ در اطراف او، این واقعیت را آشکار کرد که شبکه‌ای از قدرت، سال‌ها در حاشیه امن قانون فعالیت می‌کرده است. اینجاست که باید به ریشه‌های این پرسش به طور جدی‌تر پرداخت که چگونه از پس سالیان متمادی و افراد درگیر در این پرونده، این مقوله مسکوت مانده و به جایی نرسیده است؟ واقعیت مهم و اساسی این است که سال‌ها وقتی افراد حرف از رو به افول بودن تمدن غرب می‌زدند، توسط عده‌ای ترور شخصیتی و فکری می‌شدند و با تمام قوا در پی اثبات این موضوع بودند که تمدن غرب همچنان با شکوه به قدرت خود ادامه خواهد داد. اما زمان نشان داد باطن این درخت کهنسال به حدی آفت زده و پوچ شده است که امکان تخریب و انهدام آن بسیار بالا رفته است. آن جزیره و اتفاقاتی که دو دهه قبل در سکوت و عدم اطلاع بشر رخ داده است یک پیام روشن و واضح برای همه جهان دارد و آن هم اینکه سیاست منهای اخلاق، دیر یا زود به بن‌بست مشروعیت می‌رسد. دفن حقیقت، حذف افراد و مدیریت رسانه‌ای بحران، شاید در کوتاه‌مدت کارآمد باشد، اما در بلندمدت، اعتماد عمومی را فرسایش می‌دهد. اگرچه گفته شده که صاحب آن جزیره چندین سال است مرده، اما پرونده او به تازگی باز شده است و به یک نماد برای زیر سوال بردن مبانی نظری غرب مدرن بدل شده است. پرسش‌های بسیاری مطرح شده است که باید به آن با جدیت جواب داد اعم از اینکه ماهیت واقعی قدرت چیست؟ حدود آزادی کجاست؟ نظام ناکارآمد لیبرال چگونه ناکارآمدی‌اش را به رخ می‌کشد و هزاران سوال دیگری که سردمداران آمریکایی باید دیر یا زود به دنبال پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن باشند. جزیره تباهی و سرگردانی غرب به آسانی از صفحه تاریخ محو نخواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.