ماشین جنگ روانی آمریکا لحظه به لحظه در حال تولید محتوای تخریبی برای ارعاب و ترساندن ایرانیان است. آنها ما ایرانیان را از جنگ می‌ترسانند، غافل از آنکه در ایران، کسی از جنگ هراسی ندارد؛ بالعکس ترس مردم ایران از تسلیم در برابر آمریکا و زیاده‌خواهی‌هایش است.

لبنانیزه کردن ایران، خیال خام است

آگاه: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در جدیدترین اظهارنظر خود گفته که به فکر یک حمله محدود به ایران است. برخی این احتمال را می‌دهند که این سخنان ترامپ یک تله و فریب برای بر هم زدن محاسبات دستگاه تصمیم‌ساز ایران باشد و آمریکا نه یک حمله محدود، که یک حمله فراگیر را ترتیب دهد.
فرضیه دیگر پیرامون این سخنان ترامپ و هدف مستتر در پشت آن، این است که آمریکا واقعا حملات محدود و هدفمندی را علیه مواضع و پایگاه‌های راهبردی ما در عمق خاک کشور ترتیب دهد؛ در آن صورت، آنچه موضوعیت پیدا خواهد کرد، نوع واکنش ایران است؛ تجربه ترور حاج قاسم سلیمانی و زدن عین‌الاسد در واکنش به آن و همچنین تجربه حمله به نطنز و فردو و تاسیسات اصفهان و متقابلا پاسخ دادن ما در العدید، طرف آمریکایی را به این نتیجه رسانده که پاسخ ایران، به حملات محدود و هدفمند در عمق خاکش، مابه‌ازایی محدود و کنترل‌شده، خواهد داشت؛ این امر برای امنیت ملی ما بسیار خطرناک است و اصطلاحا ما را لبنانیزه خواهد کرد؛ بدین معنا که متجاوز برای امتیازگیری سیاسی، به خود اجازه می‌دهد که وقت و بی‌وقت، خاک ما را آماج حملات هدفمند و محدود قرار دهد؛ بنابراین باید دستگاه محاسباتی دشمن آمریکایی را مختل کرد و به او فهماند که دیگر پاسخ ایران به تجاوزات هدفمند و محدود، مابه‌ازایی تقلیل‌یافته نخواهد داشت. ما باید در مرحله جدید جنگ، به فکر تصعید تنش باشیم و به سراغ گزینه جنگ مدیریت‌شده و قابل کنترل نرویم. باید دشمن آمریکایی و به طور کلی همه متحدان غربی واشنگتن را به این باور برسانیم که شروع به هر اقدام نظامی علیه ایران، یعنی تمام شدن تمدن پوسیده و فاسد نولیبرال غرب به سرکردگی آمریکا.
برای آمریکا مسئله ایران فراتر از یک پرونده هسته‌ای یا اختلاف تجاری، موضوعی مرتبط با توازن قوا در غرب آسیا، امنیت متحدان منطقه‌ای‌اش به ویژه رژیم اسرائیل و جلوگیری از گسترش الگوی مستقل و ضدسلطه بودن در منطقه است. در چنین چارچوبی تقلیل دادن منازعه ایران و آمریکا به مباحث هسته‌ای، اقدامی صددرصد خطا و ناصواب است. آمریکا، ایران مستقل را نمی‌خواهد و برای تجزیه ایران برنامه‌ریزی کرده است؛ ما نیز باید هدف خود را قطع پاهای آمریکا از منطقه غرب آسیا، قرار دهیم.

عزم ما برای جنگ تمام‌عیار جزم است
در ایران، عزم جدی برای جنگ تمام‌عیار با آمریکا وجود دارد؛ رهبر انقلاب در دو سخنرانی اخیرشان، صریحا تهدیدات مشخصی را علیه هر عنصر متجاوزی مطرح کرده‌اند؛ گزاره جنگ منطقه‌ای و گزاره غرق کردن ناوهای آمریکایی، بیانگر عزم جزم در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری کشور برای نبرد تمام‌عیار با آمریکاست. البته باید توجه داشت که مواضع اخیر رهبر انقلاب اولا در حقیقت نه برای جنگ بلکه ترسیم‌کننده قدرت ملت ایران برای جلوگیری از جنگ بود؛ ثانیا به دنیا و کشورهای منطقه فهماند که ملت ایران از جنگ استقبال نمی‌کند، اما اگر جنگی رخ دهد این جنگی است که نه ایران، بلکه آمریکا بر کل منطقه و چه بسا فراتر از منطقه تحمیل می‌کند. ثالثا کشورهای منطقه باید ممنون ایران باشند که چه در گذشته با صبر استراتژیک و خویشتنداری و چه اکنون با قدرت‌نمایی، نقش بازدارندگی از جنگ را ایفا کرده و می‌کند. رابعا کشورهای منطقه و فراتر از منطقه بدانند زمان آن رسیده که برای ثبات امنیت در منطقه، باید هزینه سیاسی بدهند و در صورت هرگونه ناامنی باید هزینه فیزیکی آن را بپردازند. زمان اینکه فقط ایران هزینه بدهد و زمان اعلام بی‌طرفی ظاهری و در پشت صحنه کمک به آمریکا کردن، گذشته است.
برخلاف انتظار غرب برای مشاهده شکاف عمیق در بدنه حاکمیت ایران پس از فتنه خشن و شبه کودتای دی، رهبری به همراه سایر ارکان سیاسی و نظامی توانسته است جناح‌های مختلف را برای عبور از این پیچ تاریخی متحد و همراه کند. ایستادگی نظام و مردم در برابر کودتای هجدهم دی، اگرچه هزینه‌هایی جانی و مالی برای کشور به دنبال داشت، اما این پیام را نیز به طرف خارجی مخابره کرد که در برابر فشار خارجی، حاکمیت اجازه بروز شکاف و ضعف را نخواهد داد. ایران دریافته است که ترامپ به دنبال یک پیروزی سریع و نمایشی است. او نیاز دارد به رای‌دهندگان آمریکایی نشان دهد که می‌تواند چیزی را به دست آورد که اوباما نتوانست. از این‌رو، تهران با بازی در زمین زمان و ایجاد همزمان فضای تهدید و تعامل، در حال خنثی کردن اهرم فشار اصلی آمریکا یعنی حمله قریب‌الوقوع است. تا زمانی که مذاکرات جریان دارد، توجیه حمله نظامی برای افکار عمومی جهانی دشوارتر می‌شود. از سوی دیگر، تاکید مکرر رهبر انقلاب بر اینکه هدف دشمن تغییر محاسبات راهبردی ماست و پاسخ ایشان با تغییر محاسبات میدانی دشمن، نشان‌دهنده درک عمیق از ماهیت این نبرد است. رهبری با اتکا به تجربه زیسته خود از انقلاب و جنگ تحمیلی و فتنه‌های متعدد آمریکایی - صهیونسیتی، به خوبی می‌داند که مرز میان مذاکره برای بقا و مذاکره برای تسلیم بسیار باریک است. استفاده از شعار انتخاب شهادت بر ذلت در کنار ارسال دیپلمات‌ها به ژنو، نمایی از همین پیچیدگی است.
اما از ایران که فاصله بگیریم، در آمریکا نیز ترس از پاسخ ایران به تجاوز آمریکا، فراگیر شده است؛ تحلیلگران بسیاری در آمریکا و غرب معتقدند جنگ ترامپ علیه ایران، از او رئیس‌جمهوری شکست خورده می‌سازد. اسکات ریتر، افسر سابق پنتاگون در این زمینه اظهار کرد: ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن ممکن است توسط ایران نابود شود. ما کشتی‌هایمان را پیش از آنکه به ساحل برسند از دست خواهیم داد. ناوهای هواپیمابر نیز در خطر هستند. کره شمالی، چین، روسیه و ایران این توانمندی را در زمینه نابودی ناوها دارند. در همین حال، دیوید پاین، افسر سابق ارتش آمریکا و کارشناس استراتژی امنیت ملی و ژئوپلیتیک ضمن انتشار توئیتی نوشت: دونالد ترامپ همچنان به انباشت ناوهای جنگی و نیروی هوایی بیشتر در خاورمیانه برای حمله به ایران ادامه می‌دهد، به دلایلی که فقط خودش می‌داند. او همچنان ادعا می‌کند برنامه هسته‌ای ایران نابود شده، بنابراین طبق گفته خودش، تهدید هسته‌ای ایران برای آمریکا و اسرائیل وجود ندارد و دلیلی برای حمله نیست. در این مرحله، این چیزی جز جنگ تهاجمی غیرموجه نیست که به نمایندگی از بنیامین نتانیاهو، انجام می‌شود که دستورات راه‌اندازی جنگ طولانی‌مدت منطقه‌ای در خاورمیانه را به ترامپ داده، با حمایت تنها ۲۱ درصد از مردم آمریکا. اما این جنگ می‌تواند هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشد و حداقل هزاران تلفات آمریکایی به همراه داشته باشد و به شکست تحقیرآمیز برای آمریکا منجر شود. اگر ترامپ در دام نتانیاهو بیفتد، ایران تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد و قیمت نفت افزایش خواهد یافت که باعث افزایش هزینه‌های زندگی می‌شود، جمهوری‌خواهان هر دو مجلس کنگره را در نوامبر از دست خواهند داد و ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری شکست‌خورده در یادها خواهد ماند.

ضربات دردناکی که آمریکایی‌ها خواهند خورد
در بحبوحه گمانه‌زنی‌ها، تحلیل‌ها و البته خبرسازی‌ها از افزایش تنش میان ایران و نیروهای تروریست آمریکایی در منطقه، شبکه صهیونیستی ILTV گفت‌وگویی با میخائیل اورن، سفیر سابق رژیم صهیونی در آمریکا انجام داد که واجد نکات قابل‌تاملی است. از نظر اورن، در صورت شروع درگیری نظامی از سوی آمریکا، کار در برابر توانایی‌های مختلف ایران برای واشنگتن به شدت سخت خواهد شد، کما اینکه تجربه نبرد با یمنی‌ها ضربات دردناکی برای آمریکا به دنبال داشت.
اعضای کنگره از جمله شماری از جمهوری‌خواهان و همچنین دموکرات‌ها بارها تلاش کرده‌اند قطعنامه‌هایی را تصویب کنند که ترامپ را از اقدام نظامی علیه دولت‌های خارجی بدون موافقت کنگره منع کند اما این تلاش‌ها تاکنون ناکام مانده است. به نوشته خبرگزاری رویترز، قانون اساسی آمریکا اختیار اعلام جنگ و اعزام نیروهای نظامی به جنگ را - جز در موارد محدود مرتبط با امنیت ملی - به کنگره و نه رئیس‌جمهور داده است. جمهوری‌خواهان هوادار ترامپ اکثریتی شکننده در هر دو مجلس سنا و نمایندگان دارند و با این استدلال که کنگره نباید اختیارات رئیس‌جمهور در حوزه امنیت ملی را محدود کند، مانع تصویب این قطعنامه‌ها شده‌اند. تیم کین، سناتور دموکرات از ایالت ویرجینیا و رند پل، سناتور جمهوری‌خواه از ایالت کنتاکی اواخر ماه گذشته قطعنامه‌ای در سنا ارائه کردند که بر اساس آن، هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران باید به‌صراحت با اعلان جنگ از سوی کنگره، مجاز شده باشد. کین در بیانیه‌ای تصریح کرده که اگر برخی از همکارانم از جنگ حمایت می‌کنند، باید شهامت داشته باشند به جنگ رأی بدهند و در برابر رای‌دهندگان خود پاسخگو باشند، نه اینکه پشت میزهای‌شان پنهان شوند. یکی از دستیاران کین روز جمعه گفت هنوز جدول زمانی مشخصی برای بررسی این قطعنامه در سنا تعیین نشده است. در مجلس نمایندگان، توماس مسی، نماینده جمهوری‌خواه از کنتاکی و رو خانا، نماینده دموکرات از کالیفرنیا اعلام کردند قصد دارند هفته آینده رأی‌گیری درباره قطعنامه‌ای مشابه را به جریان بیندازند.


 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.