آگاه: چه بسیار بزرگانی که در راه تداوم ایران جانفشانی کردند تا آیندگان را از این میراث تاریخی بهرهمند سازند و حالا این رسالت تاریخی متوجه ماست که با نگهبانی از ایران، اولا پاسخی درخور به مجاهدت ملی نسلهای گذشته بدهیم و ثانیا ایران بزرگ را به عنوان میراثی ملی به آیندگان منتقل کنیم. میراث تاریخی ایران و ایرانی به هیچ هموطنی اجازه نمیدهد که ندای مفاخر تاریخی خود را بیپاسخ گذاشته و از مسئولیت تداوم ایران شانه خالی کند. چگونه کسی میتواند خود را ایرانی خطاب کند ولی در شرایط فعلی به ندای «اگر سر به سر تن به کشتن دهیم/ از آن به که کشور به دشمن دهیم» حکیم ابوالقاسم فردوسی پاسخی شایسته ندهد؟ و چگونه میتوان خود را ایرانی پنداشت ولی تعیین سرنوشت آیندگان را به بیگانه سپرد و ایران عزیز را در دام دشمنان گرفتار کرد؟

با توجه به آنچه گفته شد، مرور مقاطع حساس تاریخ ایران در کنار ملاحظه این نکته که بقای ایران محصول فداکاری نسلهای گذشته بوده و نسل امروز در قبال جانفشانیها و فداکاریهای گذشته مسئول است، میتواند تاثیر قابل توجهی در تقویت انسجام ملی داشته باشد. بهخصوص که در موقعیت کنونی، تثبیت وحدت ملی و مقاومت فراگیر در برابر دشمن خارجی اهمیت مضاعفی پیدا کرده و تبدیل به مهمترین نیاز کشور شده است.
از این رو در ادامه یادداشت به روایت ایثار نیروی میهندوستی خواهم پرداخت که نقشی حیاتی در حفظ و تداوم ایران ایفا کرده و میراثی عظیم بر جای گذاشته است. امید است که با مرور مجاهدت یگانه حافظ ایران در عصر تشدید هجوم استعمارگران یعنی میزرا کوچکخان جنگلی، توانسته باشم نقشی هر چند اندک در تبیین مسئولیت تاریخی حفظ ایران ایفا کنم.
میرزا کوچکخان جنگلی؛ حافظ حیات ایران
میرزا کوچکخان جنگلی در شرایطی پا به میدان مبارزه سیاسی گذاشت که خطرات داخلی و خارجی از هر سو حیات ایران را تهدید میکرد. ایران در آن هنگام از یک سو تحت سلطه نیروهای استعمارگر انگلیسی و روسی قرار داشت و فضای عمومی تحت فشارهای ناشی از قراردادهای استعماری مانند ترکمنچای و گلستان، به فقر و گرسنگی مبتلا بود. افزون بر این، با وقوع جنگ جهانی اول، خاک ایران به عرصه تاختوتاز نیروهای متخاصم تبدیل شده بود. ایران برای نیروهای انگلیسی، روسی و عثمانی، حکم طعمهای را داشت که هر کدام برای بلعیدن آن از دیگری پیشی میگرفت و نقشی به خصوص در غارت و نابودی ایران ایفا میکرد. از سوی دیگر ساختار تازه تاسیس مشروطیت که هیچ توفیقی در تامین اهداف نهضت مشروطه کسب نکرده بود، با موج گستردهای از اختلافات داخلی و درگیریهای درونگروهی مواجه بود و در مسائل حیاتی کشور توان راهگشایی و گرهگشایی نداشت. دولت وثوقالدوله در حالی به عنوان نماینده کلیت حاکمیت مشروطه محسوب میشد که در واقعیت هیچ نسبتی با آرمانهای مشروطه برقرار نکرده بود. تامین امنیت ملی از طریق مهار استبداد و تعدیل قدرت حاکمان، یکی از مهمترین چشماندازهای مشروطهخواهان بود که در دولت وثوقالدوله به فراموشی سپرده شده بود. با پیروزی جنبش مشروطه و تحدید قلمرو اختیارات مقام سلطنتی، انتظار این بود که نیروهای ملی و مردمی ایران سهمی مضاعف در تعیین مناسبات سیاسی کشور داشته باشند و فرصت سازش با دشمنان ایران را از دستگاه سلطنت سلب کنند. اما افسوس که امثال وثوقالدوله به جای نمایندگی اراده ملی و ایستادگی مقابل چیرگی دستگاه سلطنت، دست سازش به جریان استبداد داخلی و استعمار خارجی دادند و مطیع فرمان استعمارگران شدند. در چنین شرایط خطیری بود که موجودیت ایران در معرض تردید قرار گرفته بود. چرا که علاوه بر هجوم روزافزون نیروی خارجی، در درون حاکمیت مرکزی نیز هیچ ارادهای برای حفظ ایران وجود نداشت. حکومت ایران تنها عهدهدار فراهمسازی زمینههای اعمال سلطه نیروی خارجی بود و از پذیرش هر نوع مسئولیتی در زمینه حفظ و تداوم ایران بیشرمانه خودداری میکرد. حکومت در همین راستا همگام با نیروی خارجی به اعمال فشار گسترده علیه میرزا کوچکخان و نهضت جنگل رو آورد. با این حال میزرا کوچکخان دست از مقاومت برنداشت و با ایفای نقش حیاتی در حفظ و تداوم ایران، نام خود را تا ابد جاودانه ساخت. اگر میرزا کوچکخان در راه تداوم ایران، بدون هیچ حد و مرزی مجاهدت نمیکرد، معلوم نبود نیروهای روسیه، انگلیس و عثمانی در سایه فراغت از هرگونه اراده مخالف، کوچکترین نشانهای از ایران باقی میگذاشتند یا نه. او زمینههای دسترسی به ایران مستقل و یکپارچه را فراهم کرد و حیات ایران را تداوم بخشید. میرزا کوچکخان روحیه استکبارستیزی را در دل جامعه ایرانی نهادینه کرده و فرهنگ مقاومت را به عنوان ضرورتی اجتنابناپذیر در ذهنیت تاریخی ایرانیان تثبیت کرد. مهمتر از همه، نشان داد که حتی در اوج فشار استعمار خارجی و استبداد داخلی نیز میتوان راهی برای حفظ و تداوم ایران پیدا کرد و در جغرافیایی هر چند کوچک، ایرانی آزاد بنا کرد. او اعتماد به نفس ایستادگی مقابل دشمن را به آحاد ملت تزریق کرد و ملت ایران به پشتوانه همین اعتماد به نفس ملی بود که در دوره انقلاب اسلامی پس از سالها، تمامیت ارضی ایران را از چنگال سلطهگران نجات داد.
نظر شما