آگاه: تاریخ در تطورات پرشتاب خود، همواره گورستان سرد تحلیلهایی بوده است که بر مدار صلب ماده و محاسبات خطی بشری چرخیدهاند؛ اما در جغرافیای قدسی انقلاب اسلامی، میان «کلام» و «واقعیت» پیوندی استوار برقرار است که فراتر از منطق مرسوم سیاست بینالملل، در ساحت سنن لایتغیر الهی معنا مییابد. اکنون در آستانه اربعین عروج ملکوتی سیدالشهدای انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای اعلیاللهمقامه و قدسالله رمسه، نه در برابر یک خلأ، بلکه در میانه یک «انفجار عینیت» ایستادهایم؛ گویی تاریخ در این چهلروز سرخ، مأمور شده است تا موبهمو، نسخه چاپی آن کلماتی را که سالها از حنجره حکمت صادر میشد، بر زمین واقعیت ترسیم کند. آنچه دشمن با خطکشهای مادیاش «پایان یک عصر» میپنداشت، در تلاقی با خون قائد شهید امت به «عصر عیان» مبدل گشت؛ عصری که در آن، پیشبینیهای برخاسته از شهود الهی، صخرههای سخت واقعیت را درهم میکوبند تا ثابت کنند که هندسه قدرت در جهان، نه در اتاقهای فکر تاریک استکبار، که در جبهه ارادههای متصل به حق ترسیم میشود.
حقیقت این ۴۰ روز، برملا کردن این راز مکتوم بود که پیشبینی صادق، محصول آرزواندیشی محض نیست، بلکه ناشی از شناخت دقیق «سنتهای تغییرناپذیر هستی» است؛ همان منطقی که معتقد است اگر جبهه حق ۱۰۰ درصد توان خود را در آن یک درصد ریاضیات مادی به کار گیرد، ۹۹ درصد دیگر که نصرت الهی است، قاطعانه موازنه را دگرگون خواهد کرد. این تلاقی شگفتانگیز نشان داد که امام شهید، نه یک دیپلمات در کسوت رهبری، بلکه دیدهبانی الهی بود که «فیزیک باطنی حوادث» را رصد میکرد و امروز، شهود او به شهود عمومی یک ملت و یک جبهه بدل شده است.
در اعماق این تحول عظیم، ما با پدیدهای روبهرو هستیم که میتوان آن را «تصلب ایمان در کالبد میدان» نامید. دشمن با حماقتی راهبردی، گمان میبرد با حذف فیزیکی عمود خیمه انقلاب و اسلام، نظام ارادهها در امالقری مقاومت، ایران عزیز، فرو میپاشد، اما واقعیت صلب میدان نشان داد که این حذف، منجر به «تثبیت و جوانسازی استوارتر» مسیر شد. صعود مقتدرانه و بیدرنگ رهبری جدید انقلاب، حضرت آیتالله حاج سیدمجتبی خامنهای حفظهالله، در بستری از وفاق ملی و انسجام بیکموکاست سیاسی، تمام رشتههای جبهه باطل برای ایجاد انشقاق را پنبه کرد. این نخستین شکست ادراکی مستکبران بود؛ جایی که قرار بود «نقطه پایان» باشد، به «نقطه جهش» تبدیل شد و خیابانهایی که برای آشوب مخالفان و منافقان اجاره شده بود، فرش قدمهای لرزهافکن ملتی گشت که با خون امام خود بیعتی دوباره بستند. این آرامش فعال و این قدرت بینقص، تحقق عینی همان کلام امام شهید بود که نظام جمهوری اسلامی را «بنایی مستحکم و ریشهدار» توصیف میکرد که با وزش بادهای موسمی تکان نخواهد خورد.
استواری امروز ارکان نظام، نه یک پدیده سیاسی صرف، بلکه ناشی از عمق ریشههایی است که امام شهید در طول دههها در بطن این سرزمین دوانده بود و اکنون در غیاب فیزیکی ایشان، به مثابه یک خودسازماندهی الهی، از کیان اسلام صیانت میکند. دشمن در کمال بهتزدگی دریافت که «نظریه فروپاشی از درون» در برابر «فلسفه ولایت»، چیزی جز سزارین نافرجام تاریخ نیست. در ساحت نظامی و موازنههای بینالمللی نیز، ما در همین چهلروز شاهد زوال اسطورههایی هستیم که روزی خدایگان پوشالی قدرت بودند. وقتی هواپیمای فوقپیشرفته F-۳۵ که ویترین تکنولوژیک تمدن غرب محسوب میشد، در چنبره پدافند بومی این سرزمین گرفتار میشود و ناوهای هواپیمابر که روزی نماد سیادت دریایی غرب بر اقیانوسها بودند، از بیم خشم لایزال این ملت فرسنگها عقب مینشینند، یعنی آن «ریاضیات مدرن نظامی» در برابر «الهیات پایدار مقاومت» به بنبست رسیده است. اینها مصادیق عینی همان وعدههای صادقی است که میفرمود «دوران بزن و درروی دشمن تمام شده است»؛ کلامی که روزی در فضای غبارآلود رسانهای، شعار پنداشته میشد اما امروز در کف آبهای آزاد و در پهنه آسمان منطقه، به حقیقت مطلق بدل شده است.
استیصال دشمن در بازگشایی شریانهای راهبردی منطقه و درماندگی ناوگانهای ناتو در برابر اراده رزمندگان اسلام، نشان از ظهور ابرقدرتی دارد که دیگر هیچ معادلهای در غرب آسیا بدون امضای سبز او حلوفصل نخواهد شد. معجزه این چهلروز، تبدیل «بیم دشمن» به «عقبنشینی دکترینال» بود؛ واقعهای که نشان داد وعده سیدالشهدای انقلاب مبنی بر «فرسودگی قدرت آمریکا» نه یک پیشبینی طولانیمدت، بلکه یک واقعیت در حال وقوع است که خون مطهر ایشان، روند آن را به طرز شگفتانگیزی شتاب بخشیده است.
اکنون جهان میبیند که قدرت، نه در میزان تناژ بمبها، بلکه در «اراده شلیک» و «ایمان پشت ماشه» نهفته است و این اراده، امروز در دستان نسلی است که امام شهید آنها را برای نبرد نهایی تمدنی مهیا کرده بود. اما شگفتانگیزترین ساحت این تحقق، «پارادوکس بقا» در مکتب امام شهید است؛ دشمن با حذف کالبد، در واقع موانع مادی نفوذ کلام ایشان را برداشت و آن را در ضمیر میلیونها انسان بیدار، نهادینه کرد تا ثابت شود که شهید، حضورش قاطعتر و کلامش نافذتر از زنده است. الهامبخشی امام شهید در وفاق بینظیر نیروهای انقلاب و در شجاعت بیمثال رزمندگان میدان و امت قهرمان حاضر در خیابان، گواهی بر این حقیقت است که این راه مقدس، قائم به اشخاص و افراد نیست، بلکه ریشه در سنتی دارد که مرگ را دریچه وسعت قدرت میبیند.
۴۰ روز اخیر نشان داد که چگونه خون شهید، موازنه روانی جامعه را از «اضطراب فقدان» به «اطمینان استمرار» تغییر داد. انسجام قاطبه مردم در حمایت از ضربات کوبنده سپاه اسلام به عمق استراتژیک کفر، نشان داد که رهبر شهید، روح مقاومت را چنان در کالبد این ملت مبعوث شده دمیده است که «ترس» در جغرافیای فکری این مرز و بوم، واژهای غریب و منسوخ شده است. این «وحدت پس از واقعه»، خود فصلی نوین در تاریخنگاری انقلاب است که در آن، تودهها با تفسیری عمیق از خون بر زمین ریخته، مسیر قله را با گامهایی استوارتر طی میکنند. ما امروز شاهد تولد جامعهای هستیم که در آن، فقدان فیزیکی رهبر به سوختی برای «جهاد تبیین» و «پایداری ملی» مبدل شده است؛ جامعهای که میان لایههای سیاسیاش، نه شکاف، که یک همداستانی راهبردی در برابر تهاجم بیگانه شکل گرفته است.
حتی در جغرافیای فلسطین اشغالی، وعده قطعی رهبر شهید مبنی بر اینکه «این سرزمین دیگر هرگز به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت»، امروز به کابوس موجودیتی صهیونیستها بدل شده است. زوال بازدارندگی رژیم اشغالگر و ریزش پایههای لرزان همپیمانان منطقهایشان، تبلور همان فروپاشی «خانه عنکبوت» است که از چشمان بصیر آن حکیم الهی دور نمانده بود. ۴۰ روز اخیر ثابت کرد که رژیم صهیونیستی دیگر نه یک دارایی راهبردی، بلکه به یک بار سنگین امنیتی بر دوش غرب مبدل شده است؛ حقیقتی که امام شهید سالها پیش در خلوت ذکر و جلوت منبر به آن اشاره کرده بودند. نبرد غزه و لبنان امروز آیینه تمامنمای غلبه «اراده بر ابزار» است؛ جایی که سلاحهای رژیم نتوانستند مانع پیشروی کلام نافذ قائد شهید در قلب سرزمینهای اشغالی شوند. ما امروز در بطن واقعهای هستیم که در آن، جغرافیای مقاومت نه با خطوط مرزی، بلکه با «شعاع نفوذ یک آرمان» تعریف میشود و این آرمان، امروز از بند کالبدهای مادی آزاد شده و در رگهای جهان اسلام جاری است.
ما امروز با تمام وجود درک میکنیم که در نقطهای ایستادهایم که فاصله میان «بیان پیشینی» و «تحقق پسینی» به حداقل رسیده و این خود، حجت را بر تمامی تردیدها تمام کرده است. این وضعیت بیبدیل، ما را به درکی عمیقتر از «منطق پیشبینی در گفتمان انقلاب» رهنمون میکند؛ منطقی که بر پایه شناخت دقیق میدان و اتکا به نصرتهای لایزالی شکل گرفته که در محاسبات مادیگرایانه جایی ندارند. عصر عیان، نه یک پایان، بلکه آغازی بر یک «صبح بیغروب» است که در آن، کلمات رهبر شهید، ستارههای قطبنمای مسیر ما در طوفانهای پیشرو خواهند بود؛ چه آنجا که از قویشدن همهجانبه سخن میگفت و چه آنجا که افق ظهور را نزدیک میدید. راه تمدنی ما که با ایمان به نصرت خدا و تکیه بر ظرفیتهای بیپایان مردم مبعوث شده، کلید خورده است، تا فتح قلههای نهایی و اهتزاز پرچم حق در سراسر گیتی، با صلابتی مضاعف ادامه خواهد یافت.ما در این ۴۰ روز نمادین، آموختیم که اگر بر مدار حق بمانیم، زمان به تسخیر ما درخواهد آمد و باطل، هرچقدر هم که عربده بکشد، در متن واقعیت ذوب خواهد شد. خون مطهر امام شهید، اکنون به سوخت اصلی تمدنسازی اسلامی مبدل شده و جهان جدیدی را نوید میدهد که در آن، وعده صادق حق، تنها قانون حاکم است. این میراث عظیم، سپری شده است در برابر تمام تهدیدها و پلی است به سوی آیندهای که در آن، اسلام نه یک قدرت منطقهای، بلکه قطبنمای هدایت بشریت خواهد بود! ما ایمان داریم که این تقویم سرخ، سرانجام به تقویم سبز ظهور پیوند خواهد خورد، چرا که این سنت خداست و در سنت او، تبدلی راه ندارد. انشاءالله و بعونه و نصره.
نظر شما