سکوت سنگین اسلحه‌ها در مرزها و توقف موقتی پرواز پهپادها در آسمان، اگرچه فرصتی برای نفس کشیدن شهرها فراهم کرده است اما برای اهالی اندیشه و ثبت‌کنندگان وقایع، آغازگر نبردی دشوارتر و پیچیده‌تر به نام جنگ روایت‌ها است. با احتمال دستیابی به توافق آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا-اسرائیل در روزهای گذشته، پس از روزهایی پرالتهاب که از اسفند آغاز شده بود، حالا جامعه با پرسشی حیاتی روبروست؛ چه کسی داستان این روزهای پرالتهاب را روایت خواهد کرد؟ تاریخ‌نگاری و تاریخ شفاهی در این مقطع، نه تنها یک فعالیت علمی، بلکه یک ضرورت امنیت ملی و ابزاری برای بازیابی هویت ملی تلقی می‌شود. در حالی که هنوز بوی سوختگی از دیوارهای تخریب شده دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت و موزه‌های آسیب‌دیده اصفهان یا تهران به مشام می‌رسد، ثبت دقیق جزئیات، تنها راه مقابله با تحریف‌هایی است که معمولا در دوران پس از جنگ به راه می‌افتد.

پایان آتش، آغاز نبرد روایت‌ها

آگاه: تجربه دهه‌های گذشته در ایران، به‌ویژه در دوران دفاع مقدس نشان داده است که دوران پایانی جنگ و روزهای نخستین پس از توقف درگیری‌ها، زمان طلایی برای ثبت خاطرات و واقعیت‌هاست. مرتضی سرهنگی، از پیشگامان این عرصه، معتقد است که ادبیات شفاهی جنگ باید در همان لحظاتی که احساسات هنوز زنده و جزئیات در ذهن‌ها تازه هستند، ثبت و ماندگار شود. او تاکید دارد که اگر این گنجینه عظیم در زمان خود صیانت نشود، آیندگان در شناخت حقیقت دچار انحراف خواهند شد. در شرایط فعلی که آتش‌بس موقت برقرار شده، این ضرورت دوچندان است؛ چرا که سرعت تحولات در جنگ‌های نوین بسیار فراتر از الگوهای سنتی است و تاخیر در ثبت، به معنای از دست رفتن قطعات پازل هویت ملی خواهد بود. اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم تاریخ‌نگاری همزمان، برخلاف تاریخ‌نگاری سنتی که سال‌ها بعد انجام می‌شود، می‌تواند به عنوان یک سپر دفاعی در برابر جنگ شناختی دشمن عمل کند. در جنگ تحمیلی و تجاوزکارانه سوم، روایت‌های متناقضی از سوی رسانه‌های خارجی درباره حجم تلفات و اهداف حملات منتشر شد؛ تنها با تکیه بر متدولوژی تاریخ شفاهی و حضور راویان در کف میدان است که می‌توان با این هجمه‌ها مقابله کرد. در واقع، تاریخ شفاهی ابزاری برای تبدیل شواهد و واقعیت‌های گذشته به منبع تاریخی است و نادیده گرفتن آن به معنای کنار گذاشتن بخشی از حافظه بشر است.

جایگاه تاریخ شفاهی در تبیین عقلانیت دفاع
تغییر ماهیت جنگ‌ها از درگیری صرفا نظامی به جنگ‌های ترکیبی، وظیفه تاریخ‌نگاران را نیز تغییر داده است. سردار علی‌محمد نائینی پیش از شهادت خود بر این نکته تاکید داشت که اسناد تاریخی نباید صرفا در آرشیوها خاک بخورند، بلکه باید به ابزار جنگ شناختی تبدیل شوند. در جنگ تحمیلی فعلی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با گویاسازی اسناد صوتی و تصویری، تلاش کرده است تا روایت رسمی و دقیقی از قدرت دفاعی کشور ارائه دهد که مانع تحریف تاریخ توسط بدخواهان شود. این مرکز با بهره‌گیری از تجربه ثبت تاریخ شفاهی بیش از ۴۰۰ فرمانده شاخص در سال‌های گذشته، اکنون مأموریت دارد تا روایت‌های فرماندهان گردان‌های رزمی که در نبردهای زمینی و پدافندی این تجاوز حضور داشتند را پیش از فراموشی یا تغییر تحت تاثیر فشارهای سیاسی، ضبط کند. این اقدام، نه تنها به تقویت اقتدار فرهنگی کمک می‌کند، بلکه راه را برای تحلیل‌های دقیق‌تر نظامی توسط پژوهشگران آینده هموار می‌سازد.
محمد درودیان، از پژوهشگران پیشکسوت این حوزه در این باره می‌گوید: در نظام رسانه‌ای نباید تنها به جنبه‌های معنوی پرداخت؛ چرا که هیچ امری مانند جنگ نمی‌تواند بدون محاسبات عقلانی باشد. این عقلانیت در جنگ اخیر نیز متبلور بود و ثبت آن در قالب تاریخ شفاهی، کلید درک تصمیمات راهبردی ایران در مواجهه با بحران است. طبق نظر این پژوهشگر دفاع مقدس، پدیده روایتگری دفاع مقدس که از خرداد ۱۳۶۰ شکل گرفت، اکنون باید با نگاهی غیرتبلیغاتی و جدی به وقایع جنگ سوم بپردازد.

مستندسازی خسارات فرهنگی به مثابه تاریخ‌نگاری مقاومت
در حالی که دیپلماسی در پی یافتن راهی برای صلح پایدار است، تاریخ‌نگاران فرهنگی در حال ثبت زخم‌هایی هستند که بر پیکره تمدنی ایران وارد شده است. سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با اشاره به تهاجم به ۱۳۱ موزه و بنای تاریخی، از جمله شاهکارهای معماری در اصفهان و کردستان، تاکید دارد که این اقدامات نشان‌دهنده جنگ دشمن با فرهنگ و تمدن ایران است. مستندسازی این خسارات در قالب گزارش‌های کارشناسی، بخش مهمی از تاریخ‌نگاری همزمان جنگ اخیر است که هدف آن ارائه مستندات به هشت نهاد بین‌المللی برای احقاق حقوق ملت ایران است. طرح موضوعاتی مانند سین هشتم- سوگ میناب که به کشتار کودکان در این منطقه اشاره دارد، نمونه‌ای از تبدیل فاجعه به نمادهای ماندگار در حافظه تاریخی است.
اینجاست که تاریخ شفاهی با پیوند خوردن به مفاهیم حقوق بشری و دادخواهی، نقش حیاتی خود را در هویت‌بخشی به قربانیان و ثبت حقیقت برای آیندگان ایفا می‌کند. ثبت این لحظات از زبان شاهدان عینی، نه تنها یک سند تاریخی، بلکه راهی برای صیانت از مکان‌های آسیب‌دیده و بازسازی ماهیت‌های تخریب شده است. در واقع، تاریخ‌پردازی با نگاه بازیابی هویت‌های نهفته، حتی اگر از نظر منتقدان سنتی تاریخ‌نویسی مردود باشد، در شرایط بحران وظیفه‌ای شناسنامه‌ساز بر عهده دارد.

نقش دانشگاه‌ها و نخبگان در مهندسی روایت پساآتش‌بس
تاریخ‌نگاری در این ایام تنها نگاه به گذشته نیست. حسین زند، عضو کمیسیون مشورتی ستاد علم و فناوری، بر این باور است که دانشگاه‌ها باید در شرایط جنگی ماموریتی فراتر از آموزش داشته باشند. یکی از این ماموریت‌ها، تبیین راهبردهای ایران نوین بر اساس تجربیات همین جنگ کوتاه اما پرخسارت است. مستندسازی علمی آنچه در ماه‌های اخیر رخ داد، پایه و اساس سیاست‌گذاری‌های کلان در دوران پس از جنگ خواهد بود. حمله به نهادهای علمی مانند دانشگاه شریف، به جای آنکه باعث توقف حرکت علمی شود، به موضوعی برای تاریخ‌نگاری مقاومت علمی تبدیل شده است. برگزاری کلاس‌های درس در میان آوارهای ناشی از حملات، خود قطعه‌ای از تاریخ شفاهی این مرز و بوم است که نشان‌دهنده زنده بودن و پویایی جامعه ایران در سخت‌ترین شرایط است. وزیر علوم نیز در این باره تاکید کرده است که توقف علم در ایران خیالی باطل است و جنایات متجاوزان در تمامی ابعاد در حال مستندسازی است. این رویکرد نشان می‌دهد که تاریخ‌نگاری نوین ایران، پیوندی ناگسستنی با سیاست‌گذاری‌های علم و فناوری پیدا کرده است تا از ظرفیت‌های علمی میان‌رشته‌ای برای تعیین بخش‌های حساس و تاب‌آور کشور در بحران‌های مشابه آینده استفاده شود.

پایان آتش، آغاز نبرد روایت‌ها

فرصت‌سازی از یک بحران چطور رقم می‌خورد؟
محسن کاظمی، از پیشگامان خاطره‌نگاری و تاریخ شفاهی، این حوزه را فرصتی برای بیان هر آنچه در گذشته اتفاق افتاده و در جهت ثبت دیده‌ها و شنیده‌های شاهدان وقایع می‌داند. او معتقد است که تاریخ شفاهی می‌تواند تاریخ را از گیجی و منگی بیرون بیاورد و با مدد یاد و خاطره، غبار از تصاویر ذهن‌ها بگیرد. در بزنگاه آتش‌بس فعلی، رویکرد کاظمی که بر مستندسازی و توضیحات تدوین‌کننده تاکید دارد، می‌تواند الگویی برای ثبت خاطرات این جنگ باشد. او خاطرنشان می‌کند که یکی از دشوارترین مراحل کار در داخل ایران، جلب اعتماد افراد برای مصاحبه است. در دوران آتش‌بس که حساسیت‌های سیاسی و امنیتی بالاست، تاریخ‌نگاران باید با ظرافت و دقت عمل کنند تا بتوانند صدای طبقات اجتماعی خاموش را منعکس کنند. تاریخ شفاهی در واقع ثبت رخدادها از زبان مردم عادی است؛ قشری که در اسناد رسمی کمتر دیده شده‌اند اما بار اصلی جنگ را بر دوش کشیده‌اند.

ضرورت زمان طلایی در ثبت وقایع جنگ نوین
آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا، تنها یک توقف نظامی نیست، بلکه مهلتی است برای تاریخ‌نگاران تا پیش از آنکه روایت‌های جعلی جایگزین واقعیت شوند، دست به کار شوند. مرتضی سرهنگی به درستی هشدار داده است که کم‌کاری، بزرگ‌ترین آفتی است که پژوهشگران این حوزه را تهدید می‌کند. اگر امروز از این عصر طلایی برای ثبت خاطرات و اسناد استفاده نشود، در آینده با خلأ هویت مواجه خواهیم شد. همان‌طور که در نبردهای گذشته، رزمندگان با ایثار خود مرزها را حفظ کردند، امروز نوبت اهالی قلم و رسانه است تا با تکیه بر روش‌شناسی علمی تاریخ شفاهی و تاریخ‌نگاری همزمان، از مرزهای حقیقت صیانت کنند. گزارش‌های مستند از خسارات تمدنی در استان‌های کشورمان، روایت‌های عقلانی فرماندهان در اتاق‌های عملیات و خاطرات مردم عادی از روزهای سخت جنگ، همگی باید در این بازه زمانی کوتاه گردآوری شوند تا به عنوان پشتوانه‌ای برای دیپلماسی و بازسازی کشور در دوران پساآتش‌بس مورد استفاده قرار گیرند. جنگ روایت‌ها پس از شلیک آخرین گلوله آغاز شده است و پیروز این میدان کسی است که دقیق‌تر، صادقانه‌تر و سریع‌تر داستان این روزها را برای تاریخ بازگو کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.