رئیس‌جمهور آمریکا ادعا می‌کند که محاصره دریایی را به ایران تحمیل کرده است. این ادعا به دور از واقعیت است و ردیاب‌های دریایی نشان می‌دهند که تنگه هرمز و آب‌های سرزمینی ایران تحت نظر و اشراف قوای مسلح قدرتمند ایران اسلامی قرار دارند و همه کشتی‌های عبوری برای گذر از تنگه هرمز نیاز به مجوز ایران دارند.

شاید باب‌المندب هم مسدود شود

آگاه: اشراف و اقتدار قوای مسلح ایران اسلامی روی تنگه هرمز و آب‌های سرزمینی ایران، آمریکایی‌های متجاوز را کلافه کرده است؛ آمریکایی‌ها به دروغ مدعی تسلط بر تنگه هرمز هستند، در حالی که جهانیان به وضوح می‌بینند که تنگه هرمز تحت اشراف ایران است و هیچ جنبنده‌ای در این آبراه استراتژیک بدون مجوز ایران حرکت نمی‌کند. از سوی دیگر، ایران دارای یک برگ برنده دیگر است و آن تنگه باب‌المندب است. آمریکایی‌ها می‌دانند که اگر در اطراف تنگه هرمز به حماقت روی آورند و شیطنت کنند، باید مسدود شدن باب‌المندب را نیز پذیرا باشند. تهران ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند با استفاده از آنها، جنگ را طولانی و بحران اقتصادی جهانی را به طور چشمگیری وخیم کند.
 واشنگتن صرف نظر از مذاکرات، دو گزینه پیش رو دارد؛ یا از جنگ عقب‌نشینی کند و مدعی شود که به اهدافش رسیده است که البته قبولاندن این ادعا به افکار عمومی، رسانه‌ها یا حتی متحدانش به سختی قابل قبول و دفاع خواهد بود. گزینه دوم این است که دونالد ترامپ تهدید خود را عملی کرده و دامنه حملات خود را گسترش دهد و زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد؛ اما در این صورت، با واکنش بسیار شدیدی مواجه خواهد شد. ایران همچنان چند کارت برنده در آستین دارد که احتمالا آنها را رو خواهد کرد. تهران می‌تواند متحد یمنی خود که قادر به مسدود کردن تنگه باب‌المندب است را وارد بازی کند؛ اقدامی که در صورت مبادرت تهران به آن، دست‌کم به اندازه بستن تنگه‌هرمز اقتصاد جهانی را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد و روی آن تاثیر منفی خواهد گذاشت. مسدود کردن تنگه باب‌المندب که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند، برای اقتصاد جهانی و به‌ویژه متحدان آمریکا و حتی خود واشنگتن به مراتب بحرانی‌تر خواهد بود.

معادله ژئوپلیتیکی ایران
از همان ساعات اولیه آغاز جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران کنترل کامل نظامی بر تنگه هرمز را در دست گرفت و عبور هرگونه کشتی تجاری و نفتکش را بدون تایید سپاه پاسداران ممنوع اعلام کرد. این بار خبری از تهدید یا اخطار نبود و یک اقدام قاطع و میدانی از ناحیه ایران در قلب خلیج فارس صورت گرفت. در نتیجه، تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی و نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت ال‌ان‌جی را عبور می‌داد، عملا به روی تردد آزاد بسته شده است. نفتکش‌های حامل محموله‌های عراق، کویت، عربستان، قطر، بحرین و امارات دیگر قادر به خروج از خلیج فارس نیستند و صدها فروند کشتی در بنادر و لنگرگاه‌ها معطل مانده‌اند.
بر اساس آخرین آمار دریانوردی، تردد روزانه از حدود ۱۳۸ فروند به کمتر از ۱۰ فروند کاهش یافته و آن هم تنها با هماهنگی کامل با نیروهای ایرانی صورت می‌گیرد. جهان ظرف چند روز شوک بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد. قیمت نفت برنت که پیش از جنگ حدود ۷۰ دلار بود، در کمتر از یک هفته از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرد و تحلیلگران بانک جهانی و موسسات بزرگی چون جی‌پی‌مورگان هشدار می‌دهند که در صورت ادامه این وضعیت، قیمت نفت می‌تواند تا ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.
کشورهای واردکننده انرژی و عمدتا متحد آمریکا از جمله ژاپن، کره جنوبی، تایوان، استرالیا و بخش‌هایی از اروپا که غالب نفت و انرژی مورد نیاز صنعت خود را از تنگه هرمز تامین می‌کردند، مجبور به برداشت گسترده از ذخایر استراتژیک خود شده‌اند، اما این ذخایر نیز تنها برای چند هفته کفایت می‌کند. بازار ال‌ان‌جی نیز به دلیل توقف صادرات قطر، دچار جهش قیمتی مشابه سال ۲۰۲۲ شده و اروپا بار دیگر با بحران انرژی دست و پنجه نرم می‌کند. اما ایران اعلام کرده است که این تنها بخشی از فشار است؛ مرحله بعدی، بستن تنگه باب‌المندب با کمک متحد یمنی خواهد بود.
در حالی که تنگه هرمز خروج نفت از خلیج فارس را متوقف کرده، تهران و ارتش یمن اکنون تهدید می‌کنند که دومین شریان حیاتی جهان را نیز خواهند بست. تنگه باب‌المندب در جنوب دریای سرخ، دروازه ورودی به کانال سوئز است. روزانه بیش از چهار میلیون بشکه نفت و همچنین ۱۰ تا ۱۲ درصد از کل تجارت جهانی کالاهای کانتینری شامل مواد غذایی، پوشاک، قطعات الکترونیک، ماشین‌آلات و دارو از این مسیر عبور می‌کند. همچنین سالانه بیش از ۲۰ هزار کشتی با کالاهایی به ارزش بیش از یک تریلیون دلار از باب‌المندب گذر می‌کنند. در طول چند هفته اخیر جنگ، ارتش یمن با هماهنگی کامل ایران، حملات خود را به کشتی‌های عبوری از دریای سرخ تشدید کرده است. تاکنون ده‌ها کشتی تجاری و نفتکش با موشک‌ها و پهپادهای دوربرد یمنی در باب‌المندب هدف قرار گرفته‌اند و چندین فروند نیز دچار خسارات سنگین شده‌اند. خطوط کشتیرانی بزرگ مانند مرسک، اچ‌ال‌اچ، سی‌ام‌ای و سی‌جی‌ام از چند هفته پیش ترانزیت از باب‌المندب را به طور کامل متوقف کرده و کشتی‌های خود را به مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا منحرف ساخته‌اند.

انسداد باب‌المندب و اثرات آن بر اقتصاد متحدان آمریکا
اکنون نیز در پی تهدیدهای آمریکا در تنگه هرمز، مقامات یمن صراحتا اعلام کرده‌اند که انگشتان ما روی ماشه است و در صورت ادامه جنگ یا هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا و اسرائیل، باب‌المندب را به طور کامل و بدون هیچ استثنایی برای همه کشتی‌ها خواهند بست. این یعنی نه تنها نفتکش‌ها، بلکه حتی کشتی‌های حامل غلات، دارو و مواد اولیه الکترونیکی نیز اجازه عبور نخواهند داشت. در چنین شرایطی، کانال سوئز عملا از کار می‌افتد و تنها مسیر جایگزین، دماغه امید نیک خواهد بود که هشت تا ۱۲ روز و حدود ۳۵ درصد سوخت بیشتر به هر سفر اضافه می‌کند. هم‌اکنون نیز نرخ حمل یک کانتینر ۴۰ فوتی از چین به اروپا در اثر انحراف مسیرهای موجود، به بیش از ۸۰۰۰ دلار رسیده است؛ نزدیک به پنج برابر نرخ‌های پیش از جنگ و بیمه ریسک جنگی برای هر کشتی به ده‌ها هزار دلار در روز افزایش یافته است. بسته شدن کامل باب‌المندب، این ارقام را بار دیگر چندبرابر خواهد کرد. اکنون تصور کنید که تنگه هرمز از یک سو و تنگه باب‌المندب از سوی دیگر، هر دو به طور همزمان و کامل بسته شوند. این محاصره دوگانه که در تاریخ ژئوپلیتیک مدرن بی‌سابقه است، چهار پیامد فاجعه‌بار برای اقتصاد جهانی خواهد داشت که برخی از آنها هم‌اکنون در مراحل اولیه خود قابل مشاهده است.

شوک مضاعف انرژی
هرمز خروج نفت از خلیج فارس را متوقف کرده است. با بسته شدن باب‌المندب، حتی نفت تولید شده در مناطقی مانند دریای شمال یا آفریقای غربی نیز برای رسیدن به بازارهای آسیایی با مشکل مواجه می‌شوند. خطوط لوله محدود مانند خط لوله عربستان به ینبع با ظرفیت پنج میلیون بشکه در روز و خط لوله عراق به جیهان ترکیه با یک میلیون بشکه تنها گزینه‌های باقیمانده هستند که مجموعا کمتر از یک سوم نفت عبوری از هرمز را پوشش می‌دهند و خودشان نیز در معرض حملات هوایی و موشکی قرار دارند. نتیجه چنین مسئله‌ای روشن است و آن، حذف دست‌کم ۱۵ تا ۱۸ میلیون بشکه نفت از عرضه روزانه است. تحلیلگران موسسه آکسفورد برای مطالعات انرژی تخمین می‌زنند که در صورت بسته شدن باب‌المندب در کنار هرمز، قیمت نفت ظرف چند روز از مرز ۱۵۰ دلار عبور کرده و احتمالا به ۲۰۰ دلار یا بالاتر خواهد رسید. بازار ال‌ان‌جی نیز با توقف صادرات قطر که هم‌اکنون به دلیل بسته شدن هرمز متوقف شده و همچنین مسدود شدن مسیر باب‌المندب برای ال‌ان‌جی قطر، جهشی بی‌سابقه را تجربه خواهد کرد.

فلج شدن کامل زنجیره تامین جهانی
با بسته شدن باب‌المندب، کانال سوئز کاملا از کار می‌افتد. هم‌اکنون صدها کشتی کانتینربر در مسیرهای جایگزین در حال حرکت هستند، اما ظرفیت جهانی کشتیرانی به شدت کاهش یافته است. هر کشتی که پیش از جنگ می‌توانست سالانه ۶ تا هفت سفر از آسیای غربی به آسیای شرقی و اروپا انجام دهد، اکنون تنها چهار تا پنج سفر می‌تواند انجام دهد. این معادل کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی ظرفیت حمل‌ونقل دریایی جهان است. نرخ کرایه حمل کانتینر در حال حاضر به بیش از ۸۰۰۰ دلار رسیده و در صورت بسته شدن کامل باب‌المندب، می‌تواند تا ۱۵۰۰۰ دلار یا بیشتر افزایش یابد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.