آگاه: این گزارش، روایتی است از تجلیل استعدادهای درخشان ایران؛ آنان که در دوران جنگ تحمیلی، جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، علم خود را فدای امنیت وطن کردند. از فرماندهان نابغهای که با رتبههای برتر کنکور و پذیرش از معتبرترین دانشگاههای جهان، لباس خاکی رزم به تن کردند، تا دانشمندان هستهای و نخبگان سایبری که هدف کینه و ترور دشمنان قرار گرفتند. اینان پرورشیافتگان مکتب قرآن و مساجد بودند که نشان دادند بالاترین درجه علمی و «بهترین عمل»، نثار جان در مسیر نورانی عشق به خدا و میهن است؛ مسیری که در آن، کرسیهای رفاه و تحصیل در بهترین نقاط جهان، جای خود را به سنگرهای دفاع و ایثار داد.
دانشگاه صنعتی شریف؛ خاستگاه نخبگان و فرماندهان
دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ معاصر ایران، تنها یک مرکز علمی برجسته نیست، بلکه خاستگاه مردانی است که معادلات پیچیده میدان نبرد را با فرمولهای ایمان و ایثار حل کردند. شهید محسن وزوایی، نمادی بارز از این پیوند خجسته است. جوانی که در سال ۱۳۵۵ با کسب رتبه یک کنکور سراسری، پا به دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف گذاشت. او که میتوانست در آرامش کامل به بالاترین مدارج علمی در سطح بینالمللی دست یابد، با درک شرایط حساس کشور، ابتدا به عنوان سخنگوی دانشجویان خط امام در تسخیر لانه جاسوسی نقشآفرینی کرد و سپس با آغاز جنگ تحمیلی، راهی جبههها شد. وزوایی با نبوغ ذاتیاش، پلههای فرماندهی را به سرعت طی کرد و در قامت فرمانده گردان، سپاه و تیپ، در عملیات غرورآفرین بیتالمقدس به عنوان فرمانده محور حضور یافت و سرانجام در خونینشهر به آرزوی دیرینهاش، شهادت، رسید.
در کنار او، نام شهید حسین قجهای میدرخشد. جوان دلاور و تحصیلکرده دیگری از دانشگاه صنعتی شریف که بازوان ستبرش پیش از آنکه در خدمت فرماندهی باشد، در میادین کشتی آزاد افتخارآفرین بود. قجهای، فرمانده گردان سلمان از تیپ محمد رسولالله (ص)، با روحیهای سلحشورانه حماسههای بیبدیلی خلق کرد. فرماندهی او در شکست حصر باشگاه افسران سنندج، آزادسازی مناطق صعبالعبور دزلی و قلعه هادی و مقاومت اسطورهایاش در آزادسازی تنگه چزابه طی عملیات طریقالقدس، نشان از تلفیق شجاعت و هوش سرشار یک نخبه دانشگاهی داشت.
دانشگاه تهران؛ تجلیگاه نخبگان حقوق و استراتژیستهای جنگ
وقتی سخن از طراحی عملیات و استراتژیهای پیچیده نظامی به میان میآید، نام شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) بر تارک تاریخ دفاع مقدس میدرخشد. جوانی با رتبه ۱۰۴ کنکور سراسری که در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود. او با آغاز جنگ، قلم و کاغذ روزنامهنگاری و کتابهای قطور حقوقی را کنار گذاشت و به مغز متفکر جنگ بدل شد. قدرت تحلیل، پیشبینی دقیق تحرکات دشمن و طراحیهای بینظیر او، وی را در جایگاه فرماندهی لشکر نصر در عملیات طریقالقدس و فرماندهی قرارگاه مشترک در عملیات آزادسازی خرمشهر قرار داد. نقش کلیدی او در تصرف شلمچه و خرمشهر، گواهی است بر این حقیقت که نخبگان علمی ایران، در میدان نبرد نیز بیرقیب بودند.
ستارگان علوم پایه و مهندسی؛ از پذیرشهای اروپایی تا سنگرهای خاکی
داستان نخبگانی که کرسیهای دانشگاههای غربی را به شوق دفاع از وطن رها کردند، از زیباترین فصول تاریخ فرهنگی ماست. شهید غلامعلی پیچک قرار بود در رشته انرژی اتمی تحصیل کند و حتی مقدمات اعزام او به خارج از کشور فراهم شده بود، اما با شنیدن ندای مظلومیت وطن، وارد جبهه شد. او به عنوان فرمانده عملیات سپاه غرب، با خلاقیت بینظیر در طرحهای نظامی، پیشبینیهای دقیق از شناساییها و نفوذ به عمق خاک دشمن، نشان داد که استعداد یک دانشمند هستهای چگونه میتواند در خدمت امنیت ملی قرار گیرد!
شهید مهدی زینالدین، دانشجوی مستعد پزشکی دانشگاه شیراز که از دانشگاههای فرانسه پذیرش تحصیلی داشت، ماندن را بر رفتن ترجیح داد. او با پذیرش فرماندهی لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع)، نقشی کلیدی در خنثی کردن حرکتهای انحرافی و ضدانقلابی ایفا کرد و در نهایت در کمین ضد انقلاب در جاده بانه-پیرانشهر، خون پاکش به زمین ریخت. در همین مسیر، شهید مجید بقایی، دانشجوی پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز، با پذیرش فرماندهی قرارگاه کربلا، نقش بسزایی در طرحریزی و شناسایی عملیاتها داشت. او که به شدت پایبند به ولایت و اطاعت از فرماندهان بود، در حین شناسایی در شمال شرقی فکه به کاروان شهدا پیوست.
دانشگاههای دیگر نیز سهم بزرگی در این افتخارآفرینی داشتند. شهید محمدابراهیم همت، دانشجوی رشته تربیت معلم در دانشگاه علامه طباطبایی (و بعدها مرتبط با دانشگاه آزاد)، با قدرت مدیریت سالم، عاطفی و در عین حال قاطع خود، فرمانده محبوب لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) شد و در تقاطع جادههای مجنون، سر بر آستان دوست نهاد. شهید محمود شهبازیدستجرده، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت و همدورهای جاویدالاثر احمد متوسلیان، به عنوان فرمانده محور در عملیات بیتالمقدس و معاون تیپ ۲۷، در آستانه فتح خرمشهر جاودانه شد و اما مصطفی چمران، اسطوره بیبدیل علم و عمل، با دارا بودن مدرک دکترای فیزیک پلاسما از معتبرترین دانشگاههای آمریکا، رفاه و امکانات بینظیر را رها کرد تا در قامت فرمانده ستاد جنگهای نامنظم، نیروهای مردمی را در جاده اهواز-سوسنگرد سازماندهی کند. او در نهایت در حلقه محاصره تانکهای دشمن در سوسنگرد، بالاترین معادله فیزیک، یعنی پیوند روح با بینهایت را به اثبات رساند.
نخبگان قرآنی؛ استعدادهایی که در مساجد بالیدند
تربیت فرهنگی و دینی، سنگ بنای شخصیت این نخبگان بود. مساجد و محافل قرآنی، مهد پرورش استعدادهایی بودند که جهانبینی آنها فراتر از مادیات بود. شهیدان رضا و سعید شعبانقهرودی، دو برادر که هر دو دانشجوی رشته پزشکی بودند، نمونهای درخشان از این تربیت قرآنیاند. رضا (متولد ۱۳۴۲) که در عملیات والفجر مقدماتی در سال ۱۳۶۲ به شهادت رسید، با هوش سرشار خود توانسته بود قاضی نفوذی حزب توده را شناسایی کند. برادرش سعید (متولد ۱۳۴۴) نیز در عملیات کربلای ۴ مسیر برادر را تکمیل کرد. همچنین شهید رحیم قرهحسنلو، نخبهای که با وجود داشتن پذیرش قطعی از دانشگاهی در آلمان، جلای وطن نکرد و ماندن و خدمت به کشور را ترجیح داد، تجلی این تفکر است که برای یک انسان تربیتیافته در مکتب قرآن، خدمت به مردم و دفاع از حق، ارزشمندتر از هر مدرک بینالمللی است.
نخبگان سایبری؛ اهداف پنهان در جنگ اخیر
با تغییر شکل جنگها از خاکریزهای فیزیکی به فضاهای مجازی و سایبری، نخبگان این عرصه نیز به مدافعان نوین حریم امنیت تبدیل شدند. در جریان جنگ تحمیلی سوم، دشمن که از تقابل رودررو با این استعدادها عاجز بود، آنها را هدف قرار داد. مجتبی عباسی، جوان ۲۴ ساله متولد ۱۳۸۰، مدیر یک شرکت دانشبنیان و از نخبگان برجسته سایبری کشور بود. او که دانشآموخته مهندسی برق و کامپیوتر از دانشگاه شهید بهشتی با معدل بالای ۱۹.۳۰ بود، علاقه عجیبی به شهید عباس بابایی داشت. این جوان مومن در فلکه چهارم تهرانپارس هدف کینه دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. در کنار او، احمدرضا محبی، نخبه مهندسی نرمافزار و تکپسر خانواده که در محله دردشت رسالت به شهادت رسید و مهندس شهید محمد شریفی، دانشجوی نخبه هوافضای دانشگاه امیرکبیر که برای خدمت بیشتر مسیر علمی خود را به کامپیوتر تغییر داده بود و پس از شناسایی محل کارش به فیض شهادت نائل آمد، نشان دادند که در جنگ نرم نیز خون پاک نخبگان، ضامن بقای کشور است.
دانشمندان هستهای؛ گنجینههایی که فدای پیشرفت شدند
ترس رژیم صهیونیستی و آمریکا از استقلال و پیشرفت علمی ایران، عاملی شد تا دانشمندان برجسته ما هدف ترور قرار گیرند. شهید دکتر مجید شهریاری (متولد ۱۳۴۵)، دارنده دکترای مهندسی تکنولوژی فناوری هستهای از دانشگاه امیرکبیر و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، طراح نسل جدید راکتورها بود که در سال ۱۳۸۹ ترور شد. شهید دکتر مسعود علیمحمدی، اولین دکترای فیزیک در ایران و برگزیده جشنواره خوارزمی، شهید دکتر داریوش رضایینژاد، پژوهشگر برجسته مهندسی برق که در مقابل چشمان همسر و دختر خردسالش به خون غلتید و شهید مصطفی احمدیروشن، متخصص پلیمر و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف، همگی قربانیان کینه دشمنان از هستهای شدن ایران بودند. این مسیر پر افتخار با خون دیگر عزیزان همچون محمدمهدی طهرانچی (متولد ۱۳۴۲)، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و متخصص فیزیک هستهای که در سال ۱۴۰۴ به شهادت رسید، عبدالحمید مینوچهر، فیزیکدان برجسته، سید امیرحسین فقهی و احمدرضا ذوالفقاری از اساتید دانشگاه شهید بهشتی، استمرار یافت. دشمنان با هدف قرار دادن این گنجینههای علمی، انگیزهای جز متوقف کردن چرخهای پیشرفت ایران نداشتند.
کلام آخر؛ انتخابی از جنس نور
مرور زندگی این ستارگان درخشان، از فرماندهان سالهای دور دفاع مقدس تا نخبگان سایبری و دانشمندان هستهای سالهای اخیر، یک پیام فرهنگی روشن دارد: اینان «عشق را برگزیدند.» در جهانی که موفقیت با معیارهای مادی سنجیده میشود، این جوانان با پشت پا زدن به موقعیتهای بینظیر علمی و رفاهی در بهترین نقاط جهان، مسیر خدمت و در نهایت شهادت را انتخاب کردند. روحیه فداکاری، ایثار و عشق عمیق به وطن، در تکتک سلولهای این نخبگان جریان داشت. آنان با انتخاب بهترین عمل، نام خود را نه تنها در دفتر نخبگان علمی، بلکه در جریده عشاق و مقربان درگاه الهی جاودانه ساختند و ثابت کردند که بالاترین علم، شناخت حق و فدا شدن در راه آن است.
نظر شما