آگاه: اخیرا شاهد موجی از مصاحبهها و اظهارنظرهای افرادی نظیر عباس عبدی، موسی غنینژاد و صادق زیباکلام بودهایم که محور اصلی آنها، پیوند زدن مستقیم معیشت مردم به تبعات جنگ و پیشبینی فروپاشی زندگی روزمره است. اگرچه نقد اقتصادی و بیان دردهای مردم وظیفه هر رسانه آزادهای است، اما نوع روایتگری این جریان در شرایطی که کشور درگیر یک نبرد سرنوشتساز نظامی و امنیتی است، فراتر از یک تحلیل ساده به نظر میرسد. این رویکرد، در خوشبینانهترین حالت، «ناهماهنگی با منافع ملی» و در واقعبینانهترین حالت، بازی در زمین «پیادهنظام رسانهای دشمن» است.
خالی کردن دل مردم؛ استراتژی مکمل محاصره
جنگهای مدرن تنها در اتاقهای عملیات و شلیک موشکها خلاصه نمیشوند. بخش عمدهای از سرنوشت یک نبرد، در «اراده» ملتها رقم میخورد. دشمن برای درهم شکستن این اراده، به پیوستهای رسانهای نیاز دارد تا ترس، ناامیدی و اضطراب را به بدنه جامعه تزریق کند. وقتی چهرههای شاخص سیاسی به جای تقویت همبستگی ملی، بر طبل «گرانی ناشی از جنگ» میکوبند و با ادبیاتی یاسآلود از پاشیدن زندگیها سخن میگویند، در حقیقت همان قطعه پازلی را تکمیل میکنند که اتاق فکرهای غربی برای «تداوم محاصره و فشار» طراحی کردهاند. این نوع موضعگیریها، دقیقا همسو با برنامه دشمن برای ایجاد شکاف میان حاکمیت و مردم عمل میکند. ایجاد هراس از آینده و بزرگنمایی تبعات اقتصادی نبرد، آدرس غلطی است که هدف آن عقبنشینی از حقوق حقه نظامی و سیاسی کشور است.
تحلیل یا تخریب؟
نکته کلیدی اینجاست که چهرههایی مانند غنینژاد یا عبدی، با پوشش «تحلیل کارشناسی»، ریشههای بحران را نه در خوی تجاوزگری دشمن، بلکه در ایستادگی ملی جستوجو میکنند. آنها با شرطیسازی اقتصاد نسبت به تنشهای نظامی، جامعه را به سمتی سوق میدهند که گویی هزینه امنیت، فقر است. این دوقطبیسازی کاذب (معیشت در برابر امنیت)، خطرناکترین سمی است که میتواند در شریانهای یک جامعه در حال نبرد تزریق شود.
لزوم هوشیاری در جبهه خودی
رسانه در شرایط کنونی نباید تریبون رایگانی برای کسانی باشد که آگاهانه یا ناآگاهانه، دل مردم را خالی میکنند. همانطور که در جبهههای حق، رزمندگان در برابر گلولهها ایستادهاند، در فضای رسانهای نیز نباید اجازه داد «پیادهنظام داخلی» جاده را برای نفوذ ادراکی دشمن صاف کند. باید از این حضرات پرسید: در کجای دنیا، در حالی که کشور تحت تهدید نظامی است، تریبونهای رسمی به تضعیف روحیه عمومی و القای فروپاشی اختصاص مییابد؟ پاسخ روشن است؛ این رفتار نه نقد است و نه تحلیل، بلکه همسویی با استراتژی دشمن برای تسلیم از درون است. دوران کنونی، زمان انتخاب مرزبندیهای روشن است. نمیتوان هم مدعی وطندوستی بود و هم در حساسترین مقطع تاریخی، با تیترهای زرد و تحلیلهای یاسآور، بازوی رسانهای فشار خارجی شد. صیانت از امنیت روانی جامعه، کمتر از حفاظت از مرزها نیست و کسانی که با کلماتشان به آرامش مردم لگد میزنند، باید بدانند که تاریخ درباره این «خیانت در روایت» قضاوت سختی خواهد کرد.
نظر شما