آگاه: برای فهم هندسه فکری رهبر شهید، باید در گام نخست به مبانی معرفتشناختی ایشان در خصوص جایگاه و کارویژه معلم رجوع کرد. ایشان با عبور از نگاههای بروکراتیک و مادی، معلمی را در امتداد یک رسالت تاریخی و الهی تعریف میکردند. «یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة»، در عمق این گزاره، کار انبیا و به تبع آن کار معلم، نجات بشریت و تربیت یک جامعه انسانی برتر و والاتر است. معلمی که در مقیاس یک تمدن در حال تکوین، نقشآفرینی کرده است. بدین معنا، معلم در نسبت با جامعه، ماموریتی دوگانه دارد: هم ساختن ذهن و هم ساختن جان. اگر این دوگانه را به سطح کلان منتقل کنیم، میتوان گفت رهبر شهید، در مقام معلم امت، هم به تولید دستگاه معرفتی برای انقلاب اسلامی پرداخته و هم به تولید هویت جمعی آن.
رهبر شهید، در طول ۳۷ سال، این مدرسه انقلاب را در سطوح مختلف جامعه بسط داده است. نخستین سطح، نخبگان فکری و علمی است. در این حوزه، ایشان با تاکید مستمر بر تولید علم، خودباوری علمی و عبور از مرجعیت معرفتی غرب، نوعی استقلال فکری را بنیان نهادند.
سطح دوم، بدنه جوان و دانشآموزی است که در ادبیات ایشان، کانون اصلی هویتسازی به شمار میآید. تاکید مکرر بر اینکه تشکیل هویت نسل جدید به دست معلم است، نشاندهنده درک عمیق ایشان از نقش تعلیم و تربیت در بازتولید نظم اجتماعی است. در این سطح، رهبر شهید، از طریق تبیین تعالیمی چون هویت مستقل ملی و دینی، اندیشهورزی، مشارکت اجتماعی و ایمان، در واقع به طراحی یک الگوی انسان تراز انقلاب پرداخته است. این الگو برای انسانی است که درک میکند درس خواندن او جزئی از حرکت جمعی پیشرفت کشور و تمدن اسلامی است.
سطح سوم، توده مردم است که در تحلیلهای رایج کمتر به آن توجه میشود. رهبر شهید، با خطابههای عمومی، نامگذاری سالها و تبیینهای کلان اقتصادی و فرهنگی، در واقع یک فرآیند آموزش عمومی را هدایت کرده است. برای مثال، تبدیل تعالیمی چون اقتصاد مقاومتی یا جهاد تبیین به گفتمانهای فراگیر، نشاندهنده آن است که ایشان چگونه مفاهیم پیچیده را به دانش عملی اجتماعی تبدیل میکند. اما شاید مهمترینشان آموزگاری رهبر شهید، در طراحی نسبت میان تعلیم و تمدن باشد. در بیانات ایشان، معلم پایهریز تمدن نوین معرفی میشود؛ این تعریف ایشان، حاوی دلالتهای نظری مهم است که در کتب و مقالات کثیری از اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی تحلیل و تفسیر شده است. اما «مدرسه انقلاب» که امام راحل بنیانش نهاد و امام شهید راهبریاش میکرد، مدرسهای بود به وسعت یک امت؛ نه محدود به دیوارهای کلاس درس، نه منحصر به نسل و طیف خاص. در این مدرسه عظیم، هر قشر از جامعه درس ویژه خود را میآموخت.
برای جوانان، تعلیم از جنس هویتسازی بود. در دیدارهای متعدد با دانشآموزان و دانشجویان ـ که در مجموع صدها نشست مستقیم و چهرهبهچهره بود ـ پیوسته تاکید میکردند: «اول چیزی که لازم است در دانشآموز در نظر بگیریم این است که در او هویت مستقل ملی و دینی به وجود بیاوریم.» این یک پروژه تربیتی بلندمدت بود با هدف واکسینهکردن نسل در برابر آنچه در ادبیات رهبر شهید تهاجم فرهنگی نامیده میشد؛ مفهومی که امروز در پوشش علمیتر، جنگ شناختی گفته میشود. جامعهای که بیاموزد چگونه فکر کند و مفاهیم جریانساز و عملسازی چون ایمان و اندیشهورزی در ساختار شناختیاش رسوخ کند، در برابر تهاجمات پیچیده رسانهای شکستناپذیر خواهد بود.
برای نخبگان و دانشگاهیان، درس از جنس استراتژی علمی بود. رهبر شهید در دورهای که غربزدگی آکادمیک، دانشگاههای ایران را به ایستگاههای انتقال دانش از مراکز علمی غرب تبدیل کرده بود، از اساتید و پژوهشگران خواست که تولیدکننده دانش بومی باشند. رشد انفجاری علمی ایران در دو دهه اخیر، از جمله در حوزههای هوافضا، پزشکی، نانوفناوری و علوم هستهای، شاهدی بر اثربخشی این آموزش راهبردی است.
برای مسئولان و کارگزاران نظام، آموزش از جنس مکتب مقاومت بود. اصل
«ما میتوانیم» که ایشان در دهه ۷۰ در برابر فضای تسلیمگرایانهای که توسعه را منوط به مصالحه با غرب میدانست، تدریس میکردند.
رهبر شهید در بیانیه گام دوم انقلاب ـ که بهتعبیری دقیق یک منشور تربیتی بود ـ آشکارا اعلام کرد که اعجازات انقلاب اسلامی بدون حضور یک معلم و مربی انقلابی که ریشه در ولایت دارد قابل تصور نیست. در همین بیانیه، ایشان درسهایی از تاریخ، اقتصاد، اخلاق، علم، و سیاست خارجی، تکالیفی هشتگانه برای جوانان تعریف کردند.
شیوه تعلیم رهبر شهید نیز خود منحصربهفرد بود. در دیدار با معلمان در اردیبهشت ۱۳۹۶ گفتند: «قدرت و قوت و اعتبار و آبروی یک کشور، بیش از همهچیز به نیروی انسانی آن کشور است... نیروی انسانی را چهکسی درست میکند؟ معلم.» قدرت واقعی ملتها در کیفیت انسانهایی نهفته که معلمان میسازند. ایشان در دیدار با معلمان در سال ۱۳۹۸ این نگاه را به اوج تئوریک رساندند: «معلمان پایهریز تمدن نوین هستند؛ چون نیروی انسانی شایسته اگر نباشد، تمدنی به وجود نخواهد آمد.» ایشان در دیدار با اعضای انجمنهای اسلامی دانشآموزان در سال ۱۳۹۵، با تبیین دوگانه اسلام و استکبار در حوزه تربیت، آشکار کردند که رقیب اصلی در میدان فرهنگی همان نظام سلطهای است که از طریق اسناد و توصیههای بهظاهر علمی بینالمللی، مدلهای تربیتی خود را با پوششهایی فریبنده چون مهارتآموزی، عدالت جنسیتی و دوستی با محیط زیست و حیوانات، بر ملتها تحمیل میکند. این هوشمندی، ممیز آموزگاری بود که هم درس میداد و هم دشمن درس را هم میشناخت و میشناساند.
نظر شما