آگاه: در همین چارچوب، برخی گزارشهای رسانهای به نقل از منابع امنیتی، از تلاش موساد و گروهکهای برانداز سلطنتطلب برای فعالسازی هستههای خرابکار و اجرای سناریوهای موسوم به «کشتهسازی» خبر داده بودند؛ سناریوهایی که با هدف تحریک افکار عمومی و ایجاد موجهای بیثباتکننده طراحی میشود. همزمان، بیانیهها و فراخوانهای منتشرشده از سوی برخی گروههای مردمی و مساجد بر تداوم حضور منظم و آرام در میادین شهری تاکید داشت. تقارن این دو روند، از یکسو هشدار درباره فعالسازی شبکههای آشوب و از سوی دیگر استمرار تجمعات مردمی، نشان میدهد که «تجمعاتشبانه» به عاملی بازدارنده در برابر تحرکات بیثباتساز تبدیل شده و ظرفیت مانور شبکههای تروریستی شهری را بهطور محسوسی کاهش داده است. بدین ترتیب، تجمعات شبانه نهتنها نقش نمادین، بلکه کارکرد بازدارنده و عملی در مهار تروریسم شهری پیدا کرد.
یکی از ابعاد متمایزکننده این کنش جمعی، حضور همزمان گروههای اجتماعی با سبکهای زیستی، گرایشهای فرهنگی و نمادهای ظاهری متفاوت است. مشارکت زنان با پوششهای متنوع، از جمله زنانی با حجاب حداقلی یا بدون حجاب، نشان میدهد که در این تجربه، نوعی همگرایی حول مفاهیم فرامناسکی و فراایدئولوژیک شکل گرفته است. در این سطح، وطن، امنیت و تمامیت ارضی به دالهای مرکزی تبدیل میشوند که امکان همنشینی روایتهای متفاوت از تعلق سیاسی و اجتماعی را فراهم میسازند.
در عین حال، نحوه مواجهه با این حضور متنوع، خود به یکی از چالشهای مهم بدل شده است. در حالی که تجمع اقشار مختلف، از جمله زنانی با پوششهای متفاوت، میتواند به تقویت همبستگی اجتماعی در شرایط بحران کمک کند، برجسته شدن برخی مواضع هشدارآمیز یا تهدید کننده این خطر را در پی دارد که بخشی از ظرفیت همگرایی شکلگرفته تضعیف شود. مدیریت این وضعیت بیش از هر چیز نیازمند موازنهای دقیق میان حفظ انسجام ملی و برخورد با تفاوتهای اجتماعی است.
در چارچوب نظریه دین مدنی، میتوان بخشی از این همگرایی را در پیوند میان نمادهای ملی و معانی دینی در فرهنگ عمومی جامعه ایران تحلیل کرد. دین مدنی، نه بهعنوان دین نهادی، بلکه بهمثابه مجموعهای از باورها، ارزشها و روایتهای مشترک عمل میکند که نوعی اخلاق عمومی مبتنی بر مسئولیت نسبت به سرنوشت جمعی را بازتولید میسازد. در این چارچوب، دفاع از سرزمین، ایستادگی در برابر تجاوز و مشارکت داوطلبانه در شرایط بحرانی، کنشهایی واجد معنای اخلاقی و نمادین تلقی میشوند. حضور گروههای اجتماعی متنوع با درجات متفاوتی از دینداری رسمی، نشاندهنده آن است که امر دینی در این تجربه، کارکردی همبستهساز یافته و در سطحی نمادین، پیوندی میان ایمان فرهنگی، وطن و مسئولیت اجتماعی برقرار کرده است.
تداوم حضور مردم در خیابانها حتی پس از اعلام آتشبس، دلالت بر آن دارد که این کنش جمعی، صرفا واکنشی به تهدید فوری نبوده است. این استمرار را میتوان نشانهای از تلاش جامعه برای بازسازی اعتماد، ترمیم آسیبهای روانی جنگ و حفظ احساس اثرگذاری اجتماعی دانست. در این معنا، خیابان و میدان، به فضایی برای بازتعریف رابطه میان فرد و کلیت ملی و دولتی تبدیل میشود. با این حال، پایداری این سرمایه اجتماعی، به نحوه مواجهه ساختارهای رسمی با آن وابسته است. تقلیل این پدیده به روایتهای تکبعدی، چه در قالب امنیتیسازی افراطی و چه در قالب رمانتیزه کردن مشارکت مردمی، میتواند به تضعیف همان انسجامی بینجامد که در شرایط بحرانی شکل گرفته است.
حضور پایدار مردم در میادین شبانه در جریان جنگ تحمیلی سوم و پس از آن، نمونهای معنادار از پیوند میان جامعه و امنیت در شرایط بحران را آشکار میسازد. این تجربه نشان میدهد که امنیت ملی، صرفا محصول توان نظامی یا تصمیمات نهادی نیست، بلکه در سطحی عمیقتر، به میزان مشارکت، اعتماد و همبستگی اجتماعی وابسته است. در عین حال، پایداری این همبستگی اجتماعی و ملی، مستلزم شفافیت و پاسخ متناسب نهادهای مسئول نیز هست. حمایت عملی از معیشت شهروندان، کنترل نوسانات قیمتی و کاهش فشارهای اقتصادی، نقشی تعیین کننده در حفظ سرمایه اجتماعی شکل گرفته دارد. تجربههای مشابه نشان میدهد که انسجام برآمده از بحران، زمانی ماندگار میشود که با بهبود ملموس شرایط زندگی مردم همراه باشد.
از این منظر، کنش جمعی مردم بدون فهم دقیق ظرفیت اجتماعی آن و بدون درک متقابل جامعه و حاکمیت، واجد مخاطرات و آسیبهایی است که نادیده گرفتن آنها میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود. تحلیل جامعهشناسانه و سیاسی این پدیده، با تمرکز بر سطح ملی و مفاهیمی چون دین مدنی، انسجام اجتماعی و امنیت زیسته، امکان فهم دقیقتری از نقش مردم در مواجهه با بحرانهای آینده فراهم میآورد و میتواند مبنایی برای سیاستگذاری واقعبینانه و پایدار قرار گیرد.
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۲
کد مطلب: ۲۲٬۱۲۱
فاطمه مطیری- آگاه مسائل سیاسی: در جنگ تحمیلی سوم، یکی از مؤلفههای تعیینکننده در مدیریت بحران، کاهش کارآمدی شبکههای تروریسم شهری بود؛ شبکههایی که ماموریت آنها ایجاد رعب، اخلال در امنیت شهری، حملات نقطهای و تولید بیثباتی روانی محسوب میشد. حضور گسترده مردم در تجمعات شبانه، علاوه بر افزایش سطح رصد غیررسمی، عملا بخش مهمی از ظرفیت مانور این شبکهها را محدود کرد. در این تجربه نیز، ترکیب «اشغال فضا»، «شبکهسازی اجتماعی لحظهای» و «واکنش سریع جمعی» موجب شد که چندین طرح خرابکاری در مراحل ابتدایی شناسایی یا ناکام بماند.
نظر شما