آگاه: ملت ایران در دفاع مقدس سوم بار دیگر نشان داد که روح حماسه در این سرزمین زنده است. این حماسه نه صرفا یک رخداد سیاسی یا نظامی، بلکه جلوهای از شخصیت تاریخی ملتی بود که در لحظههای خطر، به سرعت به همبستگی، مقاومت و ایثار روی میآورد. همانگونه که رهبر انقلاب اسلامی اشاره کردهاند، روایتهای شاهنامه تنها افسانههایی از گذشته نیستند؛ آنها بازتاب روح تاریخی مردمیاند که همواره در برابر ظلم و تجاوز ایستادهاند. امروز نیز همان روح تاریخی در قالبی معاصر تجلی یافته است. اما این تجلی، برای آنکه به بخشی از هویت پایدار نسلهای آینده تبدیل شود، نیازمند روایت هنری است.
در طول تاریخ، بسیاری از حماسههای بزرگ نه صرفا بهواسطه وقوعشان، بلکه به دلیل روایت شدنشان در حافظه ملتها ماندگار شدهاند. اگر فردوسی نبود، بخش بزرگی از میراث اسطورهای و حماسی ایران به ما نمیرسید. اگر شاعران، نویسندگان و هنرمندان دورههای مختلف نبودند، بسیاری از تجربههای تاریخی ملتها به فراموشی سپرده میشد. بنابراین، پس از هر رخداد بزرگ ملی، مسئولیت سنگینی بر دوش هنرمندان قرار میگیرد: آنها باید حقیقت حماسه را به زبانهایی ماندگار تبدیل کنند؛ زبان شعر، داستان، سینما، موسیقی، تصویر و روایت.
از این منظر، بعثت هنرمندان صرفا یک دعوت اخلاقی یا توصیه فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی تاریخی و تمدنی است. ملتهایی که قادرند تجربههای بزرگ خود را در قالب هنر بازآفرینی کنند، حافظه تاریخی خود را تقویت میکنند و هویت جمعیشان را به نسلهای بعد منتقل میسازند. در مقابل، ملتهایی که روایت هنری از تجربههای سرنوشتساز خود ندارند، بهتدریج شاهد کمرنگ شدن آن تجربهها در ذهن جامعه خواهند بود.
در لحظههای سرنوشتساز، اهل فرهنگ و هنر تنها شاهدان وقایع نیستند؛ آنان در شکل دادن به معنای وقایع نیز نقش دارند. هنر میتواند یک رخداد تاریخی را از سطح یک خبر یا واقعه گذرا، به سطح یک تجربه انسانی عمیق ارتقا دهد. این همان نقطهای است که در آن هنر با حقیقت پیوند میخورد. هنر اصیل، تحریف حقیقت نیست؛ بلکه آشکار کردن لایههای عمیقتر آن است. هنرمند با روایت، تصویر و تخیل، حقیقتی را که در دل یک واقعه نهفته است به زبان قابل فهم برای نسلهای مختلف تبدیل میکند. در عین حال، اگر روایت هنری از یک حماسه ملی شکل نگیرد، خطر تحریف نیز افزایش مییابد. تاریخ نشان داده است که خلأ روایت، به سرعت توسط روایتهای رقیب یا حتی معارض پر میشود. در چنین شرایطی، هنرمندان نقش مهمی در صیانت از حافظه تاریخی ملت ایفا میکنند. آنان با خلق آثار ماندگار، اجازه نمیدهند که حقیقت یک تجربه تاریخی به فراموشی سپرده شود یا در گردوغبار روایتهای تحریفشده گم شود. اما بعثت هنرمندان تنها با توصیه و شعار محقق نمیشود؛ این بعثت نیازمند چند پیششرط اساسی است:
نخست، ارتباط نزدیک هنرمندان با واقعیتهای اجتماعی و تجربههای زیسته مردم. هنری که از دل زندگی مردم برنخیزد، نمیتواند روایتگر صادق حماسههای آنان باشد. دوم، آزادی خلاقیت در قالبهای هنری متنوع؛ زیرا هر نسل با زبان هنری خاص خود ارتباط برقرار میکند. سوم، توجه به عمق انسانی حماسهها؛ چرا که حماسه تنها مجموعهای از پیروزیها و نبردها نیست، بلکه داستان انسانهایی است که در لحظههای دشوار تصمیمهای بزرگ گرفتهاند.
از این رو، بعثت هنرمندان را میتوان مرحله تکمیلی یک حماسه ملی دانست. اگر حضور مردم در خیابان و مقاومت میدان، محل تولد حماسه است، میدان هنر و فرهنگ محل ماندگاری آن است. در این میدان، هنرمندان با زبان خلاقیت و تخیل، تجربههای بزرگ یک ملت را از مرز زمان عبور میدهند و آنها را به بخشی از هویت پایدار جامعه تبدیل میکنند.
در نهایت، حماسه زمانی کامل میشود که از سطح واقعه به سطح معنا ارتقا یابد. این ارتقا بدون هنر ممکن نیست. هنرمندان با روایتهای خود، نهتنها حافظه تاریخی ملت را حفظ میکنند، بلکه به نسلهای آینده نشان میدهند که در لحظههای دشوار تاریخ، انسان چگونه میتواند به قهرمان تبدیل شود. به همین دلیل است که پس از هر حماسه بزرگ، تاریخ منتظر بعثت هنرمندان میماند.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۳
کد مطلب: ۲۲٬۴۵۷
محسن محمدی - آگاه مسائل سیاسی: اگر یک ملت در لحظههای سرنوشتساز خود مقاومت کند اما آن مقاومت به روایت تبدیل نشود، تاریخ بهتدریج آن را به حاشیه میراند یا دیگران آن را به گونهای دیگر روایت خواهند کرد. از همین رو، پس از هر حماسه بزرگ، نوبت به مرحلهای میرسد که میتوان آن را «بعثت هنرمندان» نامید؛ مرحلهای که در آن اهل فرهنگ و هنر ماموریت مییابند تجربههای بزرگ یک ملت را به حافظه تاریخی و سرمایه فرهنگی پایدار تبدیل کنند.
نظر شما