رضا عزیزیان - آگاه مسائل بین الملل: در فضای گذار به نظم جدید، پنج جریان اصلی در حال رقابت برای اثرگذاری بر معماری آینده منطقه و جهان هستند. هر یک از این جریان‌ها با منافع، ابزارها و شبکه‌های اتصال خاص خود می‌کوشند سهم بیشتری از نظم در حال تکوین را به دست آورند.

آگاه: 
۱. جریان غرب‌محور اتصال‌گرا؛ این جریان می‌کوشد پیوندهای حیاتی اقتصاد، امنیت و زیرساخت جهانی را همچنان زیر چتر رهبری غرب حفظ کند. در این نگاه، کریدورها فقط راه تجارت نیستند، بلکه ابزار تثبیت نفوذ، مدیریت وابستگی و بازتولید نظم لیبرال بین‌المللی‌اند. پروژه‌هایی مانند IMEC را می‌توان در این چارچوب فهم کرد.
۲. جریان اوراسیایی چندقطبی؛ این جریان در پی کاهش تمرکز قدرت در ساختار جهانی و تقویت نظم چندقطبی است. بازیگران آن تلاش می‌کنند با تقویت مسیرهای شرقی-غربی و شمالی-جنوبی، وابستگی به مراکز قدرت غربی را کاهش دهند و شبکه‌های جایگزین برای تجارت، انرژی و ترانزیت بسازند. در این منطق، کریدورها ابزاری برای استقلال راهبردی‌اند CPEC و INSTC از مهم‌ترین نمونه‌های این رویکردند.
۳. جریان عربی دولت‌محور؛ کشورهای عربی در تلاش‌اند با اتکا به سرمایه، انرژی، بنادر و موقعیت جغرافیایی خود، از بازیگران حاشیه‌ای به بازیگران اثرگذار تبدیل شوند. برای آنها، کریدورها ابزاری برای افزایش وزن ژئواکونومیک، تثبیت نقش دولت و تبدیل شدن به حلقه‌های کلیدی در شبکه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌اند.
۴. جریان مقاومت ضد هژمونیک؛ این جریان با هدف مقابله با سلطه‌گری و مهار نفوذ هژمونیک شکل گرفته است. در این نگاه، کریدورها فقط مسیرهای اقتصادی نیستند، بلکه بسترهایی برای ایجاد عمق راهبردی، پیوند میان متحدان و کاهش اثر فشارهای بیرونی‌اند. اتصال جغرافیایی در این چارچوب، ابزاری برای بقا، بازدارندگی و هم‌افزایی است.
۵. جریان ترکیه‌محور؛ ترکیه با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود به‌عنوان پل میان اروپا، آسیا و خاورمیانه، می‌کوشد از طریق توسعه زیرساخت‌های ترانزیتی و دیپلماسی کریدوری، خود را به یکی از گره‌های اصلی نظم جدید بدل کند. در این چارچوب، Middle Corridor بیش از هر چیز در خدمت ارتقای جایگاه ترکیه در شبکه اتصال منطقه‌ای و جهانی است.
در مجموع، این پنج جریان هر یک با منطق خاص خود در حال تعریف مسیرهای متفاوتی برای نظم نوین هستند؛ اما نقطه مشترک همه آنهااین است که کریدورها را به ابزار اصلی قدرت، نفوذ و بقا در نظم آینده تبدیل کرده‌اند. از این‌رو، رقابت امروز تنها بر سر سرزمین نیست، بلکه بر سر مسیرها، اتصال‌ها و گره‌های راهبردی است.

کریدور؛ از مسیر ترانزیتی تا بیمه ژئوپلتیک
در عصر جدید، کریدورهای اقتصادی صرفاً شبکه‌های حمل‌ونقل کالا و انرژی نیستند؛ آن‌ها به شریان‌حیاتی نظم نوین جهانی بدل شده‌اند. این کریدورها فراتر از کارکرد اقتصادی، ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی نیز یافته‌اند و نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت کشورها ایفا می‌کنند.
از یک‌سو، کریدورها فقط مسیر جابه‌جایی کالا نیستند، بلکه نقش پیونددهنده قدرت را ایفا می‌کنند. اگر در گذشته مرزها نماد حاکمیت و استقلال بودند، در نظم نوین این اتصال به کریدورهاست که میزان توان یک کشور را برای حضور مؤثر در عرصه اقتصادی و سیاسی جهانی نشان می‌دهد. از سوی دیگر، کریدورها به‌عنوان ابزار نفوذ و کنترل نیز به کار می‌روند؛ قدرت‌های بزرگ و بازیگران اصلی از آن‌ها برای گسترش حوزه نفوذ، ایجاد وابستگی‌های متقابل و مدیریت رقبا استفاده می‌کنند. در چنین فضایی، قرار گرفتن در مسیر یک کریدور می‌تواند فرصتی راهبردی ایجاد کند، در حالی‌که کنار ماندن از آن به معنای کاهش نقش در تحولات آینده است.
از منظر امنیتی نیز، امنیت در نظم جدید تنها به قدرت نظامی محدود نمی‌شود، بلکه امنیت اقتصادی و دسترسی پایدار به بازارها و منابع انرژی را هم در بر می‌گیرد. از این رو، کریدورها به نوعی بیمه ژئوپلیتیکی برای کشورها تبدیل شده‌اند. کشوری که در چند مسیر راهبردی حضور فعال داشته باشد، از قابلیت مانور بیشتری برخوردار است و کمتر در معرض انزوا یا فشار هدفمند قرار می‌گیرد.

سه گانه راهبردی؛ گذار ایران از جغرافیا به قدرت شبکه ای
اگر در قرن بیستم مرزها تعیین‌کننده قدرت بودند، در قرن بیست‌ویکم، کشوری قدرتمندتر است که گلوگاه مسیرها باشد، نه صرفاً مالک مرزها. ایران، با موقعیت، فرهنگ و توان امنیت‌ساز خود بالاخص پس از جنگ رمضان، یکی از اندک کشورهایی است که می‌تواند این هر دو را توأمان داشته باشد.
برای این منظور، ایران باید سه مسیر کلیدی را دنبال کند:
  ارتقای محور مقاومت به سطح دولت: مؤلفه محور مقاومت باید از سطح کنشگری گروهی فراتر رفته و به سطح حاکمیتی ارتقا یابد؛ اما این فرایند صرفاً از مسیر ابزارهای امنیتی تحقق نمی‌یابد، بلکه نیازمند اتکا به ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی نیز هست. بر این اساس، مقاومت باید از یک الگوی صرفاً واکنشی به منطق حکمرانی و الگویی پایدار در عرصه سیاسی ـ اجتماعی تبدیل شود. در این چارچوب، بهره‌گیری هدفمند از ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی می‌تواند زمینه گرایش کشورهای منطقه به منطق مقاومت را فراهم سازد و محور مقاومت را به یک جریان منطقه‌ای بدل کند؛ جریانی که بتواند در بستر نظم نوین جهانی، زمینه‌ساز امنیت، رفاه و زیست عاری از تهدید برای ملت‌های منطقه باشد
  بازتعریف نقش امنیت‌ساز ایران در کریدورها: کارکرد امنیت‌آفرین ایران در کریدورهای منطقه‌ای باید به‌گونه‌ای هوشمندانه طراحی و بازنمایی شود که ایران به‌عنوان تسهیل‌گر ثبات و امنیت جمعی شناخته شود؛ نه آن‌که امنیت کریدورها به حضور مستقیم آن تقلیل یابد و یا عدم حضور ایران به‌منزله ناامنی ساختاری این مسیرها تلقی گردد.
  قدرت نرم در چهارراه جهانی: قدرت نرم ایران، متکی بر مؤلفه‌هایی چون فرهنگ، پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی، می‌تواند به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی در موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در چهارراه جهانی برجسته شود. چنین رویکردی این امکان را فراهم می‌آورد که ایران از جایگاه یک بازیگر صرفاً ژئوپلیتیکی فراتر رفته و به کنشگری اثرگذار در شکل‌دهی به معادلات ادراکی و هنجاری در نظام بین‌الملل تبدیل شود. در این چارچوب، تلاش جمهوری اسلامی ایران برای کاهش یا پایان‌بخشی به حضور نیروهای نظامی فرامنطقه‌ای و نیز ترغیب دولت‌های منطقه به ایجاد سازوکارهای همکاری و پیمان‌های امنیتی منطقه‌محور، می‌تواند به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های قدرت نرم در جهت اقناع و بسیج نخبگان سیاسی و فکری این کشورها مورد بهره‌برداری قرار گیرد

بهره سخن
آینده نظم جهانی نه در مرزهای ایستا، بلکه در شبکه‌ای از اتصال‌های راهبردی رقم خواهد خورد؛ جایی که جغرافیا، اقتصاد و همکاری‌های فرامنطقه‌ای به‌گونه‌ای فزاینده درهم‌تنیده می‌شوند. جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از تجربیات راهبردی سال‌های اخیر، اکنون در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند از جایگاه یک بازیگر صرفاً امنیتی فراتر رفته و به یکی از معماران مؤثر در شکل‌دهی به نظم نوین منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود. در این چارچوب، گذار از منطق تقابل به الگوی همکاری جمعی و تبدیل امنیت به کالایی عمومی، نه‌تنها می‌تواند ضامن ثبات، بقا و توسعه پایدار ایران باشد، بلکه این پیام روشن را به دیگر بازیگران منطقه‌ای منتقل می‌سازد که در نظم آینده، تأمین امنیت و منافع پایدار نه در رویارویی با ایران، بلکه در تعامل و هم‌افزایی با ظرفیت‌های تمدنی، ژئوپلیتیکی و ترانزیتی آن نهفته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.