آگاه: این شبکه تا به امروز برای سومین بار است که استراتژی اعلام تعطیلی را در پیش میگیرد؛ رویکردی که بیش از آنکه ناشی از جبر شرایط باشد، یک تاکتیک هدفمند برای بقای اجباری به شمار میرود. نگاهی به تاریخچه رفتوآمدهای رسانهای «منوتو» نشان میدهد که این شبکه هربار با رسیدن به بنبستهای مالی، به یک سناریوی تکراری پناه میبرد. اعلام تعطیلیهای مکرر، عملا به ابزاری برای راهاندازی کمپینهای جمعآوری اعانه و جلب ترحم مالی تبدیل شده است. این شیوه نوسانی—یعنی ایجاد بحرانهای خودخواسته و سپس بازگشت قهرمانانه پس از تزریق پول— حالا تبدیل به بازی دائم این رسانه شده است.
رسانهای بدون مشتری و مصرفکننده
«منوتو» مدتهاست که کارکرد واقعی خود را از دست داده و عملا در وضعیت تعطیلی پنهان به سر میبرد. تلاش برای راهاندازی مجدد و حفظ این شبکه به هر قیمتی، نشاندهنده یک لجاجت تشکیلاتی برای زنده نگه داشتن رسانهای است که دیگر توان تولید ندارد. این تزریق منابع به شبکهای که ساختارش منقضی شده، نه یک اقدام پویا، بلکه دستوپا زدن برای بقای مصنوعی رسانهای است که هزینههای نگهداری آن هیچ تناسبی با خروجی و بازدهیاش ندارد.
اصلیترین دلیل سقوط «منوتو»، برخلاف ادعاهای مدیریت آن مبنی بر «تغییر چشمانداز رسانهای و شبکههای اجتماعی»، ریزش شدید و ملموس مخاطبان آن است. واقعیت این است که این شبکه دیگر خریدار و مصرفکنندهای در بازار پیام ندارد. فرمت برنامهسازی این شبکه، لحن و رویکرد آن دیگر با مطالبات و فرم مصرف رسانهای روز و نسل جدید همخوانی ندارد.
در نهایت، بیانیه اخیر شبکه «منوتو» بیش از آنکه یک وداع حرفهای ناشی از چالشهای عصر مدرن باشد، اعترافی ناخواسته به پایان عمر مفید آن است. رسانهای که بقای خود را به پولهای ترحمی و شوکهای مقطعی گره بزند، پیش از خاموش شدن فرستندههایش در ۳ خرداد ۱۴۰۵، در ذهن و سبد مصرفی مخاطبانش تعطیل شده است. وبسایتها و اتاقهای فکر این شبکه شاید بتوانند با پولهای تزریقی چند صباحی دیگر دکورها را روشن نگه دارند اما هرگز نمیتوانند مخاطب از دسترفته را دوباره بخرند.
نظر شما