همزمان با تداوم شرایط ناشی از جنگ تحمیلی سوم و گسترش آموزش‌های غیرحضوری در مدارس، نگرانی‌ها درباره کیفیت آموزش، عدالت آموزشی و وضعیت یادگیری دانش‌آموزان افزایش یافته است. کاهش ساعات تدریس، ضعف زیرساخت‌های آموزش مجازی و محروم ماندن بخشی از دانش‌آموزان از کلاس‌های برخط، اکنون به یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام آموزشی کشور تبدیل شده است.

مدرسه بدون کلاس و آینده پشت جنگ

آگاه: محدود شدن آموزش حضوری و جایگزینی آن با آموزش مجازی در ماه‌های اخیر، عملاً بسیاری از اهداف برنامه درسی ملی را با چالش مواجه کرده است. کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس معتقدند هرچند آموزش مجازی در شرایط بحرانی به‌عنوان راهکاری اضطراری برای تداوم آموزش قابل استفاده است، اما استمرار آن در سال تحصیلی آتی بدون تأمین زیرساخت‌های لازم، کیفیت آموزش و عدالت آموزشی را به‌شدت تضعیف می‌کند.
طبق برنامه درسی ملی، سالانه ۹۲۵ ساعت آموزش برای دوره ابتدایی، ۱۱۱۰ ساعت برای متوسطه اول، ۱۲۹۵ ساعت برای متوسطه دوم نظری و ۱۴۸۰ ساعت برای شاخه‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، 
۱۰۰ ساعت نیز برای فعالیت‌های تکمیلی، فوق‌برنامه و متناسب با شرایط بومی استان‌ها و مدارس اختصاص یافته است. با این حال، در زمان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، محدودیت‌های سامانه شاد، مشکلات اینترنت و لزوم زمان‌بندی ورود دانش‌آموزان باعث شده مدت آموزش برخط روزانه به حدود دو ساعت کاهش پیدا کند. کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس با بررسی این موضوع معتقد هستند که این وضعیت عملاً بیش از ۶۰ درصد زمان استاندارد آموزش را از بین برده است. برآوردهای ارائه‌شده نشان می‌دهد از زمان آغاز آموزش مجازی در اسفندماه ۱۴۰۴ تا پایان اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، دانش‌آموزان ابتدایی حدود ۱۳۵ ساعت، دانش‌آموزان متوسطه اول و دوم حدود ۱۸۰ ساعت و هنرجویان رشته‌های مهارتی حدود ۲۷۰ ساعت از آموزش رسمی خود را از دست داده‌اند.
این کاهش گسترده ساعات آموزشی در کنار تعطیلی‌های مکرر ناشی از آلودگی هوا، سرمای شدید و محدودیت‌های انرژی، شکاف بزرگی میان آموزش پیش‌بینی‌شده و آموزش تحقق‌یافته ایجاد کرده است؛ شکافی که می‌تواند بر کیفیت یادگیری و آینده تحصیلی میلیون‌ها دانش‌آموز اثر بگذارد.

نگرانی جدی درباره دانش‌آموزان کنکوری
مرکز پژوهش‌های مجلس در بخشی از گزارش خود، نسبت به وضعیت دانش‌آموزان پایه‌های پایانی متوسطه ابراز نگرانی کرده است. در حالی که حجم منابع آزمون‌های نهایی و کنکور سراسری تغییری نکرده، فرصت آموزش رسمی و تدریس بسیاری از سرفصل‌ها کاهش یافته است.
همچنین بخشی از محتوای آموزشی در عمل یا حذف شده یا با کیفیت پایین تدریس خواهد شد؛ مسئله‌ای که می‌تواند فشار روانی شدیدی به دانش‌آموزان وارد کند. کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی، دانش‌آموزانی که امکان استفاده از کلاس‌های خصوصی، آموزش‌های مکمل یا امکانات آموزشی مناسب را ندارند، آسیب بیشتری خواهند دید و نابرابری آموزشی تشدید می‌شود.
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های آموزش غیرحضوری، کاهش کیفیت تدریس و افت عمق یادگیری دانش‌آموزان عنوان شده است. مرکز پژوهش‌ها تأکید می‌کند آموزش مجازی و تلویزیونی  به دلیل محدود بودن تعامل میان معلم و دانش‌آموز، امکان پایش مستمر، اصلاح خطاها و بازخورد لحظه‌ای را کاهش می‌دهد. در مقطع ابتدایی، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا یادگیری کودکان در این سنین وابستگی زیادی به تعامل حضوری، ارتباط عاطفی با معلم، مشاهده رفتارهای آموزشی و فعالیت‌های تربیتی دارد. آموزش مجازی برای بسیاری از دانش‌آموزان ابتدایی نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه می‌تواند باعث کاهش انگیزه، ضعف در یادگیری مهارت‌های پایه و اختلال در رشد اجتماعی آنان شود.
همچنین دانش‌آموزان استثنایی، به‌ویژه کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم، از جمله گروه‌هایی هستند که بیشترین آسیب را از آموزش غیرحضوری می‌بینند. آموزش این دانش‌آموزان به حضور فیزیکی، تعامل مستقیم و روش‌های تخصصی وابسته است و فضای مجازی در بسیاری از موارد پاسخگوی نیازهای آموزشی آنان نیست.

آسیب سنگین به هنرستان‌ها و آموزش‌های مهارتی
حمید حسینی و محمد صادق عبدالهی تدوین کنندگان این گزارش در دفتر مطالعات فرهنگی،  به وضعیت هنرجویان فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش پرداخته و اعلام کردند این گروه از دانش‌آموزان بیشترین آسیب را از تعطیلی آموزش حضوری متحمل شده‌اند. بر این اساس بخش عمده آموزش در هنرستان‌ها مبتنی بر کارگاه، تمرین عملی و مهارت‌آموزی حضوری است و امکان انتقال کامل این آموزش‌ها به فضای مجازی وجود ندارد. بنابراین استمرار این روند می‌تواند کیفیت مهارت‌آموزی را کاهش داده و در آینده بر بازار کار و توان حرفه‌ای فارغ‌التحصیلان تأثیر منفی بگذارد.

دو میلیون دانش‌آموز خارج از آموزش برخط
حسینی و صادقی کارشناسان دفتر مطالعات فرهنگی و آموزشی اعلام کرده‌اند که مسئله، دسترسی نابرابر دانش‌آموزان به آموزش مجازی است. بر اساس آمارهای ارائه‌شده، زیرساخت فعلی سامانه شاد توان پشتیبانی همزمان از همه دانش‌آموزان کشور را ندارد و تنها بخشی از دانش‌آموزان می‌توانند به‌صورت منظم از آموزش برخط استفاده کنند.
حداقل دو میلیون دانش‌آموز به دلایلی همچون نداشتن تلفن هوشمند، ضعف اینترنت یا مشکلات اقتصادی، عملاً از آموزش برخط محروم مانده‌اند. در بسیاری از مناطق محروم و روستایی نیز آموزش تنها از طریق تلویزیون یا محتوای مکتوب انجام شده است. پس، ادامه این وضعیت می‌تواند شکاف آموزشی را عمیق‌تر کرده و حتی احتمال ترک تحصیل را افزایش دهد؛ به‌ویژه در خانواده‌های کم‌درآمد که کودکان ناچارند برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار شوند. همچنین نبود امکان برگزاری گسترده آزمون‌های حضوری، دشواری نظارت بر امتحانات آنلاین و حذف برخی آزمون‌های هماهنگ، اعتبار سنجش آموزشی را کاهش می‌دهد.
چنین شرایطی می‌تواند به ارتقای دانش‌آموزان بدون کسب مهارت‌های لازم، تضعیف معیارهای آموزشی و افزایش «بی‌سوادی پنهان» منجر شود. در این صورت  نظام آموزشی برای جلوگیری از این وضعیت باید به سمت طراحی شیوه‌های ترکیبی و منعطف ارزشیابی حرکت کند.

آثار روانی و تربیتی جنگ بر دانش‌آموزان و معلمان
در بخش دیگری از گزارش مرکز، به پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ تحمیلی سوم بر دانش‌آموزان، خانواده‌ها و معلمان پرداخته شده است. ترس، ناامنی، جابه‌جایی اجباری، نگرانی از آینده و فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی، تمرکز و انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان را کاهش می‌دهد.
البته مدرسه فقط محل آموزش دروس نیست، بلکه محیطی اجتماعی برای شکل‌گیری مهارت‌های ارتباطی، تربیتی و عاطفی دانش‌آموزان به شمار می‌رود. کاهش فعالیت‌های فرهنگی، ورزشی و پرورشی در آموزش غیرحضوری می‌تواند پیامدهای بلندمدتی بر رشد اجتماعی و هویتی دانش‌آموزان داشته باشد. از سوی دیگر، معلمان نیز با فشارهای روانی متعددی مواجه شده‌اند. افزایش حجم کار در فضای مجازی، مشکلات فنی، نبود تعامل حضوری و نگرانی‌های ناشی از شرایط جنگی، فرسودگی و کاهش انگیزه شغلی را در میان بخشی از معلمان افزایش داده است.

پیشنهاد برای جبران بحران آموزشی
کارشناسان مرکز، مجموعه‌ای از راهکارهای سیاستی و اجرایی را برای کاهش آسیب‌های آموزشی پیشنهاد کرده‌اند. از جمله مهم‌ترین پیشنهادها، راه‌اندازی یک پویش ملی برای جبران عقب‌ماندگی‌های آموزشی است. در این طرح، از معلمان بازنشسته، دانشجویان، استادان دانشگاه، نیروهای جهادی و سایر افراد داوطلب خواسته شده برای برگزاری کلاس‌های جبرانی به کمک نظام آموزشی بیایند. از سویی شرایط مناطق مختلف کشور یکسان نیست و تصمیم‌گیری متمرکز نمی‌تواند پاسخگوی همه نیازها باشد.
تمدید سال تحصیلی، برگزاری کلاس‌های جبرانی تابستانی، استفاده از فضاهای امن مانند مساجد، متروها و کلاس‌های زیرزمینی برای آموزش حضوری محدود، تقویت زیرساخت‌های سامانه شاد، ارائه اینترنت رایگان و تأمین ابزار هوشمند برای دانش‌آموزان کم‌برخوردار، از دیگر پیشنهادات است. این مرکز خواستار توسعه خدمات مشاوره روانشناختی برای دانش‌آموزان، خانواده‌ها و معلمان شده و تأکید کرده است که سلامت روان باید به‌عنوان بخشی از سیاست‌های آموزشی در شرایط جنگی مورد توجه قرار گیرد.
به نظر می‌رسد تداوم آموزش در شرایط جنگ تحمیلی سوم نیازمند مدیریت منعطف، مشارکت اجتماعی، تقویت زیرساخت‌ها و حمایت همه‌جانبه از دانش‌آموزان و معلمان است و بدون چنین اقداماتی، آثار بحران آموزشی می‌تواند سال‌ها بر نظام تعلیم و تربیت کشور باقی بماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.