آگاه: در عرصه جنگ سخت، شلیک صدها موشک بالستیک مقتدرانه و پهپادهای نقطهزن به پایگاههای نظامی ائتلاف متجاوز و رژیم صهیونیستی، شوک بزرگی را در سطح بینالمللی وارد کرد. در جبهه غربی، گزارشهای تحلیلی رسانههایی مثل فایننشال تایمز و وال استریت ژورنال به فرسایش شدید مالی و تسلیحاتی ناتو و ارتش آمریکا اذعان کردند. بر اساس این گزارشها، معادله اقتصادی نبرد کاملا به نفع ایران رقم خورد؛ چرا که پدافندهای غربی ناچار بودند برای رهگیری پهپادهای ارزانقیمت ایرانی هزینههای نجومی بپردازند. این بنبست راهبردی به شدت بر محبوبیت سیاسی دونالد ترامپ در داخل ایالات متحده ضربه زد و منجر به کاهش شدید رضایت عمومی از عملکرد وی و بروز چالشهای جدی اقتصادی مانند افزایش سرسامآور قیمت سوخت شد.
از سوی دیگر، شبکه پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس شامل پایگاه هوایی العدید در قطر، پایگاه الظفره در امارات، کمپ عریفجان در کویت، پایگاه پرنس سلطان در عربستان و ناوگان پنجم در بحرین، نه تنها بازدارندگی خود را از دست دادند، بلکه طبق تصاویر ماهوارهای فاش شده توسط واشنگتنپست، به آهنربایی برای جذب حملات دقیق ایران تبدیل شده و خسارات سنگینی را متحمل شدند. این وضعیت، افرادی مانند دنیس جان کوسینیچ، نماینده سابق کنگره آمریکا را وادار ساخت تا صریح اعلام کند که «جنگ با ایران چیزی جز بیآبرویی و مرگ برای سربازان آمریکایی ندارد.»
شبکههای اجتماعی و به ویژه پلتفرم ایکس در جریان حملات موشکی ایران، شاهد طوفانی از واکنشهای کاربران غیر ایرانی بود. ویدیوهای عبور موشکهای بالستیک ایرانی از فراز آسمان شهرهای عربی و اصابت دقیق آنها به پایگاه هوایی نواتیم و ستاد موساد، به سرعت به پربازدیدترین محتواهای جهان عرب تبدیل شدند. کاربران عربزبان با به اشتراک گذاشتن گسترده این تصاویر، غرور مخدوش شده خود در برابر دههها قلدری رژیم صهیونیستی را دوباره زنده کرده و کارآمدی پدافندهای چندلایه غربی را به ریشخند گرفتند.
یکی از جذابترین صحنههای این رویارویی مجازی، پاسخ دندانشکن کاربران عرب به تلاشهای ناکام ارتش اسرائیل بود. زمانی که سخنگوی عربزبان ارتش صهیونیستی سعی کرد با ادبیاتی نفاقآمیز و استفاده از کلیدواژههای تفرقهافکن مذهبی، ایران را دشمن اصلی اعراب معرفی کند، با کوبندهترین واکنشهای افکار عمومی مواجه شد. گویی کاربران عرب دست او را خواندند؛ به عنوان نمونه، کاربری در توییتی پربازدید نوشت: «مگر شما نبودید که صدها مسجد و بیمارستان را در غزه ویران کردید؟» کاربر دیگری به نام «محمد عایض» با انتشار تصاویر موشکهای فتاح در آسمان تلآویو، به زبان ساده نوشت: «ایران، متشکریم!» فعالان رسانهای برجستهای مثل «نبیل رجب» هم با مخاطب قرار دادن ارتش اسرائیل تاکید کردند که تفرقهافکنیهای مذهبی دیگر کارساز نیست، چرا که امروز تمام جهانیان ذات شما و جنایتهایتان را به خوبی میشناسند.
این همدلی مجازی در آمارهای رسمی افکارسنجی ملل عرب نیز تجلی خیرهکنندهای داشت. در نظرسنجیهای موسسه بینالمللی «عرب بارومتر»، ۵۵ درصد از مردم تونس حمایت قاطع خود را از مواضع دفاعی ایران اعلام کردند. شگفتانگیزتر اینکه بر اساس شاخص افکار عمومی عرب، در حالی که ۴۴ درصد از ملتهای عربی، اسرائیل و ۲۱ درصد آمریکا را بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی خود میدانند، سهم ایران در این تهدیدانگاری به رقم ناچیز ۶ تا هشت درصد سقوط کرد؛ امری که نشان داد پروپاگاندای ایرانهراسی غربیها به طور کامل فروپاشیده است. نویسندگان و نخبگان عرب این خروش افکار عمومی را با بیداری عظیمی مقایسه کردند که یادآور دوران جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۶ بود؛ روزگاری که محبوبیت یک کشور نه با موازنه مادی جنگافزارها، بلکه با شجاعت ایستادگی در برابر مستکبران سنجیده میشد.
نمیخواهیم برای اسرائیل بمیریم!
در سمت دیگر جهان و در کشورهای غربی، واکنش کاربران به جنگ تحمیلی علیه ایران، با موجی از خشم و اعتراض علیه سیاستهای جنگطلبانه حاکمانشان همراه بود. کاربران غربی با ایجاد و انتشار طرحهای گرافیکی و متنهای گزنده، صریح اعلام کردند که هیچ تمایلی ندارند جان خود را فدای ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی کنند. جملاتی نظیر «من نمیخواهم برای اسرائیل بمیرم» و «پس بارون ترامپ (پسر رئیسجمهور آمریکا) کی برای جنگ ثبتنام میکند؟» با هشتگ SendBarron # به ترندهای روز تبدیل شدند. حامیان سابق ترامپ یعنی جنبش ماگا با احساس فریبخوردگی عمیق، میمهای گزندهای را دست به دست کردند؛ از جمله تصویری که در آن یک رأیدهنده میگوید: «اما من به سیاست بدون جنگ جدید رأی داده بودم!» و ترامپ در پاسخ، تابوتی را به او نشان میدهد و میگوید: «در این جعبه بخواب!»
به زبان لگو
یکی از درخشانترین و خلاقانهترین پیروزیهای ایران در عرصه نبرد روایتها، تسخیر تایملاینهای غربی با انیمیشن لگویی بود که توسط گروه رسانه انفجاری ساخته شد و بیش از ۴۵۵ میلیون بازدید جهانی به دست آورد. استفاده از فیگورهای دوستداشتنی لگو، انتخابی فوقالعاده هوشمندانه بود. الگوریتمهای یوتیوب، تیکتاک و اینستاگرام این ویدیوها را نه به عنوان محتوای خشن جنگی، بلکه به عنوان آثار سرگرمکننده و هنری شناسایی کرده و بدون سانسور، به تایملاین مخاطبان غربی فرستادند.
این انیمیشنها که مثل زبانی جهانی عمل کردند، مثل یک اسب تروای رسانهای کار کردند. نوجوانان و جوانان غربی که معمولا توجهی به تحلیلهای خشک سیاسی ندارند، با هیجان به تماشای این لگوهای متحرک نشستند و حقیقت فاجعه موشکی مدرسه شجره طیبه در میناب و سایر ابعاد جنگ را از دیدگاه ایران تماشا کردند. این قالب نوستالژیک و صمیمی، گارد دفاعی مخاطبان غربی را که سالها تحت تاثیر اخبار یکطرفه بودند، فرو ریخت و آنها را به تفکر مستقل درباره اقدامات دولتهایشان واداشت. این موفقیت چنان لرزهای بر پیکر غولهای رسانهای غربی انداخت که بسیاری از رسانههای بینالمللی گزارشهای تحلیلی از این انیمیشنها و تیم سازنده منتشر کردند. کاردینال بلیز کپیچ، اسقف اعظم شیکاگو، مدعی شده بود که این انیمیشنها ارزش جان انسانها را پایین میآورند. در حالی که این انیمیشنها تنها بازتابی از جنگافروزی و قتل عام اسرائیلی- آمریکایی بود. این واکنش به خوبی نشان داد این مکعبهای پلاستیکی کوچک تا چه حد توانستهاند انحصار تصویرسازی رسانههای بزرگ غربی را درهم بشکنند.
بومبوم تلآویو
در قلمرو هنر و موسیقی، آهنگ انگلیسیزبان «بوم بوم تلآویو» به یک پدیده بیرقیب بینالمللی تبدیل شد. این اثر توسط لوکاس گیج ایتالیایی ساخته شده و با استفاده از هوش مصنوعی و سبک ریتمیک، به موضوع حملات موشکی و تقابل جبهه مقاومت با اسرائیل میپردازد. این قطعه موسیقی پرانرژی که غرش موشکهای ایرانی را با ریتمهای مدرن پیوند میداد، طبق گزارشهای رسانهای بیش از یک میلیارد بار در سراسر جهان شنیده شد و یوتیوب و تیکتاک را تکان داد.
کاربران در سراسر جهان، از پاکستان و ترکیه گرفته تا لبنان و کشورهای غربی، با این قطعه ویدیوهای خلاقانه ساختند، دابسمش کردند و آن را به نماد اعتراض به جنایات صهیونیستها تبدیل کردند. اشعار حماسی و مستقیم این اثر مانند «چگونه است که کودکان بیگناه را مسخره میکردید، اما حالا خودتان زیر باران موشکها به لرزه افتادهاید؟» به طور مستقیم وجدان بیدار جامعه جهانی را هدف قرار داد. این آهنگ به دنیا نشان داد که هنر میتواند بدون لکنت، صدای حقیقت باشد. در کنار آن، آثاری چون تکآهنگ «حسبیالله» محسن چاوشی نیز به سرعت مرزها را درنوردید و حتی هجمه رسانههای خارجی به آن، تنها به وایرال شدن و محبوبیت بیشتر این اثر حماسی در میان مخاطبان منطقهای کمک کرد.
حماسه تجمعات شبانه و بیداری مردم
مخاطبان تصاویر خیرهکننده بیش از ۸۰ شب حضور پیاپی و مقتدرانه مردم در تجمعات شبانه میدانهای ایران را با شگفتی دنبال کردند. کاربران عراقی و سایر ملتهای منطقه با اشتراکگذاری این تجمعات عظیم، آن را مظهر بیداری ملی و سرمایه اجتماعی عظیمی توصیف کردند که اراده پولادین یک ملت را در برابر تهدیدات ائتلاف غربی به نمایش گذاشته است. تماشای ملتی که در پرتو رهبری بصیر خود، خیابانها را به دژی مستحکم از قدرت نرم تبدیل کرده بود، روحیه مقاومت را در دل ملتهای منطقه زنده نگه داشت و الهامبخش بیداری عمیقتری در پهنه افکار عمومی جهان شد.
طلوع نظم نوین پساآمریکایی در جهان
تمام آنچه مرور شد نشان میدهد که مردم ایران در جنگ تحمیلی سوم، فراتر از موفقیت مقتدرانه موشکی در میدان سخت، پیروز بلامنازع جنگ روایتها در عرصه دیپلماسی عمومی بوده است. جایی که کاربران غیرایرانی از شرق تا غرب عالم، روایت پیروزمندانه ایران را از طریق طنزهای گزنده، موسیقیهای با بازدیدهای میلیاردی و انیمیشنهای اثرگذار لگویی با اشتیاق پذیرفتند و نشان دادند که در نظم نوین جهانی، حقیقت از پشت دیوارهای سانسور عبور کرده و در قلب ملل جهان جای گرفته است و به پرچمدار بیداری ملل و هندسه نوین جهانی تبدیل شده است که در آن، هژمونی فرسوده آمریکا راهی جز عقبنشینی و تسلیم در برابر اراده فولادین ملتها ندارد.
نظر شما