آگاه: این شبکه در طول بیش از ۱۵ سال فعالیت خود، چرخههای متعددی از تغییر دکوراسیون، جابهجایی استودیوها، تغییر لحن سیاسی و بحرانهای مالی مداوم را تجربه کرد. با این حال، تحلیل کارشناسان حوزه ارتباطات و رسانه نشان میدهد که رفتارهای رسانهای این شبکه همواره حول سه محور تکرارشونده و ساختاری شکل گرفته بود؛ بهرهگیری از ترفند تبلیغاتی و مالی تعطیلدرمانی برای جذب منابع جدید و جلب توجه مخاطبان، انتشار روایتهای ساختگی و شایعاتی که با گذشت زمان، کذب بودن آنها به وضوح افشا شد و در نهایت اعترافات صریح و دیرهنگام بنیانگذار این شبکه در بخشهای پایانی مبنی بر ضعف ساختاری.
یکی از پرسشهای کلیدی که همواره ذهن مخاطبان را به خود مشغول میکرد، چگونگی تداوم فعالیتهای پرهزینه شبکه منوتو با وجود ادعاهای مداوم مدیران آن مبنی بر ورشکستگی و بیپولی بود. تعطیلدرمانی، راهبردی بود که در آن اعلام خبر تعطیلی موقت یا دائم شبکه، به عنوان یک ابزار بازاریابی سیاسی و مالی مورد استفاده قرار میگرفت. بر اساس این ترفند، شبکه با برانگیختن عواطف مخاطبان و ایجاد حس دلسوزی، از یک سو سعی در وفادارسازی مجدد بینندگان خود داشت و از سوی دیگر، اهرم فشاری بر حامیان مالی غربی و منطقهای خود ایجاد میکرد تا بودجههای جدیدی را به رگهای شبکه تزریق کنند.
برای اولین بار در پاییز سال ۱۴۰۲، کیوان عباسی، مدیر شبکه منوتو با انتشار بیانیهای اعلام کرد که به دلیل عدم دستیابی به درآمدهای پایدار، فعالیت این تلویزیون تا ژانویه ۲۰۲۴ متوقف خواهد شد. این خبر موجی از واکنشها را برانگیخت و مجریان شبکه با تکیه بر مشکلات بودجهای تلاش کردند تا مظلومنمایی ویژهای را به نمایش بگذارند. اما مدت کوتاهی پس از این نمایش عاطفی، شبکه با استودیوهای پیشرفتهتر، دکورهای نوساز و پرهزینه و تولید آثار سنگینی مانند مستند «ایران دهه پنجاه» به آنتن بازگشت. این حجم از سرمایهگذاری جدید بلافاصله پس از ادعای بیپولی مطلق، نشان داد که بحران مالی اعلامشده تنها ترفندی برای جلب توجه، تحت فشار قرار دادن حامیان برای پرداختهای بیشتر و بازسازی برند بوده است. افزون بر اهداف تبلیغاتی، پدیده تعطیلدرمانی کاربردهای حقوقی و مالیاتی نیز برای این رسانه داشت. ریزش شدید مخاطبان به دلیل اتخاذ مواضع ضدایرانی شدید، همچون دفاع از ایده تحریمهای اقتصادی همهجانبه، توجیه حمله نظامی خارجی به زیرساختها و بیتفاوتی نسبت به شهادت کودکان در مدرسه شجره طیبه میناب، مدیران این شبکه را ناچار کرد تا بار دیگر با استفاده از سناریوی تعطیلی، از این فشار گریخته و به بسترهای کمهزینهتر و با نظارت کمتر مانند یوتیوب نقل مکان کنند.
روایتهای ساختگی و اخبار جعلی افشاشده
سرمایه اصلی هر رسانه، صحت و اعتبار اخبار آن است؛ اصلی که در شبکه «منوتو »بارها به پای اهداف سیاسی قربانی شد. در دوران التهابات اجتماعی و ناآرامیهای داخل کشور، این شبکه با اتکا به فرآیندها و تکنیکهای هدایتشده جنگ نرم، حجم وسیعی از گزارشهای راستیآزمایی نشده را روی آنتن میبرد که با گذشت زمان کذب بودن آنها آشکار میشد.
یکی از نمونههای بارز این رفتارهای دروغین، ادعای تصرف و سقوط شهر اشنویه در بحبوحه ناآرامیها بود. منوتو با انتشار تصویری مدعی شد که کنترل این شهر به طور کامل از دست نیروهای دولتی خارج شده است اما بررسیهای مستقل اینترنتی خیلی زود نشان داد که این تصویر مربوط به یک تجمع تفریحی در روزهای نوروز در شهر مریوان بوده است. این الگو در حوادث گستردهتر نیز تکرار شد. ادعاهای مربوط به چگونگی فوت مهسا امینی بدون ارائه مستندات پزشکی معتبر، شایعهپراکنیهای مداوم درباره سلامت و وضعیت جسمانی رهبر شهید انقلاب و گزارشهای تخیلی از حادثه دانشگاه شریف نمونههای بارزی از شایعهسازی بودند که افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دادند اما با گذشت زمان پوچ بودن آنها مشخص شد. افزون بر این، اخبار پیدرپی درباره بیماری سخت و فوت رهبر انقلاب که با هدف تزریق التهاب به جامعه مطرح میشد، با سخنرانیهای زنده و حضور عمومی ایشان در روزهای بعد به کلی تکذیب و بیاثر شد.
اعتراف صریح بنیانگذار «منوتو »به دروغهای رسانهای
مرحله نهایی فروپاشی شبکه «منوتو »با افشاگریهای بیرونی رقم نخورد، بلکه توسط شخص بنیانگذار و مدیر ارشد آن در یک گفتوگوی صریح و بیپرده در بستر یوتیوب و پادکستهای پایانی شبکه به ثبت رسید. کیوان عباسی در این برنامهها که با عنوان «منوتو پادکست» در پلتفرمهای تعاملی منتشر شد، در پاسخ به پرسشهای مخاطبان و اعضای کانال یوتیوب، لب به اعترافاتی باز کرد که حقیقت پشت پرده این رسانه را برملا ساخت، اگرچه صداقت در کلام مجریان و کارشناسان این شبکه امر نایابی است.
عباسی در این پادکستها صراحتا پذیرفت که تیم مدیریتی و سازندگان این شبکه در کار رسانهای قوی نبوده و نتوانستهاند مدل موفقی برای کارکرد رسانهای حرفهای ارائه دهند. او با اشاره به بحران مخاطب فاش کرد که تعداد بینندگان واقعی و وفادار ماهوارهای آنها به حدود ۱۳ هزار نفر سقوط کرده بود؛ واقعیتی که نشان داد ادعاهای پیشین درباره برخورداری از میلیونها بیننده، تا چه حد با واقعیت فاصله داشته است. وی همچنین پذیرفت که نداشتن توانایی در درآمدزایی پایدار و ناکارآمدی در جلب رضایت کارفرمایان رسانهای، شبکه را به پایان خط رسانده است.
اما میتوان گفت جنجالیترین بخش حرفهای مدیر منوتو، مربوط به افشای آمارهای نادرست کشتهشدگان در ناآرامیهای دی سال ۱۴۰۴ بود. در جریان آن حوادث، رسانههای اپوزیسیون خارج از کشور با هدف ایجاد فضایی برای توجیه دخالتهای خارجی و تحریمهای کمرشکن، تلاش کردند آمار تلفات را به رقمهای نجومی چند ۱۰ هزار نفری برسانند و آن را به عنوان «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» معرفی کنند. کیوان عباسی در پادکست پایانی خود با بیانی که بیش از هر چیز ماهیت مادی و تجاری رسانه را نشان میداد، صریح به این آمارسازیهای دروغین اعتراف کرد و گفت: «ما نتوانستیم آمار ۴۲ هزار نفر کشته را به مخاطبانمان بفروشیم و آنها را قانع کنیم.»
مدیر شبکه منوتو اقرار کرد که آمارهای ساختگی نظیر ۳۰ هزار، ۴۰ هزار، ۵۰ هزار و ۹۰ هزار کشته که در بوقهای تبلیغاتی مطرح میشد، آنقدر بیاساس و ناشیانه سرهم شده بود که «توی کت هیچکس نرفت» و هیچ مخاطبی آن را باور نکرد. او با صراحت اعتراف کرد که این شبکه در نهایت تنها توانست آمار ۱۳۰۰ نفر را با نام و عکس منتشر کند و فراتر از آن، هیچ سند عینی برای ارقام فضایی ادعا شده وجود نداشت. این در حالی بود که در مقابل، آمارهای رسمی ارائه شده از سوی نهادهای داخلی که با شماره ملی، عکس و مشخصات دقیق منتشر شد، تعداد ۳۱۱۷ نفر را ثبت کرد و راه را بر هرگونه ادعای جعلی بیشتر بست. این اعترافات دیرهنگام که نه از روی وجدان بیدار، بلکه به دلیل قطع جیره و مواجب دلاری اربابان غربی و در آستانه فرار از پاسخگویی به کارفرمایان بیان شد، حقیقت پروژه کشتهسازی را برای همگان آشکار کرد.
فرجام کار و درسهایی از سقوط یک ماشین تبلیغ
پرونده رسانهای شبکه منوتو نشان داد که هیچ رسانهای نمیتواند بدون پایبندی به اصول بدیهی صداقت، شفافیت مالی و واقعبینی میدانی در بلندمدت زنده بماند. استفاده پیدرپی از ترفندهای هیجانی برای پنهان کردن تضادهای درونی و فرار مالیاتی، در نهایت کارکرد خود را از دست داد و نتوانست مانع سقوط آزاد شبکه شود. دروغهای رسانهای و شایعهپراکنیهای مداوم که کذب بودنشان یکی پس از دیگری آشکار شد، اعتبار این شبکه را به کلی مخدوش کرد. در نهایت، اعترافات صریح کیوان عباسی به ناکارآمدی ساختاری تیم رسانهای، نقطه پایانی بر ادعاهای ۱۵ساله این بوق تبلیغاتی گذاشت. سرنوشت منوتو درس عبرتی برای تمامی جریانات رسانهای است و نشان میدهد که فریب افکار عمومی و تجارت آشوب، فرجامی جز فروپاشی و اعتراف تلخ به ناکامی در برابر حقیقت نخواهد داشت.
نظر شما