آگاه: اکنون که به سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی نزدیک میشویم، درصدد برآمدیم نگاهی به استکبارستیزی در ساحت اندیشه ایشان بیندازیم و سپس به بازخوانی بخشی از مهمترین بیانات رهبر شهید انقلاب در سخنرانیهای سالانهشان در حرم امام (ره)- در شناخت و تبیین هرچه بیشتر گفتمان پیر جماران- پرداختهایم:
معمار کبیر انقلاب به تاسی از آموزههای اسلامی، محیط بینالملل را به صورت دوقطبی و بر مبنای مواجهه ایدئولوژیک دو جناح مستکبرین و مستضعفین مینگریست و سیاست اصلی انقلاب را حول محور تقابل و منازعه آشتیناپذیر با کانونهای استکبار جهانی در شرق و غرب و گسست کامل از آنان تعریف میکرد: «من بارها گفتهام و در این روز بزرگ میگویم تا قطع تمام وابستگیها به تمام ابرقدرتهای شرق و غرب، مبارزات آشتیناپذیرانه ملت ما علیه مستکبرین ادامه دارد.» (صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۴۷)
امام به صورت رسمی، جدایی و عدم تعهد همهجانبه نهضت را به ابرقدرتهای مستکبر اعلام و مسیر سومی را ترسیم کرد که «صراط مستقیم نه شرقی و نه غربی» نام دارد: طبق فرمایشات امام روحالله «چنانچه این انقلاب اسلامی یک انقلاب عادی نیست و متکی به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمیباشد، از این جهت، ویژگیهای خاص خود را داشته و دارد. و با پیمودن صراط مستقیم «لا شرقیه و لا غربیه» در مقابل هر دو قطب ایستاده است و از هیچ یک از قدرتهای افسانهای نهراسیده است که همین موجب پیروزیهای معجزهآسایش گردید؛ گرچه موجب توطئهها و آتشافروزیهای فراوان علیه خودش هم شد لکن در هیچ مرحلهای عقبگرد نکرد.» امام خمینی (ره) ماندن در زیر سلطه مستکبرین را مایه خفت و سرشکستگی مسلمانان میدانست و میفرمود: «آیا برای مسلمانان جهان ننگ نیست که با این همه سرمایههای انسانی و مادی و معنوی، با داشتن چنین مکتب مترقی و پشتوانه الهی تن به سلطه قدرتمندان مستکبر و دزدان دریایی و زمینی قرن بدهند؟» حضرت روحالله با اطمینان کامل به صدق وعده وراثت ارض در قرآن کریم، همه مستضعفان جهان را به خودآگاهی، تشکل و ایجاد یک سنگر مقاومت و یک بلوک ضد هژمون رویاروی جبهه استکبار فرا میخواند و تاکید میکرد: «من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا و من امیدوارم که یک حزب به اسم «حزب مستضعفین» در تمام دنیا به وجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالم ظلم کنند و ندای اسلام را و وعده اسلام را- که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و «وراثت ارض» برای مستضعفین است- متحقق کنند. تا کنون مستضعفین متفرق بودند و با تفرقه، کاری انجام نمیگیرد. اکنون که نمونهای از پیوند مستضعفین در بلاد مسلمین تحقق پیدا کرد، این نمونه باید به یک سطح وسیعتری، در تمام قشرهای انسانهای تاریخ، تحقق پیدا کند به اسم «حزب مستضعفین»، که همان «حزباللّه» است و موافق اراده خدای تبارک و تعالی است که مستضعفین، وارث ارض باید بشوند.»
استکبارستیزی در وصایای روحالله
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که با رهبری بزرگترین انقلاب ضد استکباری تاریخ معاصر جهان تحول شگرفی در محیط بینالملل ایجاد کرد و علاوه بر شکست ابرقدرتها موجب بیداری ملتهای آزادیخواه تحت سلطه مستکبران شد، در خرداد ۱۳۶۸ به دیار باقی شتافت و در وصیتنامه سیاسی- الهیاش که میراث گرانقدر وی محسوب میشود، افق حرکت ملت ایران و همه مستضعفان جهان را به روشنی ترسیم کرد.
امام با تاکید دوباره بر راهبرد استکبارستیزی و تحریک تودههای انسانی به خیزش علیه ابرقدرتها نشان میداد که این راهبرد ویژگی مقطعی ندارد بلکه تا رسیدن به مقصود نهایی باید پیوسته سرلوحه کار جبهه مستضعفین باشد. ایشان خطاب به تمامی پویندگان راه آزادی مینویسد: «وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شما نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دستاندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند... و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم میکنند از کشور خود برانید؛ خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.»
رهبر شهید درباره امام چه میگفتند؟
پس از ارتحال ایشان، رهبر شهید انقلاب همان مسیر را ادامه میدادند و در سخنرانیهای سالانهشان در حرم امام خمینی (ره) از خط مشی و «بایدهای» گفتمان امام سخن میگفتند. در همین رابطه به بازخوانی مهمترین محورهای سخنرانیهای حضرت آیتالله خامنهای(ره) در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ پرداختهایم؛ سخنانی که نقشه راهی پیش روی همگان برای مبارزه با سلطهگری استکبار و جنایتهای رژیم صهیونیستی در قبال مردم فلسطین قرار میدهد و نشان میدهد، ایران اسلامی مسیر درست و به حقی را در قبال مبارزه با سلطهگری ایالات متحده آمریکا تعیین و مشخص کرده است.
۱۴ خرداد ۱۳۸۸
امام ملت ما را به این باور رساند که میتواند بایستد و مقاومت کند.
امام ملت ما را به این باور رساند که میتواند در دنیا، در سیاستهای بینالملل اثر بگذارد.
اگر ملت ما میخواهد دشمنان دیگر جرات تهدید او را پیدا نکنند، باید راه امام را برود.
اگر ملت ما پیشرفت و عدالت را میخواهد، راه امام را باید برود.
خطر بزرگ برای کشور ما جدا شدن از خط مبارک امام است.
۱۴ خرداد ۱۳۸۹
فکر غلطی است که برای اینکه کسانی که مخالف امام هستند به امام علاقهمند شوند، باید ما بعضی از مواضع صریح امام را یا پنهان کنیم یا نگوییم یا کمرنگ کنیم.
امام بارها مرتجعین را با تعبیرات سخت و تلخ محکوم و از خود دور کرد.
امام نهضت را جهانی میدانست و انقلاب را متعلق به همه ملتهای مسلمان، بلکه غیر مسلمان معرفی میکرد.
امام صریحا فرمود: اسرائیل یک غده سرطانی است. امام ملاحظه کسی را نکرد.
اسلام آمریکایی یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بیتفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیادهخواهی، اسلام بیتفاوت در مقابل دستاندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، اسلام کمک به اقویا، اسلامی که با همه اینها میسازد.
۱۴ خرداد ۱۳۹۲
مردم در چشم امام بزرگوار، عزیزترین بودند؛ دشمنان مردم، منفورترین بودند.
امام بزرگوار غیرت دینی مردم را برانگیخت و ملت ایران الگوی استقامت و بصیرت شد.
امام ابزار تسلط ابرقدرتها را از دست آنها گرفت، به ملت ایران گفت «شما میتوانید».
تا روزهای آخر زندگی، هیچ کس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانی از افسردگی و تردید و خستگی و وادادگی و تسلیمطلبی پیدا نکرد.
امام فرهنگ ظالمانه سرمایهداری را رد میکند، اما احترام به مالکیت، احترام به سرمایه و کار را مورد تاکید قرار میدهد.
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
برای اینکه به هدف برسیم، باید راه را گم نکنیم برای اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشه اصلی و اساسی، جلوی چشم ما باشد، آن را بشناسیم و بدانیم. نقشه امام، کار اصلی امام، بنای یک نظم مدنی - سیاسی براساس عقلانیت اسلامی بود.
اگر شما دیدید کشوری در مقابل آمریکا نافرمان است و آمریکا مثلا حمله نظامی نمیکند یا تحریم نمیکند، بدانید یک اشکالی آنجا وجود دارد؛ یعنی مانعی بر سر راه وجود دارد؛ به زبان ساده، نمیتواند انجام بدهد که انجام نمیدهد؛ اگر بتواند، انجام میدهد. تنها جرم این کشور نافرمان هم این است که در مقابل آمریکا حاضر به تسلیم نیست.
آمریکاییها برای اینکه این کشور را به زانو دربیاورند، از هیچ کاری فروگذار نمیکنند؛ هر کاری برایشان ممکن باشد انجام میدهند؛ اگر کاری انجام ندهند بهخاطر نتوانستن است.
۱۴ خرداد ۱۳۹۴
منظومه فکری امام دارای خصوصیات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی متکی و مبتنی بر یک جهانبینی است که این جهانبینی عبارت است از توحید.
امام در مقابله میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه مظلومان بود؛ صریح و بدون ملاحظه و بیتقیه این را بیان میکرد. طرفدار جدی مظلومان جهان بود.
امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود.
امام با مستکبرین سر آشتی نداشت.
از خطوط اصلی تفکر امام، مسئله استقلال کشور، رد سلطهپذیری است.
با مروری بر اندیشههای استکبارستیزی امام عزیز و شناختی که رهبر شهید از ایشان داشت میتوان پی پرد نگاه امام خمینی (ره)، فراتر از یک شعار سیاسی یا یک تقابل ساده میان دو کشور، یک «جهانبینی انقلابی» و یک «پارادایم اخلاقی-سیاسی» است. برای تحلیل این موضوع، باید آن را در سه لایه بررسی کرد.
۱-تقابل دوگانه «مستکبر» و «مستضعف»: ایشان سیاست را از فضای «سود و زیان» به فضای «حق و باطل» منتقل کردند. در این نگاه، استکبار یعنی خودبزرگبینی، ظلم، سلطهگری و تلاش برای حفظ نظم ناعادلانه جهانی. در مقابل، مستضعفان تنها گروههای محروم اقتصادی نیستند، بلکه هر کسی است که در برابر ظلم و سلطه، حق حاکمیت خود را مطالبه میکند.
۲-جهانشمول بودن: استکبارستیزی امام خمینی (ره) ضدیت با یک ملت خاص نبود، بلکه ضدیت با یک شیوه از زندگی و حکومت بود. ایشان هدف خود را نه فقط نجات ایران، بلکه بیداری جهانیان، بهویژه در جهان سوم (آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) قرار میدادند. این نگاه، استکبارستیزی را به یک «جهانبینی آزادیخواهانه» تبدیل کرد.
۳-پیوند اخلاق و سیاست: در اندیشه ایشان، سیاست بدون اخلاق، تبدیل به ابزاری برای هیولا شدن (استکبار) میشود. لذا استکبارستیزی یعنی بازگرداندن عدالت و حقوق انسانی به عرصه سیاست، از طریق مبارزه با قدرتهای مغرور.
حال پرسشی که طرح میشود این است: به چه اندازه توانستهایم «استکبارستیزی» را در داخل و حتی خارج از کشور ترویج و ثابت کنیم، آمریکا هیچگاه دلسوز مردم ایران و سایر دولتهای منطقه نبوده و نخواهد بود. آنچه مشخص است، هویت سیاسی ایران فقط معطوف به تابعیت دو قطبی (شرق یا غرب) نیست. گفتمان «نه شرق، نه غرب» در واقع یکی از محصولات مستقیم استکبارستیزی بود که توانست استقلال سیاسی ایران را در سطح جهانی تثبیت کند. از سوی دیگر با وجود تاثیرگذاری در برخی جنبشهای آزادیخواه، نتوانستهایم این گفتمان را به یک «نظریه سیاسی جهانی» مانند مارکسیسم یا لیبرالیسم تبدیل کنیم که در دانشگاهها و محیطهای علمی جهان به عنوان یک راهکار برای مدیریت جهان شناخته شود. ضمن آنکه باید توجه داشت، یکی از بزرگترین چالشها این است که «استکبارستیزی» در بسیاری از لایههای داخلی، از یک «فلسفه عمیق برای عدالتخواهی» به یک «شعار سیاسی ساده یا تقابل با دشمن» تقلیل یافته است. وقتی استکبارستیزی فقط در قالب «مخالفت با فلان کشور» دیده شود، لایه اخلاقی و جهانی آن از بین میرود.
آمریکا، منفور همیشگی ایرانیان
اما نگاه جامعه امروز ایرانی به آمریکا چیست؟ قبل از آنکه دو جنگ بر ملت ما تحمیل شود ـ جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه ـ بودند افرادی که در داخل نسخه اصلی را نزدیکی به آمریکا و مذاکره و گفتوگو با او میدانستند. در زمان حیات مبارک رهبر شهیدمان و با موافقت معظمله، دو بار پای میز مذاکره حاضر شدیم اما در هر دو مرتبه آمریکا بدعهدی کرد و تجاوز را به جای گفتوگو برگزید. همین رویکرد تجاوزکارانه ترامپ تروریست یا بهتر است بگوییم سیاستهای استکباری آمریکا منجر شد، نگاههای سیاسی و پوششها دیگر کنار برود، از اصولگرا، اصلاحطلب و میانهرو گرفته تا بانوی محجبه و شلحجاب و بیحجاب ایمان آوردهاند «آمریکا و رژیم اسرائیل» به غیر از تغییر نقشه ایران به هیچ مولفه دیگر نمیاندیشد. کافی است تصاویری که این شبها از خیابانهای تهران و سایر استانها مخابره میشود را دید و پیرامونش تحلیل کرد. مردم یک حرف اصلی میزنند، باید در مقابل سیاست استکباری قد علم کرد و این همان حرف امامین انقلاب بود. به همین جهت باید به خوبی و طبق فرمایشات بزرگان انقلاب تبیین کرد، دنیای بدون استکبار، دنیایی است که در آن قدرت، در خدمت عدالت است، نه در خدمت هیولاها.
رهبر شهید
بهترین مفسر خط امام بود
هر سال در ۱۴ خرداد جمع کثیری از مردم ایران از اقصی نقاط کشور خود را به حرم مطهر امام خمینی (ره) میرساندند و در مراسم سالگرد ارتحال ایشان شرکت میکردند تا از بیانات گوهربار خلف بر حق بینانگذار کبیر جمهوری اسلامی استفاده کنند. در همین رابطه برخی از تحلیلگران سیاسی میگفتند در دو سخنرانی رهبر انقلاب چشمانداز کشور ترسیم و اعلام میشود. نخست سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای در اجتماع پرشور مردم مشهد و در جوار حرم حضرت علیابن موسیالرضا (ع) و دیگری حضور و سخنرانی در مراسم سالگرد حضرت روحالله؛ نطق ایشان در هر دو مراسم با بازتاب گسترده رسانههای داخلی، عربی و منطقهای روبهرو میشد چرا که آخرین موضعگیری نظام ایران به جهان اعلام میشد اما امسال دیگر خبری از حضور حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (قدس) نیست. معظمله اسفند سال گذشته به دستور دونالد ترامپ و با مشارکت و نقشآفرینی بنیامین نتانیاهو به شهادت رسیدند. هرچند «پدر امت» دیگر در بین ولینعمتان انقلاب حضور ندارند اما تا زمانی که زعامت کشور را برعهده داشتند، هر سال در سخنانشان به تبیین مهمترین ویژگیهای سیاسی «امام امت» میپرداختند. حال نگاهها به وقت خرداد ۱۴۰۵ باز به حرم امام دوخته شده است تا حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای در پیام مکتوبشان از راه، مسیر و گفتمان امامین انقلاب بگویند و راه را برای مردم و عاشقان حضرت روحالله نشان دهند. با توجه به اهمیت مباحث مطرح شده، موضوعات محوری و جملات منتخب بیانات ۳۵ سال اخیر رهبر شهید انقلاب در مراسم سالگرد رحلت امام (ره) را بازنشر میکنیم:

نظر شما