آگاه: جنگ اخیر ایران نیز از این قاعده مستثنا نبود. اگرچه هنوز ارزیابی جامعی از خسارتهای زیستمحیطی این درگیری منتشر نشده، اما شواهد و گزارشهای پراکنده از آسیب به درختان، تلف شدن پرندگان، مرگ حیوانات خانگی، آلودگی هوا و تخریب بخشی از زیستگاههای طبیعی حکایت دارد. در کنار این خسارتهای قابل مشاهده، بخش مهمی از پیامدهای جنگ در لایههای پنهانتر محیط زیست رخ میدهد؛ جایی که آثار آن ممکن است تا سالها بعد آشکار نشود.
وقتی دود جنگ در ریههای طبیعت مینشیند
یکی از نخستین پیامدهای جنگ، آلودگی گسترده هواست. حمله به انبارهای سوخت، مخازن نفتی، پالایشگاهها و مراکز صنعتی سبب آتشسوزیهای وسیع و انتشار حجم زیادی از آلایندهها در جو میشود. سوختن نفت و فرآوردههای پتروشیمی تنها به تولید دود ختم نمیشود؛ بلکه ترکیباتی مانند ذرات معلق ریز، اکسیدهای گوگرد و نیتروژن، هیدروکربنهای سمی و فلزات سنگین را وارد هوا میکند. این آلایندهها نهتنها سلامت انسان را تهدید میکنند، بلکه بر گیاهان، جانوران و حتی کیفیت خاک و آب نیز اثر میگذارند.
در جریان جنگهای معاصر، از جنگ خلیج فارس تا درگیریهای اخیر، بارها مشاهده شده که آتشسوزی تاسیسات نفتی به بحرانهای زیستمحیطی گسترده منجر شده است. در جنگ اخیر نیز آتش گرفتن برخی تاسیسات و مخازن سوخت نگرانیهایی را درباره افزایش آلودگی هوا و انتشار مواد سمی در محیط ایجاد کرد. این آلودگیها ممکن است توسط باد به مناطق دورتر منتقل شوند و محدوده اثر آنها بسیار فراتر از محل وقوع حادثه باشد.
زخمهای پنهان زیر خاک؛ از مخازن سوخته تا خاک آلوده
اما خسارتهای جنگ تنها در آسمان باقی نمیماند. بخشی از مواد نفتی و شیمیایی ناشی از انفجارها و آتشسوزیها وارد خاک میشود. آلودگی خاک از مهمترین و ماندگارترین پیامدهای جنگ است؛ زیرا برخلاف دود که پس از مدتی پراکنده میشود، مواد آلاینده میتوانند سالها در خاک باقی بمانند. این مواد ساختار شیمیایی خاک را تغییر میدهند، حاصلخیزی آن را کاهش میدهند و در مواردی از طریق گیاهان وارد زنجیره غذایی میشوند.
همچنین احتمال نفوذ این آلایندهها به منابع آب زیرزمینی وجود دارد. نشت سوخت، روغنهای صنعتی و مواد شیمیایی میتواند از طریق بارندگی یا روانآبها به رودخانهها، تالابها و سفرههای آب زیرزمینی راه پیدا کند. در کشوری مانند ایران که با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند، هرگونه آلودگی منابع آب میتواند پیامدهایی فراتر از یک حادثه مقطعی داشته باشد. این اتفاقی است که احتمال وقوع آن در جریان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به انبارهای نفت تهران و کرج بسیار وجود دارد. در چنین شرایطی برای جلوگیری از نشت مواد نفتی یا گازوییل در لایههای عمیقتر خاک، باید محل آلوده به طور کامل خاکبرداری شده و به جای دیگری منتقل شود. در غیر این صورت نفوذ مواد نفتی به خاک، علاوه بر از بین بردن پوشش گیاهی منطقه و نفوذ در آبهای زیرزمینی، خطر نشت به چاههای آب یا فاضلاب مسکونی را دارد که اشتعال آن میتواند خطرآفرین باشد.
پرندگان، حیوانات و قربانیان بیصدای انفجارها
در کنار آلودگیهای شیمیایی، آلودگی صوتی یکی دیگر از آثار کمتر مورد توجه جنگ است. صدای انفجارها، شلیک موشکها، پرواز جنگندهها و سامانههای پدافندی میتواند تاثیرات جدی بر حیات وحش برجای بگذارد. کارشناسان محیط زیست سالهاست هشدار میدهند که بسیاری از گونههای جانوری نسبت به صداهای شدید حساس هستند. پرندگان برای جهتیابی، ارتباط با یکدیگر و یافتن جفت به سیگنالهای صوتی وابستهاند و اختلال در این سامانهها میتواند رفتار طبیعی آنها را برهم بزند.
در روزهای جنگ، گزارشهایی از مشاهده پرندگان تلفشده در برخی مناطق منتشر شد. متخصصان معتقدند که در مواردی شوک ناشی از انفجارهای شدید و استرس ناگهانی میتواند موجب ایست قلبی یا اختلالات فیزیولوژیک در پرندگان شود. حتی اگر مرگ مستقیم رخ ندهد، ترس و آشفتگی ناشی از انفجارها ممکن است باعث ترک زیستگاه، کاهش موفقیت تولیدمثل و برهم خوردن الگوهای مهاجرتی شود. حیوانات خانگی نیز از این آسیبها در امان نیستند.
درختان و پوشش گیاهی نیز قربانیان خاموش جنگ هستند. موج انفجار، حرارت ناشی از آتشسوزی، انتشار آلایندهها و جابهجایی خاک میتواند به پوشش گیاهی آسیب برساند. گاهی این آسیب به شکل سوختگی و خشکیدگی مستقیم مشاهده میشود و گاهی در قالب کاهش رشد و تضعیف تدریجی گیاهان خود را نشان میدهد. در شهرها، آسیب به درختان به معنای کاهش یکی از مهمترین سدهای طبیعی در برابر آلودگی هواست.
زخمی که سالها باقی میماند
تجربه جنگهای گذشته در ایران نیز نشان میدهد که طبیعت هزینه سنگینی از درگیریهای نظامی میپردازد. در دوران جنگ ایران و عراق، بخشهایی از جنگلها، نخلستانها، تالابها و اراضی طبیعی مناطق مرزی آسیب دیدند. آتشسوزیها، انفجارها، استقرار تجهیزات نظامی و جابهجایی گسترده خاک، آثار قابل توجهی بر اکوسیستمهای غرب و جنوب کشور بر جای گذاشت. برخی از این مناطق سالها زمان نیاز داشتند تا بخشی از توان طبیعی خود را بازیابند.
جنگ همچنین حجم عظیمی از پسماند و نخاله تولید میکند. آوار ساختمانها فقط شامل مصالح ساختمانی نیست؛ بلکه ترکیبی از فلزات، پلاستیکها، مواد شیمیایی، سوختها و دیگر آلایندهها را در خود جای داده است. اگر مدیریت این پسماندها به شکل اصولی انجام نشود، میتوانند به منبعی جدید برای آلودگی خاک و آب تبدیل شوند.
در سطحی گستردهتر، جنگ به تغییرات اقلیمی نیز دامن میزند. آتشسوزیهای وسیع، مصرف بالای سوختهای فسیلی، تخریب پوشش گیاهی و انتشار گازهای گلخانهای باعث افزایش ردپای کربنی درگیریهای نظامی میشود. به همین دلیل کارشناسان محیط زیست معتقدند که جنگ نهتنها یک بحران انسانی و سیاسی، بلکه یک بحران اقلیمی نیز به شمار میرود.
محیط زیست، قربانی خاموش جنگ
با این حال، شاید مهمترین ویژگی خسارتهای زیستمحیطی جنگ، نامرئی بودن آنها باشد. ساختمان ویرانشده دیده میشود و قابل شمارش است، اما کاهش جمعیت یک گونه جانوری، آلودگی یک سفره آب زیرزمینی یا تضعیف یک اکوسیستم ممکن است سالها بعد آشکار شود. به همین دلیل محیط زیست را «قربانی خاموش جنگ» مینامند؛ قربانیای که معمولا در محاسبه هزینههای جنگ جایی ندارد.
اکنون، ضرورت دارد ارزیابی مستقلی از پیامدهای زیستمحیطی جنگ اخیر انجام شود. پایش کیفیت هوا، بررسی آلودگی خاک و آب در نزدیکی انبارهای نفت مورد اصابت، ثبت خسارتهای واردشده به حیات وحش و ارزیابی وضعیت مناطق طبیعی آسیبدیده باید بخشی از برنامه بازسازی پس از جنگ باشد. زیرا بازسازی ساختمانها ممکن است در چند سال انجام شود، اما ترمیم طبیعت گاه به دههها زمان نیاز دارد. جنگها روزی پایان مییابند، اما آثار آنها بر محیط زیست لزوما با اعلام آتشبس از بین نمیرود. درختی که سوخته، پرندهای که از بین رفته، خاکی که آلوده شده و زیستگاهی که تخریب شده، یادآور این واقعیت است که طبیعت نیز در هر جنگی زخمی میشود؛ زخمی که اگر دیده نشود، میتواند برای نسلهای آینده باقی بماند.
نظر شما